غلبه بر احساس نا کار آمدی


academyhaft 12 تیر 1399 دقیقه مطالعه
iOS 14

 

 

 

برای فردی که احساس ناکارآمدی میکند خودانضباطی بسیار دشوار است. به همین دلیل میخواهم توضیح دهم که چطور احساس نا کارآمدی را در خود ایجاد میکنیم و چطور میتوانیم بر آن غلبه کنیم. یکی از تصورهای غلطی که با آن روبرو هستیم این است که ناکارآمد بودن و احساس ناکارآمدی یکی هستند. تنها زمانی احساس ناکارآمدی میکنید که اجازه دهید زندگی شما را شکست دهد. وقتی که در بعضی زمینه ها ناکارآمد هستید این احساس به سراغتان نمی آید. این فکر را کنار بگذارید که باید برچسب «فرد ناکارآمد» را به خود بزنید.

 

چیزی به نام فرد ناکارآمد وجود ندارد.

 

افرادی هستند که در بعضی مهارت های خاص ناکارآمد هستند. به بیان دیگر، اگر من نمیتوانم سریعتر از شما بدوم، یعنی به عنوان یک دونده از شما ناکارآمدتر هستم. ناکارآمدتر از شما در آواز خواندن خواهم بود اگر شما صدای ناب و بلندتری نسبت به من داشته باشید. اگر تمام کاری که من در شنا می توانم انجام دهم قورباغه رفتن است و شما میتوانید به راحتی تمام فنون شنای پروانه و کرال و قورباغه را انجام دهید من نسبت به شما ناکارآمد هستم. میتوانم قبول کنم که در این زمینه ها ناکارآمدتر از شما هستم؛ ولی نیازی نیست احساس کنم فرد ناکارآمدی هستم این موضوع به هویت ما ربطی ندارد بلکه به ویژگی هایی که داریم ربط دارد. بعضی از ویژگی های من ناکارآمدتر از شماست؛ و بدون شک بعضی از ویژگی های شما ناکارآمدتر از من هستند. این خللی به ارزش نفس انسانی ما وارد نمی کند. نیازی نیست که قضاوت کنم در مقایسه با دیگری چقدر ناکارآمد هستم. هر چه گفتم در مورد شخص شما هم صدق می کند. بنابراین، چیز عجیبی نیست که …..

 

 

 

 

 

 

بدانیم هر کدام از ما در بسیاری از زمینه ها نسبت به دیگران ناکارآمد هستیم؛ بستگی دارد که کدام ویژگی مان مورد توجه قرار گرفته است.
اگر مهارت های خود را با دیگران مقایسه کنید، خواهید فهمید که در موارد زیادی بهتر و در موارد زیادی بدتر از دیگران هستید. مثلا، ممکن است خودتان را با یکی از دوستانتان که بهتر از شما پیانو میزند مقایسه کنید؛ بعد به این نتیجه می رسید که به خاطر همین مورد ناکارآمدتر از سایرین هستید؛ و این حقیقت را فراموش میکنید که شاید شما بهتر از دوست نوازنده خود درآمد کسب میکنید؛ یا شاید به نسبت او با ثبات تر هستید؛ شاید درک وسیعتری از هنر دارید؛ شاید فرد سالم تری باشید. در حقیقت برای مقایسه باید همچنان ادامه دهید و ادامه دهید. آن وقت در نهایت می فهمید که در بسیاری از ویژگیها برتر از بقیه هستید. متاسفانه غالبا از خودمان به این شکل دفاع نمیکنیم. معمولا بر اساس یک یا دو ویژگی درباره خودمان قضاوت میکنیم که در اغلب اوقات بهترین یا تنها ویژگی ما نیستند.

بنابراین ناکارآمد بودن فقط به این معنی است که شما انسان ناکاملی هستید و نمیتوانید در همه چیز بهترین باشید.

خوب است که به این حقیقت جهانی واقف باشید که از بعضی جهات بهتر از بقیه و از بعضی جهات کمتر از بقیه هستید این تمام چیزی است که در مورد «ناکارآمد بودن» می توانم بگویم
احساس ناکارآمدی داستان کاملا متفاوتی دارد. وقتی احساس میکنیم که خوب نیستیم، در حقیقت خودمان را فردی به دردنخور و بی ارزش قلمداد کردیم که باید از خودش خجالت بکشد. سطح خودمان را پایین می آوریم و قبول میکنیم که در زندگی جایگاه فرودستی داریم؛ احساس گناه میکنیم و خود را مستحق بدترین رفتار میدانیم و تمام اینها به این دلیل است که قبول کردیم که واقعا بد، ناچیز، و بی اهمیت هستیم. 

 

 

 

 

 

 

احساس ناکارآمدی بدترین نوع روان رنجوری است. زیرا خودتان را بر مبنای رفتارتان قضاوت می کنید. به خود میگویید: من کارها را به بدی انجام میدهم در نتیجه فرد بد و بی ارزشی هستم. این تصور، اساس احساس ناکارآمدی است.
خودمان را با عملکردمان قضاوت میکنیم یا به قولی به خودمان کارت قضاوت می دهیم.
اگر میخواهید بر احساس ناکارآمدی غلبه کنید، خودتان را مساوی با رفتارتان ندانید؛
دست از قضاوت خود بر مبنای کردارتان بردارید؛ خودتان را مساوی با نقاط قوت و ضعف تان ندانید. به این ترتیب دیگر هرگز احساس ناکارآمدی نخواهید کرد اگرچه هنوز هم تعداد زیادی ویژگیهای ناکارآمد دارید. آیا اگر ضعف خود را قبول کنید به این معنا است که قرار است هیچ کاری در رابطه با آنها نکنید؟ البته که نه! در حقیقت، به این شکل می توانید کارهای بیشتری برای رفع کمبودهایتان انجام دهید. چون جسارت رویارویی با آنها را دارید. اغلب مردم شخصیت و نقصهای خود را تغییر نمی دهند زیرا خجالت میکشند که وجود آنها را قبول کنند. اگر نتوانید قبول کنید که اشتباه کردید چطور میتوانید اصلاحش کنید؟ . .. اگر دوست دارید که این کار را انجام دهید، بفرمایید، ولی با این کار منطق را فدا کرده اید.

 

دلایلی که نشان می دهد چرا نباید خودتان را با کارها و ویژگیها و مهارتهایتان ارزیابی کنید:

 

۱. یک ویژگی هرگز همه وجود شما را توصیف نمیکند!

انسانها موجودات به شدت پیچیده ای هستند. آنها ترکیبی از استعداد ویژگی ها و خصوصیات بسیاری هستند. وجود یک نقطه ضعف در بر موجب از بین رفتن تاثیر نقاط قوت نمی شود. یک آدم ضعیف وبی بنیه با وزن کم حق ندارد بگوید ناکارآمد است، چون با این حرف همه لیاقتها و دستاوردهای دیگر خود را نادیده میگیرد.. شاید در ریاضی یا شطرنج خبره باشد؛ شاید جوان بسیار مهربانی است یا شوخ طبع است یا نسبت به سنش بالغ تر و پخته تر اس اینکه بر اساس همین یک ویژگی (ضعف جسمانی) بگوییم آدم ناکارآمدی اس نامعقول است.

 

۲. ویژگی های بسیار، نمی توانند شما را به تمامی به تصویر بکشد.

شما می پرسید: آخر چرا؟ نمیشود همه خوبیها و بدی ها را جمع بست و دید کدام بیشتر است؟ ای کاش کار به این سادگی بود اما اینطور نیست. مثلا برای جمع بستن تمام محاسن و معایب نخست باید چقدر حسن و چقدر عیب داریم. اما هیچ کس نمیداند. تهیه لیست آنها پایانی ندارد: صفاتی مانند صداقت، نیکوکاری، سودمندی، مهربانی، آسانگیری، خوش مشربی، سختکوشی،
جاه طلبی و غیره. این لیست به کجا می رسد؟ هیچ کس نمیداند.

۳. خصوصیات ما هرگز به لحاظ علمی قابل سنجش نیستند و نمیتوان برای آنها عدد و رقم در نظر گرفت..

اگر می خواهید تمام صفات و مهارت هایی که در دنیا وجود دارد را در نظر بگیرید و بر مبنای آنها در مورد خودتان قضاوت کنید باید اول برای هر صفت به ارزش عددی قائل شوید؛ سپس تمام آن ارقام را جمع ببندید و تقسیم برتعداد صفات و مهارت ها بکنید و عدد میانگین را محاسبه کنید. آیا میتوان این کار را طوری انجام داد که همه بر سر آن به توافق نسبی برسند؟ مثلا آیا خساست سه بار بدتر از دیر کردن است؟ یا چهار برابر بدتر است؟ یا صدبار بدتر است؟ قطعا بدجنسی نسبت به فرزندان بدتر از چند دقیقه دیر رسیدن سر قرار است. اما چقدر بدتر است؟ چه کسی میداند؟

 

 

 

 

 

 

 

 

۴. صفات و مهارتها ناپایدارند

تصور کنید بتوانیم شما را بر اساس یک صفت بسنجیم و به عنوان یک انسان به شما امتیاز بدهیم. تصور کنید که درآمد کمی دارید که باعث می شود ناکارآمد خوانده شوید. مادامی که از نظر کمی تغییری در درآمد شما ایجاد نشود این قضاوت میتواند به قوت خود باقی باشد. حالا اگر ترفیع بگیرید چه اتفاقی می افتد؟ آیا هنوز هم ناکارآمد خواهید بود؟ اگر شغل تان را از دست بدهید و یک ماه بیکار شوید آیا از قبل ناکارآمدتر میشوید؟ اگر بعد از یک ماه کار خوبی گیرتان بیاید و دو برابر درآمد قبل را داشته باشید چه؟ آیا درجه ناکارآمدی شما به نصف می رسد و کمتر می شود؟ به بیان دیگر وقتی صفتی ثابت نیست چطور می توانیم ناکارآمدی را بر اساس آن بسنجیم؟ اگر این صفت مانند یویو بالا و پایین برود نگرش من نسبت به ناکارآمدی شما مثل آن یویو در حال نوسان خواهد بود. به این می ماند که بخواهیم میزی را اندازه بزنیم که از موادی ساخته شده که اندازه شان مدام در حال تغییر است. مثلا در روز طول آن شش متر باشد و در شب به هفت و نیم متر برسد. اگر از من بپرسید طول میز چقدر است جوابی ندارم؛ مگر اینکه اندازه همان لحظه را اعلام کنم.
البته میزها بدین نحو رفتار نمیکنند اما صفات آدمی چنین هستند. مثلا اگر بخواهید در مورد من به عنوان یک بازیکن تنیس قضاوت کنید مجبورید مرتبا نگرشتان را عوض کنید چون یک روز خوب بازی میکنم و یک روز بد. بنابراین چطور میتوانم خودم را بر مبنای استعدادی قضاوت کنم که ثابت نیست؟

 

 

 

 

۵. چه کسی تصمیم میگیرد که باید بر اساس کدام صفات و مهارت ها خودمان را بسنجیم؟

 

تصور کنید که ما یک صفت ثابت داریم و فقط همین یکی باشد. چه کسی در این جهان میتواند تعیین کند که از کدام صفت برای قضاوت خودمان استفاده کنیم؟ کیست در این جهان که میتواند بر مسند قضاوت بنشیند؟ آیا من فقط چون یک روانشناس بالینی هستم میتوانم به جای شما قضاوت کنم؟ اما من فقط یک انسانم و شاید نتوانم شما را به اندازه خودتان بشناسم. آیا می خواهید این کار را به دوستتان، کشیش، معلم، یا روان درمانگرتان بسپارید؟ خوب میدانید که نظر هر کسی با دیگری فرق دارد؛ نظر چه کسی را می پذیرید؟ خب، اگر نباید از دیگران کمک بگیریم پس چرا از خودمان کمک نگیریم؟ واضح است چون هر لحظه یک جور نیستیم؛ هر لحظه در حال تغییریم و احساس مان نیز درباره مهارتهایمان تغییر میکند. یک روز از خودمان بیزاریم چون فلان کاری را بد انجام دادیم و روز دیگر اصلا به آن بها نمیدهیم. بنابراین بی معنی است که بگوییم واقعا کسی در دنیا هست که میتواند به ما بگوید چه صفتی را معیار قضاوت خود قرار بدهیم.
مطمئنم خیلی از شما با خوندن این مقاله نفس راحتی میکشید و احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد …پس بدانید و آگاه باشید که شما مطلقا ناکار آمد نیستید..

 

 

آکادمی هفت …تزریق حس خوب و همراه همیشگی شما ….

برچسب‌ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Rating*