موسس چراغ های کریستوفر ری


academyhaft 19 بهمن 1396 دقیقه مطالعه
iOS 14

دسترسی سریع به عناوین

کریستوفر ری

تاریخ تولد: ۸ مارس ۱۹۴۰

وضعیت تاهل: متأهل با سه فرزند

بالاترین سطح تحصیلات: مدرسه شبانه روزی

مدارج تحصیلی: ۴ دیپلم عادی

علایق: مسابقه رالی، ورزش های آبی

فلسفه شخصی: «همواره به سمت روشن زندگی بنگرید»

وقتی کریستوفر ری مدرسه را در سال ۱۹۵۷ و در هفده سالگی ترک کرد، طرح های عظیمی داشت مبنی بر اینکه جوان ترین شعبده باز حرفه ای بریتانیا شود، او در بریدلینگتون به عنوان دستیار یک دلقک مشغول به کار شد و در خلال نمایش، حقه های شعبده بازی خود را اجرا می کرد. اما با پایان یافتن فصل، دریافت که شعبده بازها طرفداران چندانی ندارند. لذا تصمیم گرفت هنرپیشه شود. او از یورک شایر به زادگاه خود در لندن رفت، و توانست در یک مدرسه تئاتر ثبت نام کند.

كار ری این بود که در سمساری ها به دنبال دیرک برای نمایش بگردد و حین جست و جو در مغازه ها برای خود اشیای عتیقه و تزئینی می خرید. یکی از دوستانش به او پیشنهاد کرد به دلیل اینکه گاهی اوقات کار هنر پیشه ها بازگشتن به لندن را دشوار می کند، دکه ای در بازار عتیقه فروشی چلسی که به تازگی گشایش یافته بود، اجاره کند. به این ترتیب او می توانست تا وقتی که مدت نمایش تمام می شد، اشیایی که جمع آوری کرده بود را بفروشد.

اولین چیزی که فروخت یک چراغ نفتی پارافینی متعلق به عصر ویکتوری بود. پس از آن به سرعت چراغ هاى بیشتری از سمساری های اطراف خرید. همان چراغ هایی که هجوم لامپ برق به خانه های بخش های روستایی بریتانیا، خرید و فروش آنها را با رکود مواجه کرده بود. او آنها را برق انداخت و به دکه اش برد و بلافاصله به چند برابر قیمتی که خریده بود به فروش رساند و سپس تصمیم گرفت در زمینه چراغ های نفتی قدیمی اطلاعات بیشتری کسب کند.

پس از یک سال که از اداره دکه می گذشت، متوجه شد یک دفتر پست در جاده کینگز چلسی در حال تعطیلی است. او ۱۰۰۰ پوند از مادرش قرض کرد. دفتر پستی را با ۷۵۰ پوند در سال اجاره نموده و آن را از نو تحت عنوان یک چراغ فروشی تخصصی بازگشایی کرد. در ضمن از یکی از دوستانش خواهش کرد تا در غیاب او برای کارهای بازیگری، اداره امور مغازه را به عهده بگیرد. موقعیت زمانی ری عالی بود. سال ۱۹۶۴ بود و کینگز رود به کانون برگزاری رقص های معروف این دهه تبدیل میشد. حتی دادلی مور هنرپیشه معروف به آنجا می آمد تا با ارگ کوچکی که در مغازه ری نگهداری می شد، بنوازد. در هفته نخست، میزان فروش چراغ به قدری بود که ری می توانست با آن اجاره یک سال را بپردازد.

كار مغازه همچنان خوب پیش می رفت. مشتریان کم کم نزد او می آمدند تا حفاظ های شیشه ای چراغ هایشان را تعویض کنند زیرا پیدا کردن حفاظ های اصلی کار سختی بود. به همین دلیل ری مدیر یک کارخانه در یورک شایر را متقاعد کرد تا از روی مدل های اصلی حفاظ های جدیدی بسازد. او همچنین با کارخانه ای در بیرمنگام به توافق رسید تا قطعات یدکی برنجی چراغ ها را بسازد. همچنان که تقاضا زیاد شد، او نیز کار را با افزودن چند مغازه در همان اطراف توسعه داد. به طوری که در یک برهه زمانی ۱۰ مغازه در یک خیابان داشت.

اما سرانجام ری فهمید که داشتن یک فروشگاه بزرگ خیلی بهتر است. لذا در سال ۱۹۸۳ مقداری زمین از امور مشترکین شرکت گاز خرید و پس از چند معامله پیچیده املاک و مذاکرات فراوان با بانک، بالاخره درهای فروشگاه جدید خود را هفت سال بعد در سال ۱۹۹۰ گشود.

ما این بار شرایط زمانی برای او آن چنان مطلوب نبود. فروشگاه جدید وقتی باز شد که اوضاع اقتصادی دچار رکود شده بود. ری کاتالوگی تهیه کرد که اقلام ارزان تر در آن گنجانده میشد و مخاطب آن به طور اخص مشتریان جزء بود. خوشبختانه این اقدام موثر واقع شد و کسب و کار آنها به بقای خود ادامه داد. این شرکت هم اکنون ۱۷ فروشگاه در بریتانیا و یک فروشگاه به صورت حق الامتیازی در ژاپن دارد. بیش از ۴۰۰۰ نوع چراغ می فروشد. ۱۸۰ نفر پرسنل دارد و میزان فروش آن در سال ۲۰۰۴، ۸ میلیون پوند برآورد می شود.

مقاله مرتبط:
چگونه موفق شدم
منبع: چگونه موفق شدم نوشته راشل بریج
برچسب‌ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Rating*