هنر فخر فروشی


academyhaft 19 تیر 1396 دقیقه مطالعه
iOS 14

دسترسی سریع به عناوین

برای بیش­تر ما، کسب مهارت در فخرفروشی راحت­ تر از انجام دادنش است. تصور می­ کنیم میان در خفا ماندن و گزافه گویی باید یکی را انتخاب کنیم و چاره­ ی دیگری وجود ندارد. اما خوشبختانه یک حد وسط هم در این میان وجود دارد. شیوه ­ای هنرمندانه با عنوان«فخر فروشی» برای برقراری ارتباط و تبدیل کردن خود به کانونِ توجهِ دیگران.

فخر فروشان، استاد این هستند که نقاط ضعف و منفی حود را به نقاط قوت و مثبت تبدیل کنند. معمولاً شوخ طبع ­اند و حتی گاهی ملامت­ گرِ خود. اما از همه مهم­تر، می­ توانند خودشان باشند و خودشان را عرضه کنند و به چشم بیایند.

واژه ­نامه­ ی فخر فروشی:

فخر فروشی: صحبت از بهترین جنبه­ های وجودی(علایق، ایده ­ها، نقشه­ ها، موفقیت­ ها) با غرور و شور تمام در حین مکالمه ، به قصد برانگیختن ستایش و حیرت و جلب علاقه ­ی مخاطب بدون آن­که اغراق یا خودنمایی به چشم بیاید به بیان دیگر، با پرهیز از مورد سرزنش قرار گرفتن.

لقمه­ های فخر فروشانه: بریده ­هایی از اطلاعات تأثیرگذار درباره ­ی بهترین جنبه ­های شخص که به شیوه ای کوتاه و «نقل کردنی» بیان می ­شوند. این لقمه­ ها به این شیوه عمل می­ کنند که خیالتان راحت باشد نکته­ ای جذاب در حافظه­ ی مخاطب تان باقی می­ ماند. این لقمه ها را می توان هم به شکل دُرّهای قیمتی به میان مکالمه بیندازید و هم به هم بچسبانید و «فخرنامه»هایی بلندتر بسازید.

فخرنامه: اطلاعاتی هستند درباره ­ی شخص به شکل مکالمات سی ثانیه ­ای در آسانسور تا مونولوگ ­های سه دقیقه ­ای که به شکل سنتی قصه مانند می ­آیند. این اطلاعات باید به ­یادماندنی باشند و جلب توجه و یا ستایش مخاطب را موجب شوند.

فخردان: مجموعه­ ای از اطلاعات درباره ی بهترین جنبه­ ی شخص که به آسانی در دسترس باشند؛شامل: موفقیت ­ها، علایق، سرگرمی ­ها. این اطلاعات جزییاتی جور واجور هستند که فرد را از نظر شخصی و حرف ه­ای توصیف میکنند.

بمب فخر: ناکامی مطلق در فخرفروشی یا با استفاده از تعبیر دیگران:زدن شیپور فخر فروشی از سرگشاد آن. نوعا این اشتباه نتیجه ­ی بدخوانی نیازهای مخاطب یا زمان­بندی اشتباه و یا نداشتن آمادگی است.

فخر آموزی: توصیه­ هایی دوستانه درباره­ ­ی چگونگی ارائه ­ی فخرفروشی زیبا و شایسته.

افسانه های فخر فروشی

فروتنی ارزشی است با ریشه ­های مذهبی و معنوی که در سرتاسر جهان تعلیم ­اش می ­دهند. در برخی مناطق جهان، مثل شرق آسیا، به فروتنی همان قدر بها می ­دهند که آمریکایی­ ها به آزادی بیان. اما مشکل اینجاست: تعداد کمی از ما می دانیم چطور فضیلت فروتنی را با نیاز به تعریف از خود در محل کار آشتی بدهیم. انگار خیال می­ کنیم اگر پیغام ­ها و حرف­هایمان را شخصی کنیم یا زیادی هیجان زده بشویم، حرفه ­ای عمل نکرده ­ایم.

خیلی خوب است که کسی چیز خوبی درباره­ ی شما بگوید، اما زیاد هم خوشحالی نکنید. هر چند هدایت دیگران به ستایش از شما، یکی از آن چیزهای خوبی است که باید در قوطی عطاری­تان پیدا شود، تنها چیز خوب نیست. ضمن آنکه اصلاً جایگزین خوبی برای فخر فروشی خودتان نیست. هیچ­کس به اندازه­ ی شما از صمیم قلب شما را دوست ندارد. وانگهی، نود درصد مواقع کسانی که طرف حساب شما هستند و حرف ­های خوبی درباره ­تان می زنند، نفع ­شان در این کار است.

کاری کنید که وقتی دیگران از شما حرف می­زنند، همان چیزی را بگویند که شما می­ خواهید.

وقتی بچه هستیم، دست ­کم یک نفر را در اطراف­مان داریم که طرفدار پروپاقرص ماست و ما را به سمت و سوی مناسب هل می­دهد و شخصیت و غرور و کرامت نفس ما را شکل می­دهد. یکی از والدین یا معلم و مربی مدرسه یا یکی از عمه ­ها و خاله ­های محبوب­مان که ما را زیر پر و بال­شان می­گیرند یا معلمی که شک ندارد ما مایکل جردن یا انیشتین بعدی هستیم. کی خیط می­ شویم و دماغ­مان می­سوزد؟ وقتی بزرگ می­ شویم. وقتی آن گردان حمایت ­کننده­ ها و تشویق کننده­ ها را دم دست نداریم، به اشتباه خیال می­کنیم دیگران در محل کار، پاشنه­ هایشان را بالا می­کشند و تمام هم و غم­ شان این می­شود که از ما و موفقیت­ هایمان بی دریغ حمایت کنند.

بسیاری از زنان با استعداد امروز هم هنوز از این افسانه تبعیت می­کنند که تعریف از خودشان کاری ناپسند و تهاجمی است. هر چند پدر و مادر آن­ها به آن­ها گفته ­اند که به هرچه بخواهند می­توانند برسند، یکی «اما»ی بزرگ سر راه­شان گذاشته­ اند. چه امایی: از شکوه پیروزی ­ات شاد نباش.عیب خاصی ندارد اگر پسرها از خوشحالی موفقیت­ شان جیغ و داد بکشند و زیر نورافکن بروند اما دخترها باید این پیروز­ی ­ها را با دیگران شریک بشوند. حتی آن موقع هم بهتر است چندان توجهات را به خود جلب نکنند.

یادگیری فرایند فخر فروشی در این باره نیست که خصوصیتی را به زور در وجود کسی تحمیل کنیم. در واقع، فخر فروشی هنری است کاملاً بر عکس این. فخر فروشی یعنی بیشتر از پیش خودمان بشویم و بهترین بخش های وجودمان را مغرورانه و با شور و شوق و اصالت نمایان کنیم.

پرسش­نامه­ ی دوازده سوالی

  1. اگر خودتان و دیگران پنج وجه مثبت شخصیتی ­تان را اسم ببرید چه می ­گویید؟

  2. ده کار جذابی که کرده اید یا رویداد جذابی که برایتان رخ داده چیست؟

  3. شغلتان چیست و چطور شد که از این دنیای شغلی سر در آوردید؟

  4. چه چیزهایی از شغل فعلی تان را دوست دارید / عاشقش هستید؟

  5. شغل شما چه استفاده ای از مهارت ­ها و استعدادهای شما می­ کند و الان مشغول چه طرحی هستید که بهتر از هر چیز دیگر نشان دهنده­ ی آن مهارت ­ها و شغل ­هاست؟

  6. به کدام موفقیت­ های شغلی­ تان به راستی افتخار می ­کنید (چه از شغل فعلی ­تان و چه قبلی ­ها)؟

  7. در یک سال گذشته چه مهارت­ های تازه ­ای کسب کرده­ اید؟

  8. چه از نظر حرفه­ ای و چه شخصی، چه موانعی را پشت سر گذاشته ­اید تا به جایگاه امروزتان برسید و چه درس­ های بنیادینی از اشتباهات گذشته ­ی خود گرفته ­اید؟

  9. چه آموزش­ هایی از سر گذرانده ­اید واز آن تجربه ­ها چه به دست آورده­ اید؟

  10. با چه سازمان­ های حرفه­ ای و مشهوری سر و کار دارید و به چه طریق؟ (عضویت، هیئت مدیره، مشاور و امثالهم)

  11. خارج از محل کار اوقات تان را چگونه می گذرانید؟(از جمله سرگرمی ها،علایق، ورزش و …)

  12. به چه طریق­ هایی در زندگی دیگران تغییر و تفاوتی ایجاد می ­کنید؟

شما فقط نام­ تان را یدک نمی ­کشید. تاریخچه و گذشته­ تان هم همیشه همراه­ تان است. به این دوازده سوال در مقامِ سیاهه­ ای از آنچه کرده ­اید نگاه کنید. تنها به سال ­های گذشته اکتفا نکنید و حتی هفته ­ی پیش را هم در آن لحاظ کنید. حواس­تان باشد که پاسخ­ ها مالامال از جزییات باشد؛ چون مردم جزییات یادشان می­ ماند. بیانِ کلیات هیچ یا تقریباً هیچ اثری بر کسی نمی ­گذارد. کیسه ­ی فخردان ­تان هم باید سرشار از فخرنامه و  لقمه ­های فخر فروشانه در همه جور طعم و رنگی باشد. وقتی دارید پاسخ­ ها را می ­نویسید از خود بپرسید: آیا این حرف را طوری می­زنم که جذاب و دلنشین و به یادماندنی ­است؟ آیا نقاط قوتم را بارز می ­کند؟ آیا خلاصه و مفید و قانع ­کننده توضیح می­دهم که چرا شغلم را عوض کرده­ام و چطور تجربیاتم من را به فردی کارشناس در شغل امروزم مبدل کرده؟ اگر تصور می ­کنید دیگران ممکن است به فخر فروشی شما با یک «خوب که چیِ» ناخوشایند جواب بدهند، پس دوباره از اول جواب بدهید.

فخر فروشی در داخل و خارج از محل کار

اگر کارها را به دست بخت و اقبال بسپارید، مدام رعشه می گیرید و به لکنت می­ افتید و فرصت ­ها را از دست  می­ دهید. سعی کنید هر جا امکانش را یافتید، کیسه ­ی فخردان ­تان همیشه دم دست ­تان باشد؛ توی آسانسور،دم قوری­ چای، دم آبسرد کن، توی هواپیما،یا حتی گوشه­ ی خیابان. «کاشکی کاشکی » شما را به جایی نمی ­رساند. آماده ­ی استفاده از فرصت ­ها برای تعریف از خود در هر لحظه باشید.

یادتان باشد همیشه وقتی در جلسه­ ای هستید، نگاهی به اطراف اتاق بیندازید و در فرصت مناسب خود را به تک تک آدم­ های اتاق معرفی کنید. موقع این کار، تصور کنید دارید یکی از دوستان عزیزتان را معرفی می­کنید، نه خودتان را. کار خیلی راحت­ تر می­شود. انجامش بدهید. اسم­تان را بگویید، با لبخند و سرشار از انرژی اشاره کنید که کارتان چیست، بعد فخرفروشی را آغاز کنید. این اشتباه مهلک را هم مرتکب نشوید که فخرنامه­ هایتان را به زور در گفتگوها جای دهید. سعی کنید هر جا بحث طرفی کشیده شد که در مسیر توانایی ­ها و فخرنامه­ های شما باشد، به آن­ها اشاره کنید.

وقتی به یک سخنرانی یا جلسه ­ای با شرکت­ ها و آدم ­های غریبه دعوت می­ شوید سعی کنید از همان اول حتی در آسانسور با یکی شروع به حرف زدن کنید تا در طول نشست تنها نمانید. چه بسا او بعداً شما را به دیگران معرفی کند و اینگونه به راحتی فرصت ­های زیادی برای فخرفروشی به دست خواهید آورد.

فخرناوری

با فخرناوری که مخفف فخرفروشیِ فناورانه می­ باشد، می­توان به آدم ­هایی دسترسی یافت و تحت تاثیرشان قرار داد که ممکن است در حالت عادی دشوار باشد؛ چه در سفر و یا آنسوی دنیا و چه حتی موقعی که رییس ­تان در اتاق بغلی است اما وقت ندارد شما را ببیند، از این حربه ­ی جهان مدرن استفاده کنید و خود را به آنهایی که باید، بنمایانید. حتی اگر در دنیای واقعی فردی درونگرا هستید باید سعی کنید در دنیای مجازی به یک برونگرا تبدیل شوید.

گذشتن از سد مصاحبه­ های استخدامی

وقتی به دنبال شغل هستید بد نیست برگردید و جواب ­هایتان به «دوازده سوالی» را مرور کنید. در بالای برگه با حروف درشت پنج نکته را بنویسید که شما را به بهترین کاندیدای ممکن برای تصدی این شغل تبدیل می­ کند. به آن دسته از تجربیات و نقاط قوت خود تکیه کنید که می ­تواند شما را به بهترین شکل نشان بدهد. و آن را بصورتی بازگو کنید که مصاحبه کننده بتواند شما را در حال کار تصور کند. ویژگی­ هایتان را الکی نگویید و خودتان را به شکلی که نیستید، توصیف نکنید.

تدوین داستان­ ها و پیغام ­های خلاقانه و به یادماندنی درباره­ ی خودتان و موفقیت ­هایتان، کانون عملیات فخرفروشی ­تان است. یکی از شگردهای خوب برای کسب آمادگی در این کار این است که با یکی از دوستان ­تان یک مصاحبه ­ی الکی ترتیب دهید و ضبطش کنید. بعد موقع تماشای ویدئو ببینید چطور عمل می ­کنید. دقت کنید آیا حرف­های تان جذاب و باورنکردنی ­اند و شما را از دیگران متمایز می­کند یا خیر؟ اگر هر کس دیگری هم می­تواند داستانی مثل شما تعریف کند، پس باید در لقمه ­های فخرفروشانه­ تان بازنگری کنید.

ارزیابی کارکنان

شما باید از زمان استخدام یا دست­ کم از زمان ارزیابی پیشین، پیشرفت­ هایتان را مرتب و دقیق گرد بیاورید تا نشان دهد شما برای شرکت چه کرده اید و چطور در آینده از این هم بیشتر خواهید کرد. وقتی به چنین لیستی دسترسی ندارید امکان دارد برخی از آن­ها را از یاد ببرید که ارزش های شما را به رخ می ­کشند. این ارزیابی ها فرصتی بزرگ است تا از کارتان و توانایی­ هایتان داد سخن بدهید.

سعی کنید در صورت تعریف و تمجید از شما، آن را فروتنانه با عبارتی مثل: «کار مهمی نکردم» خراب نکنید. دفعه ­ی بعد که از کسی تمجید کردید واکنش­ اش را ببینید. کم پیش می­ آید آن را بپذیرد و معنایش را درک کند و جواب کاملی مثل«ممنون.واقعا این حرفت خوشحالم می ­کند.» بدهد. در عوض شروع می کند به کوچک شماری خودش و انکار تحسین شما و یا کل ماجرا را می­اندازد گردن بخت و اقبال. و گاهی حتی تا آنجا پیش می­روند که تحسین را به تحقیر علیه خودشان تبدیل می ­کنند. در حالی­که پذیرش تمجید، بستر مناسبی است برای فخرفروشی راحت درباره ­ی خودتان.

وقتی شغل درست و حسابی ندارید

اگر کارتان را به هر دلیلی از دست داده ­اید، گفتن این حرف که چیز با ارزشی برای فخر فروشی ندارید راحت است اما اشتباه. خیلی از ما هویت ­مان گویی با شغل­ مان گره خورده. وقتی در یک مهمانی با آدم تازه ­ای آشنا می ­شوید، معمولاً اولین سوالی که پرسیده می­شود این است که«کارت چیه؟» که ترجمه ­ی کلی­ اش می ­شود «چطور پول در میاری تا خودت و خونواده ا­ت را بچرخونی؟» اگر بیکار باشید و چیزی برای فخر فروشی نداشته باشید، خواهید دید که مکالمه خیلی زود پراکنده می­شود و فرد مقابل آماده می­شود که برود سراغ کسی دیگر که جالب­ تر باشد.

به خودتان یاد آوری کنید که نداشتن شغلِ«واقعی» به معنای این نیست که گذشته ­تان را پاک کنید و وضعیت الان ­تان را تحقیر کنید. به کامیابی ­های گذشته­ تان نگاه کنید و اینکه موقعیت فعلی چه پیوندهایی با اهداف آینده­ تان دارد. طوری رفتار کنید که انگار همه چیز محشر است و یک داستان خوش­بینانه برای آن بسازید.

پدران و مادرانی که بعد از مدتی خانه نشینی یا بزرگ کردن بچه­ هایشان دوباره می خواهند به سر کار برگردند چگونه باید فخرفروشی­شان را شروع کنند؟ باید بی خیال بچه شوید و از خودتان حرف بزنید؛ از سوابق­ تان، برنامه ­های آینده تان و چیزهایی که در خانه­ نشینی یاد گرفته ­اید. از چیزهایی که شما را جذاب و به یادماندنی می­ کند، فخرنامه ­ای ترتیب دهید که بازتاب نقاط قوت شما در گذشته، حال و آینده باشد و ربطی به بچه ­تان پیدا نکند.

وقتی تک و تنهایید

فخر فروشی برای کسی که خود عملاً همه ­کاره ­ی کسب وکار یا شرکتش است، مسیر دیگری به خود می­گیرد. شما عملاً باید تبدیل به بیلبورد متحرک شرکتِ خود بشوید. باید از هر فرصتی برای بیان فخرفروشی استفاده کنید. سعی کنید حرف ­های توی بروشور یا وب­سایت ­تان را تکرار نکنید. وقت بگذارید و برای موقعیت ­های گوناگون و آدم­ های گوناگون، فخرنامه تهیه کنید. سعی کنید وقتی قرار است در جایی شما را معرفی کنند، به بهترین نحو ممکن این اتفاق بیفتد.

سعی کنید فخرفروشی را با ساختن شعار تبلیغی برای خود اشتباه نگیرید. شعارها معمولاً بسیار کلیشه­ ای و یا زیادی با نمک و در نتیجه مصنوعی هستند. لوس و بی­مزه نباشید. لبخند بر لب بنشانید اما یادتان نرود اصیل باشید و گفته ­هایتان مال خودتان باشد.

فخر آموزی

حوصله را سر نبرید: در مسیر فخر فروشی و گفتن حرف­ های مهم درباره ­ی خود، یادمان نرود که این حرف­ ها در صورت بی دقتی، ضررشان از سودشان بیشتر است. سعی کنید کسالت آور نباشید و مردم را از خود فراری ندهید.

بهترین وجه خود را نشان دهید: در محیط کار از جدی بودن و بی عاطفگی محض دوری کنید و خود واقعی­ تان را در معرض دید بگذارید. همان موجود جالب و خونگرم و شوخ طبع را.

اهمیت تاثیرگذاری در نگاه اول: هر چه زودتر یاد بگیرید در هفت ثانیه ­ی اول خود را بهترین شکل ممکن معرفی کنید و یادتان باشد حرکات غیرکلامی شما را بیشتر به هدف نزدیک می ­کند.

با بهترین وجه­ تان رفتار کنید: هیچ کاری بهتر از شگردهای شاد و شنگولی به شما اعتماد به نفس نمی ­دهد. مردم دوست دارند با کسی باشند که پرانرژی و پرهیجان باشد.

*خیلی خوشحالم که در خدمت­تون هستم.

*اگر بدونید چقدر منتظر بودم تا کارهام رو براتون تعریف کنم!

*باورتون نمی­شه

*حالا بذارید این یکی رو تعریف کنم!

*براتون خبر معرکه ­ای دارم!

گپ بزنید:گپ­ زن ­های خوب کلاه بردار نیستند. آن­ها افرادی دمخور و اجتماعی هستند که برای ارتباط با دیگران وقت می­ گذارند. آنها دنبال زمینه ­های مشترک می­گردند تا دیگران را از توی لاک­شان بیرون بکشند. بعد وقتی که زمانش رسید از فرصت استفاده کرده و بذر خود را می­کارند.

حال و هوای عاطفیِ شنونده را بسنجید: اگر تنها دغدغه ­تان این باشد که تصویری بی­نقص از خود به جهانیان ارائه دهید، آن­قدر خودبین جلوه می ­کنید که فرصت مهم ِ پیوند با دیگران را از دست می­دهید.

از قدرت قصه گویی و شوخ طبعی بهره بگیرید: داستانی پررنگ و لعاب یا شاد در مورد خودتان بگویید. همه عاشق داستان هستند و همه­ ی ما هم کلی داستان در چنته داریم.

 

دوازده توصیه برای فخر فروشی

  • بهترین و اصیل ­ترین وجه خودتان را بنمایانید

  • حواس­تان باشد برای چه کسی فخر می فروشید

  • با بیان قصه ­هایی معنادار و سرگرم­ کننده فخر بفروشید

  • مختصر و مفید بگویید

  • با من حرف بزن، نه برای من

  • همه­­ ی حرف­ هایتان را باید بتوانید اثبات کنید

  • بدانید که کی بگویید مشک­ تان خوش­بوست

  • به گپ و گفت کوتاه هم اهمیت بدهید

  • فخر نامه ­ها و لقمه ­های فخرفروشانه ­تان را تر و تازه نگه دارید

  • همیشه ­ی همیشه آماده باشید

  • شوخ ­طبعی یادتان نرود

  • از همه­ ی اینها استفاده کنید: چشم­ ها و گوش ­ها و عقل و دل

«ما در عصر کارآفرینان زندگی می ­کنیم. حتی اگر شما برای خودتان کار نکنید. محل کار آدم دیگر برای هیچ ­کسی و برای هیچ شغلی امن نیست. مشاغل با سرعتی حیرت­ انگیز از دست می­ روند و تنها نکته ­ی مهم این است که  هیچ­کس به اندازه ­ی خود شما منافع ­تان را در نظر ندارد. یعنی اگر شما از خودتان و به نفع خودتان حرف نزنید چه کسی این کار را می­ کند؟ شغل­ ها و رییس ­ها می ­آیند و می­روند. به همین دلیل بهترین روش برای بقا و اعتلا در این محیط آن است که همانند کارآفرینان فکر کنید و مدام لافِ ارزشمندترین محصول­تان را بزنید: خودتان!»

منبع:هنر فخر فروشی نوشته پگی کلاوس
برچسب‌ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Rating*