بنیانگذار شرکت مبلمان مارک ویلکینسون


academyhaft 18 بهمن 1396 دقیقه مطالعه
iOS 14

دسترسی سریع به عناوین

مارک ویلکینسون

تاریخ تولد: ۲۵ اکتبر ۱۹۵۰

وضعیت تأهل: متأهل با دو فرزند

بالاترین سطح تحصیلات: دبیرستان

مدارج تحصیلی: عضو انجمن طراحان رسمی، عضو منسا

علایق: آموختن اسب سواری، غواصی با دستگاه دمزنی (اسکوبا)، تیراندازی به بشقابک سفالی که به هوا پرتاب می شود، آشپزی.

فلسفه شخصی: «مهم این است که برمبنای یک معیار اخلاقی زندگی کنیم.»

مارک ویلکینسون در مدرسه دوران راحتی نداشت. او به شدت خوانش پریش بود اما تا دهه ۱۹۵۰ هیچ کس نمی دانست او چه مشکلی دارد و به همین دلیل شرایط او تشخیص داده نشده بود. در نتیجه اغلب اوقات از پنجره بیرون را نگاه می کرد. زمانی که از پنجره بیرون را نگاه می کرد به تدریج هنر نگاه کردن به اشیا به روشی کاملا متفاوت را آموخت.

یک معلم موسیقی در مدرسه او را ترغیب به آواز خواندن کرد و در سیزده سالگی به قدری خوب می خواند که تحصیل در دانشکده موسیقی لندن به او پیشنهاد شد. اما خانواده اش به او توصیه کردند که این کار را نپذیرد زیرا آنها فکر نمی کردند که او بتواند با آن محیط سازگار شود.

خوشبختانه او مورد حمایت استاد هنرهای دستی قرار گرفت که این استاد نیز سایر معلم ها را متقاعد کرد که به او اجازه دهند در انتهای کلاس به تنهایی کار کند. ویلکینسون پنجره هایی با شیشه های رنگی می ساخت و چیزهایی از چوب می تراشید، در حالی که در کلاس، درس های دیگری تدریس می شد.

ویلکینسون کم کم بعد از ظهرها و تعطیلات آخر هفته با پدر و پدر بزرگش که هر دو نجار بودند در ساختن مبلمان همکاری می کرد. وقتی در چهارده سالگی مدرسه را بدون کسب هیچ مدرک تحصیلی رها کرد و حتی به سختی قادر بود بخواند یا بنویسد، فهمید این همان چیزی است که با روحیه اش همخوانی دارد.

در نوزده سالگی ویلکینسون به قدری در این کار مهارت یافته بود که به او پیشنهاد شد در کالجی در های­ویکامب در رشته مبلمان سازی تحصیل کند. اما یک بار دیگر او این پیشنهاد را رد کرد، این بار به این دلیل که فکر می کرد هنوز توانایی این کار را ندارد و از طرفی از شکست می ترسید. اما وقتی خانواده اش به سامرست نقل مکان کردند او هم با آنها رفت و بدون هدف مشخصی یک صومعه متروکه با نه اتاق خواب را خرید. از آنجا که هیچ پولی از خودش نداشت، با خانم فروشنده قرار گذاشت که وجه را به صورت اقساط پرداخت کند.

ویلکینسون با کمک دوستان خود صومعه را بازسازی کرد و سپس اتاق ها را به آنها اجاره داد. او همچنین کارگاهی را در باغ صومعه برپا کرد و در آنجا به ساخن در و پنجره چوبی برای شرکت های ساختمان سازی محلی پرداخت.

ویلکينسون کارهای دستی خود را به مدت چند سال متوقف کرد تا اینکه برای زندگی به مکانی در جنوب لندن رفت و به کار برای یک موسسه خیریه پرداخت اما باز هم با چند تن از دوستانش به ایجاد یک کارگاه مبل سازی روی آورد. اواخر دهه ۱۹۷۰، آغاز دوره چوب کاج خطدار با پارچه های لورا اشلی و ولش بود. ویلکسون خیلی زود تقاضایی برای طرح منحصر به فرد خود از مبلمان چوبی دست ساز دریافت کرد.

تحول عمده او وقتی بود که از وی خواسته شد آشپزخانه ای از چوب کاج کهنه برای همسر مدیر موسسه ضبط و پخش موسیقی به نام کریس رایت، صاحب صفحه های کریسالیس طراحی کند. ناگهان ویلکینسون غرق سفارش های متفاوت شد. در سال ۱۹۷۸ او و دوستش شرکت اسمال بون را بنیانگذاری کردند و بلافاصله آشپزخانه های دست ساز منحصر به فرد آنها طرفداران زیادی پیدا کرد. اما چهار سال بعد تصمیم گرفت اسمال بون را ترک کند و دوباره برای خودش به طور مستقل کار کند.

ویلکینسون اکنون شرکت خودش را اداره می کند و در آن به طراحی آشپزخانه، اتاق خواب و حمام های سفارشی می پردازد. او به تازگی طیفی از تابلوهای نقاشی و مجموعه ای از جعبه، کاسه و سینی فراهم کرده است. شرکت او تحت عنوان مارک ویلکینسون فرنیچر که او مالک ۶۵ درصد از سهام آن است، 270 کارمند دارد و فروش آن در سال 2004 معادل 20 میلیون پوند بوده است.

مقاله مرتبط:
چگونه موفق شدم
منبع: چگونه موفق شدم نوشته راشل بریج
برچسب‌ها :

One thought on “بنیانگذار شرکت مبلمان مارک ویلکینسون”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Rating*