رازهای جذب پول


academyhaft 17 مرداد 1396 دقیقه مطالعه
iOS 14

دسترسی سریع به عناوین

باورت درباره‌ی خودت چیست؟

راز اول: باید باورهایت را درباره‌ی خود تغییر بدهی

ما تا وقتی که باور داریم که نمی‌توانیم صد متر را در نه ثانیه بدویم، بدون شک نمی‌توانیم یک دونده‌ی حرفه‌ای بشویم و هرگز هم زحمت این کار را به خود نمی‌دهیم. چرا؟ چون می‌دانیم که نمی‌توانیم بدویم. حال، شما بگویید که آیا درباره‌ی خودتان، کارتان و آینده‌تان چه باورهایی دارید؟

من و شما تا زمانی‌ که نتوانیم اعتقاداتمان را در مورد خودمان و چیزهایی که می‌خواهیم تغییر بدهیم، نمی‌توانیم به چیزهایی که می‌خواهیم برسیم. آنتونی رابینز به شاگردانش آموزش راه رفتن با پای برهنه بر روی زغال گداخته می‌دهد، بدون اینکه کوچکترین اثری از سوختگی بر روی پای آنها ظاهر شود. او بر این باور است که هیچ غیرممکنی، غیرممکن نیست. برای رسیدن به چنین میزانی از توانایی در برابر مسیر رویاهایتان، می‌بایست ابتدا عاشق کارتان باشید و فکرهای خیلی بزرگی برای آن داشته باشید.

یکی از موانع اصلی پیشرفت، افکار نادرستی است که با خود حمل می‌کنیم. به عنوان مثال:

  • تو تا حالا یه آدم پولدار سالم دیدی؟ همشون از دم دزد و کلاه بردارن.

  • یا پارتی یا بیکاری. بد زمونه‌ای شده!

  • با این گرونی مگه میشه چیزی خرید و پولدار شد.

در جامعه شناسی نظریه‌ای هست که می‌گوید: انسان همیشه به گذشته بهتر از آینده و حال خودش نگاه می‌کند و همیشه خاطرات خوب خودش را در گذشته به خاطر می‌آورد اما خاطرات منفی را کمتر به یاد می‌آورد. این افکار همیشه به این مسئله دامن می‌زنند که ما گذشته را بهتر از آینده و حال می‌دانیم. در حالیکه در گذشته نیز با توجه به ارزانی، همیشه دستمزد و پول کمتری در اختیار مردم بوده است.

یک نظریه دیگر هم در جامعه شناسی هست که میگوید : انسان‌ها به ساختن انواع شایعه، آن هم در حد وسیع علاقه دارند و هدفشان از ساخت این شایعه‌ها این است که برای توجیه کم‌کاری و تنبلی خود از آنها استفاده کنند. و ناتوانی خود را پشت آنها پنهان کنند.حرف ها و شایعه‌های نادرست را چه کسی برای پولدارها ساخته است؟ چه کسانی این حرف‌ها را پشت سر آنها می‌زنند؟ متاسفانه این جو فکری مسمومی است که از طرف بی‌پول‌ها برای پولدارها ساخته شده است. ما همانگونه که برای ترک کردن سیگار، سراغ یک سیگاری نمی‌رویم، به حرف انسان‌های ناکام و درمانده از بازی زندگی نیز که در حل مشکلات خود موفق نشده‌اند، گوش نخواهیم داد.

هر انسانی توان پولدار شدن را دارد. حتی شما!

اصلی‌ترین شرط برای به دست آوردن هر چیزی اعتماد به نفس است. می‌گویند روزی آقای زیگورات وارد بانک شد و تقاضای 5000 دلار وام کرد. رییس بانک دلیل وام را از او پرسید و آقای زیگورات در جواب گفت: «میخواهم کارخانه‌ی نوشابه سازی راه بیندازم و رقیب کوکا کولا بشوم.» همه خندیدند. جالب آنکه زیگورات هیچگاه خنده‌های آنها را نشنید. و بعدها هم که از او پرسیدند گفت: چیزی یادم نمیاد. نشنیدنش یک علت داشت. چون از آن موقع که این درخواست را داد می‌توانست خود و کارخانه‌اش(Redbull) را تصور بکند.

راز دوم: شکست خوردن و نحوه‌ی برخورد با آن

همه‌ی ما پس از شکست‌هایی که در زندگی متحمل می‌شویم همان حس ناکامی را تجربه می‌کنیم که تمام انسان‌های روی زمین. با این تفاوت که ما سالها در تلخی شکست‌هایمان می‌مانیم و توان حرکت کردن  دوباره را از دست می‌دهیم؛ اما انسان‌های موفق به جای ماندن در چنین حالتی، یادگرفته اند که چگونه با آن مقابله کنند.

راز سوم: اشتیاق سوزان داشته باش

تا زمانی‌که تخیل و تصور نداشته باشی قادر به ساختن چیزی در دنیای بیرون نیستی پس باید تمام آرزوهایت را درون ذهنت بسازی و بعد بدنبال متجلی کردن آن در دنیای بیرون باشی. نقل است که دو برادر دوچرخه‌ساز که همیشه رویای پرواز در سر داشتند و به پرواز پرندگان در آسمان خیره بودند. آنقدر هم به این کار در ذهن و روی زمین و هوا ادامه دادند که بالاخره توانستند هواپیما را اختراع کنند. بله آنها «برادران رایت» بودند.

 یک نکته مهم: تخیل و تصوراتت را از ته قلبت باور کن اما به کسی درباره‌ی آن چیزی نگو. مردم همیشه آماده‌اند تا تو را دست بیندازند و مسخره کنند. به این دلیل که خود آنها ناکام بازی زندگی خویش‌اند. پس چه کسی بهتر از شما برای فرافکن کردن ناکامی‌های خودشان.

راز چهارم: استقامت فراوان در رد شدن و شنیدن جواب منفی

تمام بزرگان دنیا بارها نه شنیده‌اند و تمام کوچک‌های دنیا حتی یک بار هم نه نشنیده‌اند. نقل است که ادیسون 999 بار به خطا رفت تا بالاخره توانست در دفعه‌ی هزارم لامپ را اختراع کند و کنتاکی 1009 مرتبه جواب نه شنید تا توانست دستور پخت مرغش را به دنیا عرضه کند. پس با شنیدن جواب منفی خود را از دست رفته نبینید و دوباره تلاش کنید. یادتان باشد بعد از نه شما همان آدم سابق هستید و اتفاقی برایتان نمی‌افتد.

راز پنجم: انتقاد پذیر باش و و اگر لازم شد تغییر مسیر بده

به دوعلت انتقادپذیری را جزو خصوصیات اخلاقی خود قرار بده. علت اول: خیلی از انتقادها اشتباه نیستند و گوینده قصد و غرضی ندارد. علت دوم: بی محلی کردن به انتقادها در آینده‌ی کاری ما تاثیری منفی دارد.

راز ششم: اعتقاد و ایمانت را بر هم منطبق کن

اعتقاد و ایمان به مثابه یک میز هستند که اعتقاد مانند صفحه‌یروی آن میز و ایمان مثل پایه‌های آن است. پس تا زمانی که ایمان نداشته باشی، میزی هم نداری. در مورد ایمان داشتن به آینده‌ی میلیونرشدن‌تان، باید چیزهایی ببینید و بشنوید و حس کنید که باعث بشود در ذهن ناخوداگاه‌تان، سند پولداری شما امضا شود. اما متاسفانه اکثر انسان‌ها چیزهایی دیده، شنیده و احساس کرده‌اند که بر خلاف اصل میلیونر شدن‌شان بوده است. و همین باعث شده احساس کنند که همیشه بی پول می‌مانند. چاره‌ی کار در این است که:

  • مطالعه کنید.

  • اطرافیان و دوستانت را از بین پولدارها و انسانهای موفق انتخاب کن.

  • اطرافیان و دوستانت را از بین کسانی انتخاب کن که به تو اعتماد به نفس می‌دهند و تو را وادار به پیشرفت میکنند.

راز هفتم: علت‌های کمی برای پولدار شدن دارید

به اطراف خود نگاه کن و حداقل 15 دلیل برای پولدار شدن خود پیدا کن. با دو سه دلیل نمی‌توان پولدار شد. هر چیزی را که دوست داری دلیل خود قرار بده. از لباس شیک و سفرهای خارجی تا چیزهایی که فکرش را تا حالا نمی‌کردی. هر روز و هرشب به آنها فکر کن، داشتن‌شان را تصور کن و با رویایشان زندگی کن.

راز هشتم: هدف

بین «دلیل داشتن» و «هدف داشتن» تفاوت است. ممکن است دلیل ورزش برای یک ورزشکار حرفه‌ای سلامتی و نشاط باشد اما هدفش گرفتن عنوان قهرمانی در سطوح مختلف ملی و جهانی باشد. بعد از مشخص کردن دلایل‌ تان حال سعی کن اهداف‌تان را از کوچک به بزرگ مشخص کنی تا به مرور به آنها برسی. هدف نهایی کسب وکارت را چنان بزرگ و دست‌نیافتنی قرار بده که هیچ وقت در این دنیا به آن نرسی. چون بعد از آن به پوچی می‌رسی و احساس میکنی که دیگر در این دنیا هدفی نداری.

بالاخره باید کاری‌ کرد:

شما اگر برای خرید یک کالا کلی درباره‌ی آن تحقیق کنید تا با بهترین کیفیت و قیمت آن را تهیه کنید؛ اما متاسفانه درباره‌ی کارتان به این اندازه اهل سبک و سنگین کردن نیستید. چون جامعه و خانواده به ما یاد داده‌اند که هرکاری را باید دو دستی چسبید. پس عشق به کار را هرگز فراموش نکنید .

پیشنهاداتی برای شروع کار بدون داشتن سرمایه

پیشنهاد اول: زدن آگهی تعمیر وسایل برقی بدون داشتن مغازه. اگر فنی و به قول معروف آچار به دست هستید به راحتی می‌توانید انواع و اقسام کارهای این حیطه را در آگهی‌تان بیاورید و با برچسب زدن آن در محل و خیابان نتیجه‌ خوبی بگیرید.

پیشنهاد دوم: برای آدم‌های خوش سر و زبان. اگر به مراکز عمده فروش در شهرتان مراجعه کنید متوجه خواهید شد که برخی از این اقلام از جمله پوشک بچه و دستمال مرطوب و … به نسبت قیمت جزیی فروشی داخل سوپرمارکت‌ها، سود خوبی عاید شما خواهد کرد.

وسعت فکری خود را گسترش دهید

برای ورزشکار شدن باید حداقل چهار الی پنج سال ورزش حرفه‌ای کرد. برای دکتر شد نباید ده سال به سختی درس خواند و بعد مطب زد؛ برای پولدار شدن هم باید چندسالی کم پوشید، کم خورد و کمتر ریخت و پاش کرد. بعد از رسیدن به پول، می‌توانی صد برابر آن خریدهایی که قبلاً میخواستید را انجام بدهید.

همیشه باید خوب بود و از هر فرصتی استفاده کرد

اکثر مردم بیشتر از آنکه به دنبال راه حل برای گشایش کارهایشان باشند به دنبال معجزه می‌گردند. مهم نیست که شانس و اقبال چقدر سر راهتان قرار می‌گیرد. مهم این است که بتوانی از دل بدترین فرصت‌ها بهترینش را بسازی و بعد از آن حسرت انجام دادن کاری در شما نمانده باشد.

شوهر بی خاصیت من

خانم‌های محترم! شوهران شما، با هر خصوصیاتی که دارند به چند مسئله علاقه‌ی خاصی دارند و یکی از آنها رفاه شما و بچه‌های شماست. اما متاسفانه شما از روز اول به تکرار و پیروی از مادرتان، چنان بر سر آنها غر می‌زنید و آزارشان می‌دهید که توان کار را هم از آنها میگیرید. پس علت اصلی بی پولی، شما هستید. فقط تصور کنید اگر شوهر شما هم از همان روز اول شما را با دیگرا مقایسه می‌کرد، چه بر سرتان می‌آمد.

«اگر اصول گفته شده در فصول گذشته را رعایت نکرده باشید، باعث می‌شوندکه نه به پول برسید و نه به موفقیت. اگر تنها دلیل کارکردن شما فرار از گرسنگی است، بیشتر از این هم چیزی گیرتان نمی‌آید. اما افرادی که عاشق کارشان هستند اوضاع متفاوتی دارند. برای همین است که یک نقاش، نصف شب بیدار می‌شود تا نقاشی کند و یا یک مهندس بیدار می‌ماند تا نقشه‌اش را تکمیل کند. اگر می‌خواهید بدانید که چقدر عاشق کارتان هستید یا نه، به این دو حالت دقت کنید:

الف: هر وقت در ساعات غیرکاری به فکر کارت افتادی و آن هم نه از سر اجبار، بدان که عاشق کارت هستی.

ب: هر وقت این جمله را شنیدی یا با خود تکرار کردی، بدان که عاشق کارت نیستی؛ اَه، بازم شنبه شد، باید برم سر کار»

مقاله مرتبط:
چگونه در ایران پول پارو کنیم؟
منبع: راز جذب پول در ایران
برچسب‌ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Rating*