از چاقی بمیرید یا در قطب جنوب مایو بپوشید


academyhaft 5 شهریور 1396 دقیقه مطالعه
iOS 14

دسترسی سریع به عناوین

طوفان فکری(Brain Storming):

روشی برای یافتن پاسخ به مسائل، که از طریق آن تمام اعضای گروه به سرعت تمام افکار، آرمان ها و طرح هایی را که به ذهنشان می‌رسد، مطرح می‌کنند. در یک طوفان فکری خوب چیزی به نام ایده‌ی بد وجود ندارد. این نکته‌ای است که باید بارها در طول جلسه مورد تاکید قرار گیرد. باید بر این پندار باطل که تنها ایده‌های عملی ارزشمند و شایان توجه اند خط بطلان کشید. بعضی اوقات احمقانه ‌ترین ایده که در آغاز غیر عملی به نظر می‌رسید پس از مدتی جالب ترین ایده از آب در می‌آید و ممکن است با اندکی جرح و تعدیل به راه‌حلی مفید و عملی منجر شود. تردیدی نیست که نهایتاً باید تصمیم بگیرید چه کاری عملی است. اما این اتفاق نباید در مرحله «تولید ایده» صورت گیرد.

شرکت های بزرگ پیوسته می‌کوشند فعالیت ‌هایشان را قابل سنجش و اندازه‌گیری کنند. اما مشکل اینجاست که بعضی اوقات پروژه‌ها با مقیاس زمانی مشخصی که از پیش برایشان تعیین شده تمام نمی‌شوند. در چنین شرایطی ضرورت دارد مانند مایکروسافت از انجام تشریفات اداری خودداری کرده و ذهنتان را به فرآیند اجرایی متمرکز کنید. درست به مانند آتش‌ نشان هایی که بی درنگ به سمت حریق می‌شتابند و آن را خاموش می‌کنند. امروزه سرپرست‌های بسیاری از پروژه‌ها برای پیشبرد اهدافشان با پیروی از راهبرد فوق یک گروه را از مسیر کاری معمولش جدا کرده و به آنان اجازه می‌دهند با شکستن هنجارها، متفاوت از دیگران بیندیشند و کار کنند.

دو نفر از دانشجویان دوره‌ی خلبانی نظامی تصمیم گرفتند آنچه از اساتیدشان آموخته بودند را مبادله کنند. خلبان اول گفت:«استاد من هزار روش برای به پرواز درآوردن هواپیما به من آموخت.» خلبان دوم گفت:«استادم تنها سه قانون به من یاد داد و آن هم سه کاری است که نباید انجامشان بدهم و در انجام سایر موارد اختیار تام دارم.» از این ماجرا می‌توان چنین برداشت کرد که بهتر است به جای تمرکز به انجام بسیاری از امور که باید انجام شود توجه تان را به چند مورد انگشت‌ شمار که برخلاف قانون است و نباید انجام شود معطوف کنید. همچنین به ما یادآوری می‌کند که بین قانون و توصیه فرق است.

لطفاً کیف پولتان را بیرون آورید

مردم دنیا به دو گروه تقسیم می‌شوند: نخست افرادی که نسبته به هدف، ایده‌آل، آرمان و طرح و نقشه‌شان در تردید به سر می‌برند و برای انجام آن محتاج توصیه و تجویز دیگرانند؛ و دوم، افرادی که در انتخاب عمل‌شان آزادند. می‌خواهند به سویی بروند که خود می‌خواهند، آنچه را که دوست دارند انجام دهند و همان چیزی بشوند که می‌خواهند بشوند. همچنین در ارتباط با این دو گروه باید گفت فرصت ها هر روز در خانه‌ی ما را می‌کوبند و بعد در گوشه‌ای به انتظار می‌ایستند تا به سراغشان برویم و تنها افرادی که این کار را می‌کنند برنده‌ اند. در هر سازمانی همواره فرصت هایی در دور و اطرافتان وجود دارد و شما ندانسته و ناخواسته بی تفاوت از کنارشان می‌گذرید. حتی اگر بهره ‌برداری از این فرصت‌ها با اوضاع و موقعیت ‌تان سازگار نیست با توسل به ذخایر باطنی خویش می‌توانید راهی برای انطباق مهارت‌هایتان با چالش‌های جدید پیدا کنید.

کارآفرینان موفق در هر جا که حضور دارند- خانه، محل کار، خواروبارفروشی، هواپیما، کنار دریا، مطب پزشک، زمین بیس بال- برای درست کردن چیزهای ناقص و یا معیوب فرصت های متعددی پیدا می‌‌کنند.

برای مطالعه مقدمه مقاله کلیک کنید:
مقدمه
مقاله های مرتبط:
اسرار دره‌ سیلیکون(Silicon Valley)
استاد! آیا این سوال در امتحان می‌آید؟
منبع: ای کاش وقتی 20 ساله بودم، میدانستم
برچسب‌ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Rating*