ایده ها در انتظار شما

  • توسط مدیر
  • دوشنبه , 29 ژوئن 2020
  • 0

چگونه ایده ها منتظر شما هستند تا درهای ذهنتان را به روی آن ها باز کنید ؟

خلاقیت در دنیای شما چه معنایی دارد؟ شاید با خودتان فکر کنید، عضویت در گروه تئاتر مدرسه، نوشتن مقاله‌ای ادبی یا ارائه طرحی خوب در کلاس سفالگری، می‌تواند نیروی شگفت‌انگیز خلاقیت را در وجود شما بیدار کند. هرچند عنصر خلاقیت در تمامی این موارد می‌تواند وجود داشته باشد اما مفهوم واقعی

خلاقیت چیزی بیشتر از انجام یک «فعالیت هنری» است.

خلاقیت یعنی دریافت الهاماتی که در جهان هستی وجوددارد . در واقع دریافت الهامات جهان هستی یعنی در زندگی بهترس هایمان  اجازه ندهیم که مانع رسیدن الهامات به قلب‌مان شوند و همیشه کنجکاو و خلاق بمانیم.

در بیشتر اوقات درست در لحظاتی که از جان و دل می‌خواهیم دست به ابتکار بزنیم، سایه ترس و تردید در وجودمان رخنه می‌کند. ترس‌ها و تردیدها با زمزمه‌هایی مانند «من مهارتی ندارم ،دیگر برای من خیلی دیر شده هیچ‌کس اهمیتی به گفته‌های من نمی‌دهد» و یا«من وقت و پول کافی برای سرمایه‌گذاری ندارم» ذهن شما را فلج کرده و گویی با ریسمانی نامرئی دست‌وپای شما را برای انجام کار مورد علاقه‌تان می‌بندد.

بهترین راهکار این است که به جای ترسیدن از تردیدهایی که مدام در گوشتان زمزمه می‌کند، آن‌ها را به عنوان امری طبیعی بپذیرید.

شما تنها یکبار زندگی میکنید پس به ترس ها اجازه ورود ندهید !!

دو دلیل برای ترس از انجام کارهای خلاقانه وجود دارد ..دلیل اول اینکه شاید بسیاری از شما  از کودکی با یک توصیه تکراری و همیشگی روبه‌رو بودید که این توصیه به ما یادآور می‌شد که تنها راه دست‌یابی به شادی و خوشبختی در زندگی، «داشتن تحصیلات خوب» و «مشغول شدن به کار در یک حرفه جدی» است.

تزریق این طرز فکر باعث شد که اغلب افراد به جای جستجو برای یافتن شغلی خلاقانه و یا پی‌گیری

انگیزه و اشتیاق باطنی‌شان، دست به کارهای تکراری و مشابهی بزنند که دیگران مشغول به آن بودند.

چنین رویکرد اشتباهی باعث خروجی‌های مشابهی از افراد تحصیل‌کرده خواهد شد؛ تحصیلکرده‌هایی که

 جز پشت میز نشستن و سیستم‌های اداری کار دیگری از آن‌ها بر نمی‌آید و با خلاقیت بیگانه‌اند.

اما دلیل دیگری که باعث ترس افراد از انجام کارهای خلاقانه می‌شود، احتمال شکست در انجام آن است. معمولا بسیاری از تلاش‌های اولیه برای ایجاد یک کار خلاقانه، با تجربه شکست و ناکامی همراه می‌شود..

نتیجه این اتفاق وجود آدم‌های بی‌شماری با پتانسیل خلاقیت هستند که در بالفعل کردن این مهارت، ناکام می‌مانند.

معنای واقعی زندگی خلاقانه ، جایگزین کردن احساس کنجکاوی به جای احساس ترس است .

وقتی که نقاشی می‌کشید، شعر می‌گویید، صخره‌نوردی می‌کنید و یا به سراغ آشپزی می‌روید، در واقع کارهایی انجام داده‌اید که کنجکاوی‌تان را تحریک کرده‌ است. با همین چند کار ساده و لذت‌بخش، خلاقیت را به زندگی خود فراخوانده‌اید.

 

 

 

 

ایده هایی را که ناگهان به ذهنتان می رسد یادداشت کنید ..!

ما در سیاره‌ای زندگی می‌کنیم، که علاوه بر انسان‌ها، موجودات دیگری نیز در آن زندگی می‌کنند. مطئنم تا به حال ازین زاویه بهش نگاه نکرده بودید ! بله ایده‌ها نیز همانند موجوداتی هستند که در دنیای اطراف ما زندگی می‌کنند. اما ایده‌ها اغلب در اطراف کسانی زندگی می‌کنند، که جسارت تبدیل کردن آن‌ها به واقعیت را داشته باشند.

بیایید با هم شرایطی را تصور کنیم، که یک فکر ناب و جذاب به ذهن شما خطور می‌کند و از سرتان بیرون نمی‌رود. این فکر، همه جا همراه شما است و به هر طرف که نگاه می‌کنید، نمودی از آن در مقابل چشمان‌تان ظاهر می‌شود؛ گویی آن ایده به زندگی شما چسبیده و در لحظه‌های ساکت و آرام نیز راه خلاصی از آن وجود ندارد.

اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، احتمالا شانس، به شما رو آورده و در شرف خلق یک ایده ناب هستید!

در این شرایط، نباید اجازه دهید تا کارهایی مانند خرید مواد غذایی، تماشا کردن تلویزیون و سایر کارهای روزانه و معمولی، حواس شما را از چنین ایده نابی پرت کند. این ایده به شما الهام شده، بنابراین به استقبالش بروید، با اشتیاق آن را بپذیرید و روی آن کار کنید.

 

بنابراین شاید بتوان چنین نتیجه گرفت که ایده‌ها یک پدیده عرفانی و پر از رمز و راز هستند…

برای خودتان فرصت آفرینش ایجاد کنید !

منابع الهام‌بخش زیادی در اطراف همه ما وجود دارد و دائما می‌توانیم از تمام منابع موجود در جهان هستی بهره‌برداری کنیم. اما به نظر شما، چرا اغلب ما همیشه کارها را نصفه و نیمه رها کرده و اغلب اوقات برای شروع یک کار یا پروژه امروز و فردا می‌کنیم؟ واقعا مشکل کار کجاست؟

حقیقت آن است، که اغلب آدم‌های خلاق، خود ، بزرگ‌ترین مانع خودشان هستند. پیگیری یک کار خلاقانه،‌ حرکتی جسورانه است و ما اغلب به خودمان یادآور می‌شویم که هنگام کار نباید به سمت چالش‌ها رفت. با اینکه صدای درون‌مان از ما می‌خواهد که برای خلق یک رویداد تلاش کنیم، اما این صدا در آن لحظات برایمان  عجیب و مسخره به نظر می‌رسد.

برای آنکه خودتان را از محدوده بدون خلاقیت آزاد کنید، باید به صدای درونی خود گوش کنید. شما حق دارید که در آفرینش چیزهای جدید شریک باشید. پس برای خودتان این امکان را فراهم کرده و بلند بگویید: «من یک نویسنده‌ام»، «من یک بازیگرم» یا «من یک عکاس هستم» و از هیچ چیزی نترسید.

با این‌کار به خودتان و دنیا پیام می‌دهید که شور و شوق خود را برای عملی کردن یک ایده دنبال می‌کنید و هیچ چیز نمی‌تواند مانع شما شود. اشتیاق شما با تکرار آن‌چه که دوست دارید، آن‌قدر زیاد می‌شود که حتی پذیرفته نشدن شما در جامعه نیز نمی‌تواند جلوی پیشرفت شما را بگیرد!

کسانی که می‌خواهند مانع شما شوند و سنگ بر سر راه‌تان بیاندازند، مانند شما انسان هستند بنابراین نباید چندان آن‌ها را جدی گرفت.

اگر ماجراهایی که کشف می‌کنید به شما برای کنار آمدن با مشکلات‌تان کمک می‌کند، پس تازگی و نوآور

 بودن آن‌ها اصلا اهمیتی ندارد. این تجربه واقعی در زندگی است، که دانش لازم برای خلاقیت و رشد مهارت‌مان را فرآهم می‌کند.

 

خلاقیت در دنیای واقعی و حقیقی متولد شده است. فقط لازم است آغوش‌مان را برای دریافت این موهبت بزرگ، باز کنیم تا به سرچشمه آن متصل شویم.دیگر وقت آن رسیده که برای اثبات خودتان تنها به دنبال مدارک و تحصیلات عالی نباشید؛ به جای آن بهتر است یک فرد سرحال، سرزنده و خلاق باشید.

 

با مجموعه مقالات کاربردی در  آکادمی هفت با شما همراه هستیم …

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

error: Content is protected !!