راه‌حل‌گرا بودن


academyhaft 7 آذر 1396 دقیقه مطالعه
iOS 14

دسترسی سریع به عناوین

پاسخ آن مرد به فاجعه

جک والش(Jack Walsh) در سال 1981 به همراه همسرش در یک مرکز خرید بودند که فرزندشان ربوده شد و بعد به قتل رسید. آنها تقریباً نابود شدند. خانواده والش ابتدا عصبانی بودند و در پی یافتن قاتل بودند. اما خیلی زود این مسئله را رها کرد و برای مسائل این چنینی، مدافع قربانیان جنایت‌ها شد و سازمانی به نام«مرکز ملی بچه‌های گمشده و استثمار شده» را پی ریزی کرد. سازمانی که اکنون 125 کارمند دارد و تاکنون در بیش از 48000 مورد به والدین کمک کرده تا فرزند گمشده خود را بیابند. اگر جان ولش پس از مرگ پسرش، از مردم دوری می‌کرد، کسی او را سرزنش نمی‌کرد اما چون او راه‌حل‌گرا بود، بر دشواری آن واقعه غلبه کرد و به دهها هزار نفر از طریق جمع کردن آنها در یک تیم کمک کرد تا به فرزندانشان کمک کنند.

توضیح:

نوع شخصیت، تربیت و شرح حال شخصی شما ممکن است روی اینکه به طور طبیعی چقدر فرد راه‌حل‌گرایی هستید تاثیر بگذارد، منتها، همه می‌توانند راه‌حل‌گرا باشند به شرطی که به حقایقزیر نگاهی داشته باشید:

  • مشکلات به دیدگاه آدم بستگی دارند: اگر معتقدید که مثلاً فلان مشکل تنها یک بدبیاری موقتی و یا یک مانع زودگذر است و یا اینکه در حال پیداکردن راه‌حل آن هستید، پس مشکلی ندارید. این مسئله به طرز تلقی شما بر می‌گردد.

  • تمام مشکلات قابل حل هستند: چارلز کترینگ(Charles Ketterring) رییس بخش تحقیقات جنرال موتورز و داری 140 گواهی ثبت اختراع معتقد است که تمام مشکلات قابل حل است.

  • مشکلات باعث توقف ما می‌شوند یا رشد ما: مشکلات یا به شما آسیب میرسانند یا به شما کمک می‌کنند. بستگی دارد چطور به مشکلات نزدیک شوید.

عمل:

وقتی به مشکلی بر میخورید چه کار می‌کنید؟ از آنها فرار می‌کنید، آنها را فراموش می‌کنید یا با آنها مواجه می‌شوید. شما کدام گزینه را انتخاب می‌کنید؟ برای اینکه خودتان را به یک عضو راه‌حل‌گرا تبدیل کنید:

  • تسلیم نشوید

  • روی تفکر خودتان مجدداً تمرکز کنید.

  • روی راهبرد خودتان مجدداً تمرکز کنید.

  • روند کار را تکرار کنید.

نمونه:

در سال 1939 وقتی نیروهای شوروی لیتوانی را اشغال کردند، معاون کنسولگری آمریکا در لیتوانی متوجه شد که ممکن است سربازان شوروی ایستگاه تدارکات صلیب سرخ آمریکا را غارت کنند. او به وزارت خارجه امریکا تلگراف زد تا اجازه دهند بالای پرچم صلیب سرخ، پرچم آمریکا نیز به اهتزاز درآید. جوابی که رسید چنین بود:« سابقه چنین کاری وجود ندارد» معاون کنسولگری از میله پرچم بالا رفت و پرچم آمریکا را روی آن نصب کرد و در پیامی به وزارت خارجه نوشت:« از این تاریخ من چنین سابقه‌ای را به وجود آوردم.»

مقالات مرتبط:
انعطاف پذیری و سازگاری
همکاری و مشارکت و تعهد
ارتباط
شایستگی و قابل اتکا بودن
منضیط بودن
ارتقا دادن دیگران و اشتیاق
هدفمند بودن و آگاهی از وظیفه
رابطه مندی
از درختان تا تلفن ها
چگونه عضو خاصی از یک تیم باشیم
منبع: 17 اصل کار تیمی نوشته جان سی.ماکسول
برچسب‌ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Rating*