سوخت موشک در خلاقیت


academyhaft 29 مرداد 1396 دقیقه مطالعه
iOS 14

دسترسی سریع به عناوین

وقتی می خواهی پرواز کنی _باید مطمئن شوی سوخت مناسب را در باک ریخته ای. انواع سوخت وجود دارد:

  1. کیفیت پایین: این سوخت، سوخت منیّت است. موقع استفاده از آن دائم می گویی : «من عالی ام!» این سوخت احتمالاً برای ارتفاع گرفتن تا بالای درخت ها مناسب است!

  2. بعدی سوخت رقابت است: سوختی که می گویی: « می رم تا از آن لعنتی ها ببرم!» قدرت ارتفاع گرفتن تا بالای کوه را خواهد داشت.

  3. با کیفیت ترین سوخت، سوختی است که به اندازه ی کافی تو را بالا ببرد. این سوخت نیروی هدایت گر معنوی توست.

برج مراقبت:

برج مراقبت بخشی از تیم ات است و برای پیدا کردن و شکل گرفتن اش باید وقت بگذاری.

درست است، برج مراقبت، از تو مراقبت می کند. یک مدیر خوب می تواند بخشی از برج مراقبت باشد  و همین طور یک دوست واقعاً خوب. برج مراقبت مسئول آگاه کردن ما از مشکلات است و نه بوجود آورنده ی آن ها. و مهم تر از همه برج مراقبت باید همیشه یادش باشد که تو کاپیتان هستی.

  • برای تحت مراقبت بودن چه کیفیت هایی لازم داری؟ کدام یک از دوستان این کیفیات را دارند؟

  • چه کسی در زندگی ات نقش مراقبت را دارد؟ چه خصوصیاتی برای مراقبت واقعی معنا می دهد؟

  • در زندگی از چه کسانی مراقبت کرده ای؟

کولی سیاه و شمال واقعی:

خلاصه کنیم، شمال واقعی، مسیری است که ما قصد داریم به سمت آن برویم، مسیری که حس خوبی درباره ی رفتن به آن داریم. تمام آدم ها روی قطب نمای دورنی شان علامتی دارند که شمال واقعی را نشان می دهد. گاهی به شخصیتی پناه می بری که اسمش را کولی سیاه گذاشته ام، کسی که می خواهد متقاعدت کند که قطب نمایت خراب است و او می داند شمال واقعی کجاست اما خودت نمی دانی. او به تو می گوید قطب تنمایت خراب، نقشه ات اشتباه و راه نادرست است و گنج آن جا نیست که تو فکر می کنی! اگر کولی سیاهی در زندگی ات باشد، احتملاً او را می شناسی. شاید چند باری هم حرفش را باور کرده ای. حتی شاید چند کولی سیاه داشته باشی.

کار دیگری که کولی سیاه می کند تا قطب نمای تو را بچرخاند این است که می گوید ایده ی فوق العاده ات بد است یا چیزی است که او در حال حاضر در حال انجام آن است.

  • شمال واقعی تو کجاست؟ به دقت رویاهایت را نام ببر و سپس این جمله را بیست بار کامل کن: «در دنیای ایده آلم …..»

  • پنج سال آینده می خواهی کجا باشی؟

  • در زندگی فعلی ات چه کاری می توانی بکنی که تو را به طرف رویایت پیش ببرد؟

مِه:

یکی از راه های سقوط هواپیما، وارد شدن به منطقه ی چاپلوسی است. منظورم مه است. این چیزی است که وقتی به آدم های متملق گوش می دهی اتفاق می افتد؛ آدم هایی که با گفتن اینکه چقدر بزرگ هستی، شیشه ی عینک ات را بخارگرفته و تار می کنند. شنیدن این چیزها جالب است.

  • آیا تا به حال ادراک ات با تملق مه آلود شده است؟ چه کسی، چه چیزی؟ چرا این تملق مؤثر بوده است؟

  • آیا می توانی بین تحسین و تملق تفاوت قائل شوی؟ مبنای تحسین در احترام خالص است، تملق انگیزه ی دیگری دارد.

یخ:

چند اتفاق می تواند موجب یخ زدن بال هایت شود. اولی این است: به محض اینکه آماده می شوی از روی باند بروی، یک نفر کمی آب سرد روی بال هایت می پاشد و تو از ترس یخ می زنی.

اتفاق دوم کمی زیرکانه تر است. این ایده ی عالی ات در حال بلند شدن هستی، و شخصی با کمی ادعا و بزرگ نمایی باعث یخ زدن بال هایت می شود.

هیچ چیز سریع تر از ادعا باعث یخ زدن بال های خلاقیت نمی شود. پس، باید از یخ زدن جلوگیری کرد.

  • آیا کسی در زندگی ات هست که باعث شده از ترس یخ بزنی؟ چه کسی ؟ چرا؟

  • ایا پروژه ات جنبه ای دارد که به طور مزمن اضطراب ایجاد کرده باشد؟ آن جنبه چیست و چرا باعث اضطراب شده؟

  • چگونه می توانی از آن جنبه، به جای اضطراب، حمایت دریافت کنی؟

آتش دوستانه:

داری در مسیر درست پرواز می کنی و به نظر می رسد فاصله ی زیادی تا موفقیت نداری. دیگر در آسمان دشمن نیستی و تقریباً به مقصد رسیدی. ناگهان بال چپ ات آتش می گیرد و متوجه می شوی یک نفر خودی بالت را با ضد هوایی نشانه گرفته!

_همسرت ناگهان تقاضای طلاق می کند!

_فرزندت می خواهد ترک تحصیل کند!

_ رئیست می خواهد بازخواستت کند! و …

دلیلش این است که داری به پیروزی نزدیک می شوی. آتش دوستانه هم مانند سیل بعد از خشکسالی است: یک خبر خوب!!!!

  • تا به حال قربانی آتش دوستانه بوده ای؟

  • آن تیرانداز مخفی که به تو شلیک کرد که بود؟

  • برای کمک گرفتن در این شرایط به چه کسی می توانی اعتماد کنی؟

فرار از رادار:

این تکنیک تمرینی دارد که آن را «دهنت را ببند» می نامم، این به این معنی است که آرام کارهایت را انجام بدهی و سرت تو لاک خودت باشد و تا زمانی که بعد از اتمام کار دور آتش ننشته ای از خودت تعریف نکنی! یادت باشد: اولین قانون جادویی، خویشتن داری است. روی کارت تمرکز کن، نه روی ظاهرت. اگر موفق باشی، دفتر ارزان و کهنه ات فروتنی محسوب می شود. نرو، تکرار می کنم، توی ظرف قاقالیلی ها نرو و از جت کمپانی استفاده نکن! نباید روی صفحه ی رادار افراد احمق و حسود نمایان شوی، یا راداری که تو را به عنوان نوکیسه ای قابل چاپیدن نشان می دهد.

  • آیا موفقیتت را پیش از موعد نشان می دهی؟ اگر بله، متوقفش کن!

  • آیا این نکته را آموخته ای که اولین قانون جادویی، خویشتن داری است؟ تمرین کن. به خودت جلو آینه بگو: «هنوز درباره ی این موضوع نمی توانم صحبت کنم».

  • چگونه بی سروصدا حتی پنهانی می توانی روی خودت سرمایه گذاری کنی؟ تو قرار است به خودت نشان بدهی که جدی هستی نه به دنیا.

آسمان ما محدود نیست (منطقه ی شهرت):

ما برای ارتفاع گرفتن، یک سقف پرواز فرهنگی داریم و یک سقف پرواز شخصی. وقتی کسی پرواز می کند و از این حدود فراتر می رود و بسیار ثروتمند و یا مشهور می شود، مسلسل به دستی بیرون می آید که معمولاً منتقدها هستند. وقتی کسی به منظقه ی شهرت می رود دیگران به او نگاه می کنند. بعضی ها آن ها را چون قدیسی می شمارند و بعضی ها از آن ها انتظاراتی دارند که از یک منجی دارند.

یادتان باشد در منطقه ی شهرت ممکن است تجهیزات کابین پرواز قاطی کند و دیگران مدیریت شما را به عهده بگیرند و شما را بی اعتبار کنند. چگونگی مشهور شدنت به تعیین تصویر آینده است کمک می کند. شهرت مانند آدرنالین است و نوعی مخدر معنوی محسوب می شود. یادتان باشد مدیریت شهرت بسیار مشکل است.

 

باشگاه تراژدی:

وقتی شروع به بزرگ شدن می کنی همه تو را به باشگاه سرِّی خود دعوت می کنند، اگر بروی، می بینی آن ها وقت زیادی را صرف نشستن روی صندلی های راحتی باشگاه می کنند و حرف می زنند . در نتیجه دیگر پرواز نمی کنند و تنها درباره ی پرواز صحبت خواهند کرد.  چقدر سخت است که دیگر نتوانی پرواز کنی! بهای تأسف آور حرکت های صعودی: آدم های مهم وحشتناک! تو نمی خواهی یکی از آن ها باشی؟ پس بیدار شو!

  • یک الگوی شخصیتی مثبت انتخاب کن و بنویس دقیقاً چه چیزهایش تو را جذب می کند.

  • یادت باشد، دوستان قبلی، طیّ و بعد از موفقیت، کسانی اند که نه تنها به خاطر آنچه شده ای، بلکه به خاطر آنچه بوده ای دوستت دارند.

 

 

آداب پرواز:

هر روز صبح، سه صفحه نوشتن، مسیرت را شفاف نگه می دارد. نوشتن درباره ی گیجی ها، موانع، حالات، گشایش ها و کارهای ساده ای که تو را به هدفت می رساند. به این ترتیب حامی ها، کولی بگیرها و منابع پیش بینی نشده ی حکایت و تأمین را شناسایی می کنی. به این گزارش پرواز به عنوان یک شرط واجب و لازم الاجرا نگاه کن؛ مثل خورده نان هایی که موقع رفتن به جنگل خلاقیت می ریزی تا راه بازگشت را به تو نشان دهد و بتوانی دوباره برگردی.

  • پر کردن باک : حداقل یک بار در هفته یک ساعت وقت بگذار تا باک خلاقیت ات را با انجام کاری شاد در تنهایی پر کنی.

  • نشانه های مهم : در سفر خلاقیت، در مورد نقاط مهم هشیار باش، آن ها را بنویس و جدی بگیر: اولین پیش نویس انجام شد، کارگذار را پیدا کردم، بخشی از آن متشر شد و …

با متصل کردن این نقاط به نقشه ی پرواز، به زاویه ی دید دقیقی از پیشرفت حاصل شده و منطقه ای که برای سفر در پیش داری، دست میابی.

  • پیش به سوی هدف: بیست دقیقه پیاده روی خوب در روز، تو را به دنیای تخیلات سوق می دهد؛ جایی که رویاها روشن اند و با حرف درست نوشته شده اند. پیاده روی های مکرر سوخت و ساز خلاقیت ات را تداوم می بخشد و به تو اجازه دسترسی به الهامات مکرر و بی پایان را می دهد.

 

برای مطالعه مقدمه این مقاله کلیک کنید:
مقدمه
مقاله های مرتبط:
گاو بازهای منفی باف
روش استفاده از تلسکوپ( آن را سر و ته کن!)
منبع: پرواز های خلاقیت
برچسب‌ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Rating*