خلاقیت و کارآفرینی


academyhaft 3 تیر 1396 دقیقه مطالعه
iOS 14

دسترسی سریع به عناوین

خلاقیت و کارآفرینی دو بال پرواز ما

پیشگفتار و مقدمه:

از نظر کار، افراد به سه دسته ­ی اصلی تقسیم می­شوند:

  1. عده­ ای کار فروش هستند؛ انسان­های شریفی که برای دیگران کار می­کنند مانند کارگران و …

  2. عده ­ای خوداشتغال هستند؛ انسان­هایی که فعالیت تک نفره دارند مانند رانندگان تاکسی و مغازه­ دارانی که خودشان مغازه ­شان را اداره می­کنند.

  3. کارآفرینان: انسان­های خلاق و نوآوری که سازمان­ هایی را به وجود می­ آورند و علاوه بر اشتغال ­زایی، ثروت­ زایی، اعتماد به نفس آفرینی و … را برای سایرین مهیا می­کنند.

شومپیتر، پدر کارآفرینی، کارآفرین ایده ­آفرین را فردی می­داند که دست به تخریب خلاق می­زند و همواره خارج از چارچوب­ ها می­اندیشند.اما ایده ­های ساختارشکن نیاز به اقدام عملی دارد تا به ثمر برسند و این اقدام عملی از کارآفرینان برمی­ آید.

دکتر محمود سریع­ القلم میگوید: “اولین گام برای رشد و توسعه­ را باید اصلاح فکر دانست. ” وی معتقد است تولید ثروت برای یک ملت منطق و کانون منظومه­ ای است که ما درآن زندگی می­کنیم. او می گوید: ” آن­هایی که در همه ­ی ابعاد زندگی تعادل دارند توانایی اصلاح فکر خود را دارند، بنابراین اصلاح فکر و پرورش اندیشه­ مبنای توسعه­ یافتگی است.” او فرهنگ را محور توسعه­ یافتگی می­داند. او برای رفع موانع جهت گام نهادن در راه توسعه، مراحل زیر را متذکر می­شود: حرکت فرد به جمع، حرکت از فرد به سازمان، حرکت از ابهت فردی به سمت توانایی فرد، حرکت از شوکت فردی به سمت ظرفیت­ های فکری فرد و خودنمایی باید به مهارت­ های مدیریتی تبدیل شود. او همچنین تعامل بین  المللی را از سطوح بالای رشد و لازمه ­ی آن می­داند.

دغدغه­ ی کارآفرینان در همه جای دنیا یکی است، اما راه­ حل­ ها و اقداماتشان با تکیه بر فرهنگ هر کشور کمی تفاوت دارد.

با مطالعه­ ی فرهنگ کشورهای توسعه یافته، می توان اینگونه نتیجه گرفت : میزان توسعه یافتگی هر کشوری تابعی از آزادی عمل و حمایت از کارآفرینان است.

کارآفرینی خود حاصل و منتج از “نوآوری” است و این مفهوم نیز زاییده شده و حاصل مفهوم دیگری به نام “خلاقیت ” است و مهم است که فرآیندهای اجرایی برای شکل­ گیری حلقه­ ی خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی در جامعه شکل عملیاتی پیدا کند؛ حتی می­توان گفت شکل­ گیری این فرآیند در نهایت منجر به توسعه و پیشرفت ملل خواهد شد.

اکنون به تعریف و توضیح این سه پدیده ی به هم پیوسته خواهیم پرداخت:

خلاقیت:

پروفسور خوش­نویس، استاد ایرانی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی معتقد است خلاقیت مؤثرترین روش جبران عقب­ افتادگی کشورهای توسعه نیافته برای پیوستن به جوامع پیشرفته و پویاست. همچنین خلاقیت قویترین عامل اکتساب اطمینان به نفس حرف ه­ای است. او تأکید می­کند که خلاقیت مداوم لازمه­ ی بقای سیستم صنعتی در جهان امروز است. تعریف او از خلاقیت اینگونه است: “تصور یک ایده­ ی نوین از طریقی نامشخص و تا بخشی غیرارادی.” 

اکنون تعریف خلاقیترا از دیدگاه چند صاحب نظر دیگر می­خوانیم:

  • ورت هایمر: توانایی نگاه جدید و متفاوت به یک موضوع.

  • واین من: توانایی رد شدن از جهان مرسوم و رد شدن از تله ­ی تکرار و دوباره مرتب کردن طبقه ­ها

  • گیلفورد: تفکر واگرا در مقابل تفکر همگرا.

  • دکتر کامبیز طالبی: فرآیند تغییر، توسعه و تکامل در چرخه­ ی حیات ذهنی و برهم زدن عادت فکری یا به عبارت بهتر، تازگی به اضافه­ ی ارزش.

نیچه می گوید: “بالاتر از انسان تولیدکننده، موجود برتری وجود دارد که او همان موجود خلاق است. انگیزه و اندیشه خلاق حسادت و جاه­ طلبی را از بین می برد.”

انسان ذاتاً خلاق متولد می­شود، این فرهنگ و مقررات اجتماعی جوامع است که این خلاقیت را یا نابود می­کند و یا در طول زمان آن را تقویت کرده و رشد می­دهد.

 

نوآوری:

خروجی و نتیجه­ ی یک ذهن خلاق، یک ایده­ و تئوری ذهنی است که در چارچوب منطق و استدلال، عملی و مفید به نظر می­ آید. در فرآیند نوآوری حداقل یک نمونه از این ایده باید ساخته شود و یا اینکه فرآیند آن یک بار اجرا شود. نوآوری را می توان اینگونه تعریف کرد که : « فرآیندی که بر اساس آن روش و یا محصول جدیدی به سیستم اقتصادی معرفی میشود.»

دکتر کامبیز طالبی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، می­گوید: ” نوآوری، فرآیند ایجاد هرچیز جدیدی است که برای فرد، افراد، گروه، سازمان، صنعت و یا یک اجتماع ارزش مهمی ایجاد می­کند.”

برای مثال، نوآوری در صنعت را اختراع می­گویند. نوآوران به صورت معمول در آینده زندگی می کنند و علاقه به تغییر دارند؛ اما این کافی نیست، نوآوران باید به دانش کافی و توانایی و دقت و سخت کوشی هدفدار نیز مجهز باشد.”

کارآفرینی:

ساختار اقتصادی دنیای امروز با گذشته تفاوت اساسی پیدا کرده است. اگر تا دیروز شاخص­ های سخت افزاری و دارایی ­های مشهود در بنگاه ­های اقتصادی نقش تعیین کننده داشت، امروزه این چرخه­ ی ارزش دچار تحول شده و جای خود را به نوآوری، ابداع، خلق محصول جدید و دارایی­ های نرم­ افزاری داده است. اگر دیروز ثروتمندترین افراد دنیا آنهایی بودند که منابع مالی بیشتری در اختیار داشتند؛ امروز ثروتمندترین مردم دنیا، افراد دانش مدار و کارآفرین هستند، به همین دلیل توسعه­ ی اقتصادی دنیای امروز برپایه­ ی نوآوری و خلاقیت و استفاده از دانش استوار است و همین عوامل باعث شکل ­گیری اقتصاد “دانش بنیان” شده است که البته الزامات و اقتضائات خاص خود را دارد.

تولید علم و دانش، بهره ­گیری از دانش و گسترش آن در سطح جامعه در تمام زمینه ­های اجتماعی توانمندی و قدرت ایجاد می­کند.

بزرگ­ترین سرمایه ی بنگاه­ های اقتصادی، منابع انسانی یا نیرو های اهل فکر، یادگیرنده و خلاق آن­ها هستند و این نیروها کسانی جز کارآفرینان نیستند. مواردی که کارآفرینی موجب آن ها می­شود عبارت اند از:

بارور شدن خلاقیت­ ها، ترغیب به نوآوری و توسعه­ ی آن، افزایش اعتماد به نفس، ایجاد و توسعه­ ی تکنولوژی و ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی.

افزایش سود و سرمایه و گسترش سرمایه ­گذاری و رفاه اجتماعی.

  • دگرگونی ارزش­ها، تحول ماهیت آن­ها و خلق ارزش­های نوین.

  • پرشدن خلاء ها و شکاف­های بازار کار، یعنی با توجه به دگرگونی شرایط بازار کار و فراهم شدن فرصت­های تازه، تصمیم­های تازه­ای گرفته می­شود.

  • گذار از رکود اقتصادی، جبران عقب­ماندگی­های اقتصادی و آسان شدن روند رشد و توسعه­ی کشور.

  • جلوگیری از پسروی اقتصاد به هنگام بحران و ناتوانی بخش­های اقتصادی در ایجاد اشتغال.

  • رقابت صنایع به ویژه صنایع داخلی با یکدیگر که در این امر در نهایت موجب بهبود و بالا رفتن کیفیت محصولات و خدمات می­شود.

  • تقویت و تکامل صنایع داخلی و فراهم آوردن زمینه­ ی رقابت صنایع داخلی و خارجی که موجب صادرات و ارزآوری برای کشور می­شود.

  • به وجود آمدن محصول، خدمات، روش­ها، سیاست­ها، افکار و راهکارهای نو برای حل مشکلات جامعه.

  • بالا رفتن شهرت و جایگاه کارآفرین و ایجاد ارزش فردی و اجتماعی.

  • فراهم ساختن عوامل و شرایط لازم برای تولید کالاها، محصولات و بازاریابی آن­ها.

  • شناخته شدن نیازهای جوامع که با رفع نیازها پیشرفت حاصل می­شود.

 

کارآفرینی چیست؟ (تعاریف کارآفرینی از دیدگاه افراد مختلف متخصص در این حوزه) :

 

  • آرتور کول: ” کارآفرینی عبارت است از فعالیت هدفمند شامل یک رشته تصمیم منسجم از سوی فرد یا گروهی از افراد برای ایجاد، حفظ و توسعه ­ی واحد اقتصادی.” آرتور کول تنها به جنبه ­ی سودآوری کارآفرینی اشاره میکند.

  • پنروز: ” جنبه ­ی اصلی کارآفرینی همانا شناسایی و بهره ­برداری از ایده ­های فرصت ­طلبانه برای گسترش شرکت های کوچک­تر است.” او در این تعریف افزون بر سودآوری، به شکار ایده ­ها، توسعه ­ی شرکت­های فعال و در نتیجه ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی بیشتر هم اشاره کرده است.

  • استیونسون: ” کارآفریی عبارت است از فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه­ ی منحصر به فردی از منابع، به منظور بهره ­گیری از فرصت­ها. “

  • جفری تیمونز: ” کارآفرینی خلق و ایجاد ارزش از هیچ است. کارآفرینی فرآیند ایجاد و دستیابی به فرصت ها و دنبال کردن آن­ها، بدون توجه به منابعی است که در حال حاضر در دست داریم.”

  • ویلکن: ” کارآفرینی به عنوان کاتالیست، جرقه­ی رشد و توسعه ­ی اقتصادی را فراهم می­ آورد.”

  • فری: ” کارآفرینی به معنای آغاز یا رشد یک سرمایه، از طریق مدیریت نوآورانه و مدیریت ریسک ­پذیری است.”

  • وسپر: “فرآیندی است که سبب نوآورتر شدن کسب­ و کار می­شود، همچنین توانایی عکس­ العمل نشان دادن به موقعیت­ های بازار را افزایش می­دهد. به دلیل ایجاد حس مالکیت در کارکنان موجب انگیزش بیشتر آن­ها میشود.”

  • کوراتکو: ” یک فرآیند چند بعدی همراه با نیروی بسیار است که به طور هماهنگ عمل می­کند و منجر به اجرای اندیشه­ ی نوآورانه می­شود.”

  • شول هامر: ” تلاش ­های نوآورانه که به طور صحیح از حمایت منابع سازمانی در جهت ارائه ­ی محصول یا خدمت جدید، رشد و یا بهبود محصول و فرآیندهای جدید، برخوردار می­شود.”

 

شاید بتوان گفت بهترین تعریف کارآفرینی متعلق به پیتر دراکر است:

“کارآفرین فردی است که فعالیت اقتصادی کوچک، جدید و متعلق به خود را شروع می­کند. او ارزش­ها را تغییر می­دهد و ماهیت آن­ها را متحول می­کند. کارآفرینان برای فعالیت خود به سرمایه نیاز دارند، اما هیچگاه سرمایه­ گذار نیستند. آن­ها ریسک می­پذیرند، البته ریسکی که لازمه ­ی هر فعالیت اقتصادی است.”

 

دانشمندان علوم انسانی و مدیریتی کارآفرینی را در دو رده و صاحب نظران علوم اجتماعی در چهار رده به شرح زیر تقسیم بندی کرده­ اند:

  1. کارآفرینی فردی

  2. کارآفرینی سازمانی

  3. کارآفرینی ملی

  4. کارآفرینی جهانی

 

کارآفرین کیست؟

  • جان باتیست سی : ” کارآفرین فردی است که مسئولیت تولید و توزیع فعالیت اقتصادی خود را بر عهده می­گیرد و کارآفرینی یعنی ارتقای بازده منابع سطحی به سطحی بالاتر.”

  • فرانک نایت: ” کارآفرینان کسانی هستند که در شرایط عدم قطعیت تصمیم می­گیرند و پیامد های کامل آن تصمیم را نیز خودشان می­پذیرند.”

  • ژوزف شومپیتر: ” کارآفرین نیروی محرکه و موتور اقتصادی جامعه است. مهم­ترین مشخصه­ ی هر کارآفرین، نوآوری است. فرآیند کارآفرینی نوعی تخریب خلاق است. به عبارت دیگر، ویژگی تعیین کننده­ی کارآفرینی، همان انجام کارهای جدید و یا ابداع روش­های نوین در کارهای جاری است که این روش نوین، همان تخریب خلاق است.”

  • فرد فری: ” کارآفرین فردی است که منابع لازم برای ایجاد و رشد یک فعالیت را جمع آوری می­کند و توجه اصلی وی، بر توسعه محصول و خدمت جدید است. یعنی فردی که یک فعالیت پرخطر را آغاز می­کند و به کمک ابزار نوآوری آن را بهبود می­بخشد.”

  • گات و گینزبرگ: ” کسی که در زیر چتر یک شرکت، محصول، فعالیت و یا فناوری جدیدی را کشف و به بهره برداری می­رساند.”

  • کرچهوف: “کارآفرینان بنیان­گذاران شرکت­ های جدید هستند که فعالیت آن­ها سبب ایجاد و رونق مشاغل جدید میشود.”

  • دکتر محمود احمدپور: ” کارآفرین فردی است دارای ایده و فکر جدید که به وسیله ­ی ایجاد یک کسب ­وکار توام با منابع مخاطره انگیز مالی و اجتماعی، محصول یا خدمات جدید به بازار ارائه می­کند. “

  • کانتر: ” کارآفرینان سازمانی یا فرا کارآفرینان، افرادی هستند که در سازمان­ های بزرگ، حیثیت شغلی خود را به روی نتایج حاصل از نوآوری مورد نظرشان، شرط بندی می­کنند.”

  • مایکل ورنر: ” فراکارآفرینان افرادی هستند که در محیط­ های انگیزشی و حمایتی فعالیت می­کنند و کلید اصلی بازاریابی و توسعه محصول در یک شرکت محسوب می­شوند.”

 

جامع ­ترین تعریف کارآفرینی نیز توسط پیتر دراکر ارائه شده است:

“کارآفرینی یک رفتار است و نه یک صفت ویژه در شخصیت فرد کارآفرین. کارآفرینی، به کار بردن مفاهیم و تکنیک­ های مدیریتی، استانداردسازی محصول، به کارگیری ابزارها و فرآیندهای طراحی و بنا نهادن کار، برپایه آموزش و تحلیل کار انجام شده، است.” 

 

نوآوری در هریک از زمینه های زیر، کارآفرینی محسوب می­شود:

  • ارائه­ ی کالای جدید

  • ارائه ­ی روش جدید در فرآیند تولید

  • گشایش بازار تازه

  • یافتن منابع جدید

  • ایجاد هر گونه تشکیلات جدید در صنعت

 

ویژگی­ های شخصیتی کارآفرین:

  • توفیق طلب و دارای اعتماد به نفس

  • معتقد به مرکز کنترل درونی

  • مستقل

  • دارای حس شهود و بصیرت و رویاپردازی

  • ریسک پذیر و مخاطره پذیر

  • خلاق و نوآور

  • قاطع و اهل عمل

  • دارای اراده ­ی قوی و سخت کوش

  • دلبستگی به موضوع هدف و مسئولیت پذیری

  • مایل به قدرت

  • گرایش به داشتن ارزش ­های شخصی

  • پر از انرژی و دارای عکس­ العمل نسبت به موانع

  • دارای شبکه ­ی ارتباطی قدرتمند در حوزه­ ی فعالیت­شان

کارآفرین ها عامل تقویت پدیده­ های اجتماعی زیر می­شوند:

  • اشتغال زایی

  • تولید ثروت و توسعه­ ی اقتصادی

  • ایجاد و گسترش بازارهای جدید

  • انتقال و استقرار فناوری­ های جدید

  • ایجاد حس رقابت سالم در تجارت و صنعت

  • ایجاد میل به تعادل در اقتصاد ملی

  • تحول و تجدید حیات ملی و محلی

 

ویژگی­های کارآفرین:

  • توفیق طلبی:

کارآفرینان با نیاز بالا به توفیق بالا، همواره میل دارند که در چالش باشند و در راه رشیدن به اهداف قابل دسترس به اطلاعات مداوم و جدید نیاز دارند. آن­ها همیشه مشتاق هستند کار خود را در حد عالی استانداردهای روز و در موقعیت رقابتی انجام دهند و مسئولیت تعیین اهداف و حل مشکلات و دستیابی به آن­ها را با تلاش مستمر، خودشان به عهده بگیرند.

  • تمایل به مخاطره (ریسک پذیری) :

کارآفرینان در هنگام انجام یا شروع کار خود معمولاً به دو نکته توجه می کنند: یکی میزان مخاطره ی موجود در انجام کار و دیگری احتمال شکست و عدم موفقیت در انجام آن. آن­ها پس از محاسبات خود تصمیم خواهند گرفت که با این میزان مخاطره و احتمال شکست کار را انجام دهند، یا خیر. در هر صورت، باتوجه به اشتیاق این افراد در انجام کار، آن­ها نسبت به انسان­های دیگر بسیار ریسک پذیرترند.

  • جهان بینی:

برخلاف یک دسته از مردم که به جبر معتقدند، کارآفرین قدرت اختیار را باور دارد، از این رو بیش از هرچیز و هرکس رو خودش حساب می­کند. اعتماد به نفس بالایی دارد و به استقبال تغییر رفته و خود را به هدف می­رساند. اعتماد به نفس و خلاقیت دو ثروت اصلی آن­ها است که امکانات، راه­ حل­ها و منابع پنهان را در اختیارشان قرار می­دهد.

  • استقلال طلبی:

کارآفرین دوست دارد خودش رئیس خودش باشد، از دخالت دیگران در تصمیماتش خشنود نخواهد بود و این میل به استقلال نیروی انگیزشی بزرگی برای اوست. آزادی عمل پاداشی برای کارآفرین است که بدون داشتن آن قادر به بروز دادن استعدادهایش نخواهد بود.

  • قاطع و اهل عمل:

کارآفرین تعلل نمی کند، سریع تصمیم می­گیرد و سریع عمل می­کند. زمانی که به موانع حل نشدنی برخورد می­کند تسلیم نمی­شود و سعی در یافتن راه ­حل مناسب دارد. او باور دارد هر مشکلی راه­ حلی دارد و می­کوشد آن را بیابد.

“باز هم راهی وجود دارد.” این جمله ­ای است که هربار از ذهن یک کارآفرین تیزهوش، با اعتماد به نفس، انعطاف پذیر و خلاق می­گذرد.

  • اهل بصیرت و شهود:

کارآفرینان اهل بصیرت و شهودند. آن­ها در انجام کارهایشان از یک احساس الهام و از یک منبع ناشناخته سخن میگویند که آن­ها را دائم به جلو هدایت می­کند وامیدوارشان می­سازد. به این ترتیب آن­ها احساس می­کنند نسبت به آینده و آنچه تشکیلات اقتصادی آن­ها می­خواهد بصیرت دارند؛ و مهم­تر این که، آن­ها برای اجرای رویاهایشان به دلیل برخورداری از همین احساس، بسیار توانا هستند.

  • سخت کوشی و پشتکار:

آن­ها بدون خستگی و بدون وقفه کار می­کنند. از کار خود لذت می­برند و کار برایشان مانند سرگرمی دوست داشتنی است، بنابراین به ندرت احساس خستگی یا بی­میلی می­کنند.

  • دلبستگی و مسئولیت ­پذیری:

کارآفرینان عاشق کارشان هستند و همین عشق آن­ها را در دشواری­ ها نگه می­دارد و همین عشق به محصول و خدمت، نقش آن­ها را در فروش و عرضه­ ی محصول و خدمت، اثربخش می­کند. ثروتمند شدن انگیزه ­ی اصلی کارآفرینان نیست. پول برای آن­ها بیشتر یک معیار موفقیت است و فکر می­کنند اگر موفق شوند پاداش خود را گرفته­اند.

  • جزئی نگری:

کارآفرین در جهت رشد و توسعه ­ی کسب­ وکار خود، همواره به جزئیات احاطه دارد و با دقت زیادی آن­ها را نظارت میکند. به همین دلیل آن­ها با هرکسی کار نم­کنند و در انتخاب همکاران خود به شاخص­ های تخصص و وفاداری بسیار اهمیت می­دهند.

ویژگی ­های خاص شخصیتی:

اکثر کارآفرینان از نظر شخصیتی از اکثریت افراد جامعه متمایزند. برخی از مهم­ترین این ویژگی­ ها عبارتند از:

  1. بخشنده ­اند و برای هر یک از کارکنان خود، هرچه بتوانند انجام می­دهند.

  2. در حین کار، به همکاران در سطوح مختلف کاری، توجه دارند و توجه به ایشان را با کارهایی مانند بازدیدهای اول وقت سرزده، تلفن­ های احوال­پرسی و خدا قوت و … نشان می­دهند.

  3. به اشتراک منافع و سود حاصله بین همکاران اعتقاد دارند.

  4. در مدیریت از سبک تفویض اختیار به زیردستان استفاده می­کنند و به خروجی کارها توجه دارند.

  5. در عمل و نه در کلام، حامی کارگرها و ناظر بر حل مشکلات و دغدغه­ های روزمره ­ی ایشان هستند.

  6. در انجام امور خیر و عام المنفعه در حد توان، پیش قدم هستند.

  7. برای آن­ها همین که فرصت ها را شناسایی کنند کفایت می­کند تا وارد عمل شوند.

  8. کارآفرین همه چیز را به گونه ای هماهنگ می­کند که خروجی کار ارزشمندتر از ورودی آن باشد؛ به عبارتی او باعث ایجاد ارزش افزوده می­شود.

امکاناتی و بسترهایی که کارآفرین برای رشد و بالندگی خود به آن­ها نیازمند است:

  • آموزش:

آموزش کودکان در یک کشور توسعه یافته یا در خواهان توسعه باید به گونه­ای باشد که کودکان برای کنجکاوی کردن تشویق شوند، به کشف و شهود دست بزنند و مهارت­های حل مسأله را بیاموزند. آن­ها باید بیاموزند که برای رسیدن به اهداف به جز صبر و تلاش نیازمند دادن بهای آن نیز هستند. آموزش هدفمند آموزشی است که کودکان را به سوی پرورش خلاقیت و روحیه ­ی تلاشگر برای رسیدن به علایق و اهدافشان سوق دهد.

به این ترتیب آن­ها با آزادی عمل  انتخاب رشته­ ی تحصیلی یا زمینه­ ی شغلی خود را انجام داده و با عشق و تعهد نسبت به چیزی که رسالت واقعی آن­ها در این زندگی است تلاش خواهند کرد.

در کنار این­ها تأکید بر اصول انسانی و اخلاقی و محبت و دوستی و سایر خصائل انسانی نباید فراموش گردند.

چگونگی حمایت برای رشد و تقویت خلاقیت و کارآفرینی نیز بسته به میزان رشد و بلوغ افراد و سازمان­ها یک جامعه تفاوت دارد.

  • آزادی در انتخاب نقش خود در جامعه و سازمان:

در سازمان­ های کشورهای پیشرفته، افراد در انتخاب فعالیت شغلی خود، به واسطه­ ی وجود زمینه­ های کاری متنوع آزادی کامل دارند و براساس تقاضای مردم جامعه­ ی خود در هر فعالیتی امکان تلاش دارند. این تنوع در انتخاب رشته تحصیلی یا شغل یا حتی محیط کاری و … افرادرا مجبور به تفکر دائم و قیاس و مسئولیت پذیری در انتخابشان میکند. در نهایت آن­ها می توانند دقیق تصمیم­ گیری کنند و این همان پرورش خلاقیت و نوآوری است . تنها در این صورت خواهد بود که افراد در مشاغل خود احساس دلبستگی ، شوق و انگیزه خواهند کرد و تعهدی که به دنبال آن ایجاد می­شود منجر به این خواهد شد که آن­ها کارشان را به بهترین نحو به انجام برسانند. این اختیار در پذیرش نقش در جامعه، رسالتی را در روحیه  افراد ایجاد و مستقر می­کند که تا پایان عمر با آن­هاست، در نتیجه فرد تبدیل به شخصی مسئول می­شود که باید جوابگوی رفتار خود باشد.

  • آزادی در انتخاب همکاران و پرسنل:

در بیشتر سازمان­های کارآفرین هنگام استخدام، هیچ چیز جز شایستگی آن فرد و اطمینان به وفاداری او، اهمیت ندارد. به این ترتیب در طول زمان تیمی راضی، شاد، با انگیزه و وفادار، پیرامون کارآفرین بنیان­گذار شکل گرفته است. وجود افراد علاقه­ مند و با انگیزه یاری می­رساند تا او در مقابل کوه مشکلات استقامت کند.

  • دسترسی به موقع و موثق به اطلاعات مورد نیاز:

امروزه اتصال به یک شبکه­ ی اطلاعاتی رایانه­ ای که دسترسی به اطلاعات را تسهیل کرده است، لازم است افراد به نحوه­ ی کار با رایانه، استفاده از اینترنت و جزئیات آن آشنا باشند تا همواره به منبعی بی پایان از اطلاعات که در وقت و هزینه­ های آن­ها صرفه­ جویی خواهد کرد دسترسی داشته باشند.

 

برای پیمودن مسیر، یک کارآفرین این نکات را در نظر می­گیرد:

 الزامات حفظ و رشد خلاقیت: کارآفرینان در طول زندگی خود به دنبال ارائه ­­ی خدمت یا محصولی هستند که آسایش و آرامش بیشتری برای مردم به ارمغان بیاورد. برای آن­ها لذت بخش ­ترین قسمت کار رضایت مشتری است. او هرگز بازنشسته نمی­شود، همواره به فکر پیاده سازی ایده ­های جدید برای بهروزی انسان­هاست.

هدف داشتن، دل نبستن به نتیجه و لذت بردن از پویش مسیر: کارآفرین یک ویژگی متغییر و یک ویژگی ثابت مهم دارد: ویژگی متغییر او هدف اوست؛ او به طور مستمر توسعه می­ یابد و پس از رسیدن به یک هدف به سمت هدف بعدی و بزرگ­تر گام برمی­دارد. ویژگی ثابت او این است که اگر هم به هدفش نرسد، سرخورده و ناامید نمی­شود، چرا که او در طول راه از پیمودن مسیر لذت می­برد و سرمست می­شود و برای رسیدن به هدفش راه دیگری برمیگزیند و یا هدف دیگری را مدّ نظر قرار خواهد داد.

کنجکاوی بی­حد و مرز:یکی از ویژگی­های کارآفرینان، دقت نظر و کنجکاوی بسیار زیاد آن­هاست که اگر نباشد اساساً کارآفرین نخواهد شد!

تیزبینی برای یافتن پدیده ­های جالب در میان انبوه پدیده ­ها: هزاران سوال وجود دارد که با دیدن پدیده ­ها و حوادث مختلف تنها در ذهن یک بیننده از میان میلیاردها بیننده ­ی پدیده­ های روزمره زندگی مطرح می­شود؛ این شخص همان کارآفرین است!

دانستن علوم پایه و عمیق بودن حداقل در یک زمینه ­ی علمی: کارآفرینان که کنجکاو و تیزبین هستند، پس از آگاهی از دانش و علم مورد علاقه و توجه ­شان و سپس توانمندی کافی در آن، منشاء تغییر و تحول در محیط اطراف خود و به تدریج در سطح جامعه و دنیا می­شوند.

تمرین و حجم کارهای خلاقانه و نوآورانه در سیستم­ های آموزشی: تحقیقات عملی در موضوعات مختلف، هرچند ساده، موجب جریان یافتن تراوشات فکری خلاقانه و راه گشا در یافتن راه­ حل­ های متنوع در معضلات پیش­رو می­شود و همچنین بستر را برای خلق ایده­ های جدید آماده می­سازد.

آگاهی به ابعاد مختلف مسائل و ظرفیت ­های جامعه: کارآفرین از رویدادها و تحولات اجتماعی آگاه است و در ارتباط با بازاریابی و یافتن ظرفیت­ های موجود نیز بسیار هوشمند عمل می­کند. او در فضای رقابتی موجود نیاز به اطلاعات و  توانایی­ های جامع در حوزه­ های مختلف دارد.

تأثیر مثبت گرفتن از ناملایمات زندگی: وجود ناملایمات و شکست­ ها در کار نعمت بزرگی است، به شرطی که کارآفرین به این امر اعتقاد داشته باشد. بارها و بارها زندگی افراد بسیار موفق بازگو شده و روحیه­ی مقاوم و سرسختی آنان در مقابل مشکلاتشان، الگو و سرمشقی برای مقاومت و خستگی ناپذیری و تلاش پیوسته بوده اشت، این همان رمز پویایی و پایایی کارآفرین است.

دانستن روش درست انجام هرکار: در فضای رقابتی هر اشتباه کوچکی می­تواند فاجعه آفرین بشود، بنابراین اگر رقیبتان از شما بهتر عمل می کند و محصول با کیفیت را با قیمت مناسب تر از شما به فروش می رساند، او از شما کارش را درست تر انجام داده است. بنابراین هرگز از سرسختی برای کشف بهترین راه ها و درست ترین آن­ها غافل نشوید.

 

از همه مهم تر:

 تلاش مداوم در ارتقای فرهنگی دیگران: فرهنگ پدیده ای نظام مند و هم افزاست و فرهنگ انسانی  مجموعه ­ای از رفتار آدمیان است که در سیستم­ های اجتماعی نمود پیدا می­کند. به این ترتیب فرهنگ نیز مانند هر پدیده ­ی مشاهده پذیری، تحلیل پذیر، نقد پذیر و قابل مدل سازی است.

یکی از مهم­ترین وظایف فرهیختگان جوامع، سازمان­ ها و حکومت­ ها، شناسایی رسوم دست و پا گیر و بازسازی یا حذف آنان است تا محیط برای رویش خلاقیت و نوآوری در کارها (کارآفرینی) آماده شود و در نهایت این روند به سطح جامعه تسری پیدا کند.

منبع:خلاقیت و کارآفرینی دو بال پرواز ما
برچسب‌ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Rating*