ایده، خلاقیت و نوآوری

  • توسط مدیر
  • یکشنبه , ۱ مرداد ۱۳۹۶
  • 0

این مقاله ی کوتاه با تعاریفی ساده و جامع از مفاهیمی که نقش اساسی در فرآیند کارآفرینی دارند( ایده، خلاقیت، نوآوری) تصویر واضح تری به شما ارائه می دهد.

شما نیز تا کنون حتماً این را تجربه کرده اید که برای مشکلی که پیش می آید، راه کاری نو به ذهنتان خطور کند. وقتی وسیله ای خراب می شود برای تعمیر آن از راه حل های جدید استفاده کرده اید یا فکر و ایده ای به ذهنتان رسیده که به نظر می رسد قبلاً به فکر کسی نرسیده باشد. در کودکی برای ساختن کاردستی از لوازم دور انداختی استفاده کرده بودید یا شاید هنوز هم برای انجام کارهایتان روش های مخصوص به خود را دارید و ایده های منحصر به فردی به ذهنتان رسیده است.

وقتی من بچه بودم برای ساختن کاردستی که فرآیند تولید شیر را نشان می دهد از چندین پارچه ی دور انداختی، کمی گواش، خودکار مشکی و شیشه ی پودر پنیسلین و چسب چوب استفاده کردم که خاطرم می آید آن کاردستی سه سال به دیوار راه روی مدرسه مان آویزان بود و همه با دیدن آن متعجب شده و مرا تحسین می کردند.

اکنون خلاقیت به عنوان یکی از ستون اصلی کارآفرینی و موفقیت به حساب می آید و برای شروع یک کسب و کار موفق اولین چیزی که به آن نیاز خواهیم داشت یک ایده ی خلاق و نوین است. در نتیجه خوب است ابتدا با خلاقیت آشنا شده و سپس بدانیم تفاوت خلاقیت با دیگر کارکردهای پویای ذهنمان چیست. بدین منظور ابتدا شما را به خواندن تعاریفی از خلاقیت، ایده و ایده ی برتر دعوت می کنم:

ایده ( انگاره):

ایده، یک مفهوم یا یک اثر ذهنی است.

ایده (انگاره یا طرح) در حقیقت یک طرح ذهنی است. شاید بتوان ایده دادن را اولین گام برای حل یک مشکل یا برآورده کردن یک نیاز دانست. به عبارت دیگر ایده ساده‌ترین راه حلی است که انسان در برابر یک مساله یا نیاز به آن فکر می‌کند. هر چند می‌توان یک ایده را بسط داد و پیچیده کرد.

به بیان دیگر، ایده متنی بر تفکری است که به این سئوالات پاسخ دهد :چه کنیم؟ چرا؟ چگونه؟ برای چه کسانی؟ پیش نیازها چیست؟

طرح یک ایده، با توجه به ماهیت ذهنی آن، می‌تواند فارغ از هر گونه قید و بندی صورت پذیرد. اما برای عملی کردن آن، باید به بسیاری از این محدودیت ها مثل قوانینی فیزیکی، حقوقی و … توجه کرد. طرح ایده‌های نو، رابطه مستقیمی با خیال پردازی و خلاقیت دارد .

خلاقیت(Creativity):

خلاقیت: بوجود آوردن چیزی نو درارتباط با بشریت از روشی دور از انتظار و جدید است.

استرنبرگ و لیوبارت (۱۹۹۹)؛ خلاقیت را این گونه تعریف می کنند: “توان تولید اثری نو و مفید.”

خلاقیت، فرآیند ذهنی کشف ایده‌ها و مفاهیم، یا آمیزش ایده‌ها و مفاهیمِ موجود است که توسط فرآیند بینش خودآگاه یا ناخودآگاه تحریک می‌شود. در واقع خلاقیت یعنی بکارگیری توانایی‌های ذهنی برای ایجاد یا تبلور یک فکر یا مفهوم جدید که برخی نیز آن را به ترکیب ایده ‌ها یا ایجاد پیوستگی بین ایده ‌ها تعبیر نموده‌ اند.

حالا، با دانستن این تعارف جامع، خوب است بدانیم ایده ی برتر چیست:

ایده ی برتر، ایده ی خلاقی است که راهکار بهتر و با ارزشتر را برای حل چالش موجود، پاسخ به یک نیاز و کشف دنیای ناشناخته ارائه و پاسخگوی سوالات زیر باشد:

چالش پیش رو چیست؟

مخاطب آن کیست؟

راهکار جدید ارائه شده چیست؟

حال، خوب است این را هم بدانیم که مفهومی به نام نوآوری وجود دارد که با خلاقیت متفاوت است، برای فهم بهتر، به تفاوت این دو مفهوم توجه کنید:

خلاقیت پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر جدید است در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکرجدید است. 

نوآوری به معنی به کارگیری تفکرات جدید ناشی از خلاقیت است که در یک سازمان می تواند به صورت یک کالای جدید خدمت و یا راه حل جدید انجام کارها باشد 

خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار تازه و نو است. 

تمایز این دو به این صورت است که اندیشه ای که خلق می شود علاوه بر بدیل بودن برای نوآوری باید در عمل قابل اجرا نیز باشد و افراد باید بتوانند که ایجاد را به نوآوری تبدیل کنند. 

حالا که ایده، خلاقیت و نوآوری را بهتر شاختیم، می خواهیم بدانیم در فرآیند کارآفرینی چه نقشی خواهند داشت، اما پیش از آن بیایید با تعریف کارآفرینی آشنا شویم: 

كارآفريني فرآيند يا مفهومي است كه در طي آن فرد كارآفرين با ايده هاي نو، خلاق و شناسايي فرصت هاي جديد با بسيج منابع، به ايجاد كسب و شركت هاي نو ، سازمان هاي جديد و نوآور رشد يابنده مبادرت مي ورزد. اين امر توام با پذيرش خطرات است ولي اغلب منجر به معرفي محصول يا ارائه خدمات به جامعه مي شود. انگيزه هاي مختلفي در كارآفرين شدن مؤثر مي باشد كه از جمله آنها : نياز به موفقيت، نياز به كسب درآمد و ثروت، نياز به داشتن شهرت، و مهمتر از همه نيازمندي به احساس مفيد بودن و استقلال طلبي را مي توان نام برد.

با این تعریف متوجه می شویم که حضور خلاقیت، شکل گیری ایده ها و وجود نوآوری، هرسه در فرآیند کارآفرینی مهم و دخیل هستند. برای اینکه بتوانید کارآفرین باشید، باید ابتدا خلاق باشید، ایده هایی به ذهنتان خطور کند، توان نوآوری داشته باشید و سپس با پذیرش ریسک کار، با امکانات موجود، شور و علاقه و اراده ای مستحکم، به عمل دست بزنید.

میان افکاری که ایده هستند و چیزهایی که ایده محسوب نمی شوند، تفاوت وجود دارد؛ اما چه چیزی ایده نیست؟

تفکری که در مورد چیزهای موجود بوده و باعث تغییر در ساختار آنها نشود ایده نیست ولی اگر محصول جدیدی را بوجود آورد ایده است.

مانند ساخت تلویزیون با سایز بزرگ با ویژگی های خاص و برتر ایده نیست زیرا ساختار را  تغییر نمی دهد اما ساخت یک تلویزیون با ساختار جدید مثلا ویژگی اتصال به کامپیوتر و یا LCD, LEDدرزمان خود ایده بوده ولی الان ایده نیست.

معیارها و شاخص هایی که ایده را از غیر ایده جدا می کند، زیر مجموعه دو اصل مهم هستند:

«خلاق بودن» و «کارآیی داشتن».

معیارهای خلاق بودن ایده:

  • ساده بودن

  • زیرکانه بودن

  • به خوبی ترسیم و ارائه شدن

  • آشنا و مأنوس بودن

  • قوی و رسا بودن

  • توانایی بکارگیری آن در چند زمینه

  • تازه و اصیل بودن

  • انعطاف پذیری و قابل تغییر بودن

  • توانایی به چالش کشیدن آن

ایده ای که همه معیارها را دارد یک امتیاز ویژه می گیرد.

شاخص های کارآیی:

  • در عین بزرگی، ساده بودن

  • استراتژی کسب و کار را حمایت کردن

  • بطور مشخص جدید و بهتر بودن

  • قابل اثبات بودن

  • سوددهی

  • به سرعت و به آسانی اجرا شدن

  • در راستای اولویت های فناوری کشور قرار گرفتن

  • خلاق بودن ایده

 

فرد خلاق و ویژگی های او:

آلن کار، در کتاب روان شناسی مثبت، ویژگی های شخصی که خلاقیت را آسان می کند این گونه بر می شمارد:

  1. استعداد یا قریحه ی خاص،

  2. انگیزش درونی برای سخت کار کردن در رشته ای که فرد استعدادش را دارد.

  3. مهارت به خوبی پرورش یافته برای تفکر واگرا،

  4. گشودگی به تجربه

  5. انعطاف پذیری

  6. داشتن سرشتی ساختار شکن

فرد خلاق می تواند نوعی دیگر به مسائل نگاه کند، یعنی به راه حل ها و پاسخ های موجود اکتفا نمی کند و ذهن پرسشگر او مدام در حال بررسی امکان های مختلف است. فرد خلاق نگاه خود را توسعه می بخشد و از تعابیر و برداشت ها عبور می کند و برای یافتن بهترین راه حل و ایده، صبور است. بنابراین حال می دانیم برای کارآفرین بودن، باید به ذهن خود اجازه ی خلاق بودن و پرواز کردن بدهیم، نوع نگاه و دید خود را عوض کنیم و از زوایای مختلفی به هر مسئله بیاندیشیم. برای کارآفرین بودن باید ایده هایمان را در چارچوب خلاق بودن و کارآمدی دسته بندی کنیم تا گرفتار ایده نماها نشویم و در آخر نوآوری خود نیز می تواند به پویایی بیشتر تولید یک محصول یا خدمت کمک کند و همواره از عناصر اصلی پیشرفت در کسب و کار بوده است.

منابع:
وب سایت رسمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد میبد www.maybodiau.ac.ir 
وب سایت مرکز کارآفرینی دانشگاه اصفهان www.ui.ac.ir
وبلاگ رسمی علی خداشاهی www.alikhodashahi.blogfa.com
وب سایت رسانه های اجتماعی www.socialmedia.ir
کتاب ۱۰۱ تکنیک حل خلاق مسئله، (راهنمای اندیشه نو برای کسب و کار)، تالیف : جیمز هیگینز، ترجمه : محمود احمدپور داریانی.
کتاب روان شناسی مثبت، علم شادمانی و نیرومندی های انسان؛ نوشته: آلن کار، ترجمه: حسن پاشا شریفی، جعفر نجفی زند.
  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

نوشته های تازه

مقالات ویژه اعضا

دسته ها

error: Content is protected !!