هوش اجتماعی فرزند خود را افزایش دهیم


academyhaft 24 دی 1396 دقیقه مطالعه
iOS 14

دسترسی سریع به عناوین

پیش درآمد

کودکان عموماً در موقعیت‌های اجتماعی ناتوان عمل می‌کنند؛ هم در دوست‌یابی و هم در حفظ روابط پایدار دوستانه. آن‌ها شدیدا نیازمند توسعه‌ی ارتباطات بین فردی و حل مشکلات‌شان در این زمینه‌اند. جامعه بر این فرض است که بچه‌ها با دیدن چگونگی رفتار دیگران، یاد می‌گیرند با بقیه مردم چگونه کنار بیایند. اما این کافی نیست. بچه‌ها در توان‌آزمایی اجتماعی، ناتوان‌اند و برای برخی از آن‌ها حل کردن دشوارترین سوالات ریاضی بسیار راحت‌تر از همدلی و گفت‌وشنود با دوستان‌شان است. این مشکلات در بچه‌ها «نقص‌های آموزش اجتماعی» نامیده می‌شود و لازم است مهارت‌های اجتماعی را در آن‌ها چنان بالا برد که بر این مشکلات فائق آیند. در ادامه برخی از این مهارت‌ها مرور می‌کنیم.

 

حل مشکلات گروهی

کودکان برای وارد شدن به گروه‌های جدید معمولاً به دو شیوه به مشکل برمی‌خورند؛ یا منزوی و ناظر باقی می‌مانند و یا پرخاشگرانه و ناگهانی به گروه می‌پیوندند و این ممکن است اعضای گروه را از آن‌ها برنجاند. مهم‌ترین کارهایی که برای وارد شدن به این گروه‌ها می‌توان انجام داد این است که کودکان را از پیوستن به هر گروهی منع کرد. در واقع در این شرایط باید دید که وضعیت حاکم بر گروه چگونه است. آیا بازی‌های ایمن می‌کنند یا ناایمن؛ خندان و مهربان‌اند یا ترشرو و مهاجم. بکوشید فضای گروهی ِامن‌تر و مهربانانه‌تری برای آن‌ها پیدا کنید. تمریناتی نیز به صورت نمایشی با آن‌ها انجام دهید و او را در هر دو حالت وارد شونده به گروه و هم در حالت پذیرنده قرار دهید تا ضعف‌های خود را دریابد و اصلاح کند.

 

ارتباط و شرکت در گفت وشنود

برقرای ارتباط در کودکان از بدو تولد شروع می‌شود و به مرور به مهم‌ترین رکن جهت تقلید و یادگیری او تبدیل می‌شود. توصیه‌های زیر را برای یک ارتباط سالم رو در رو در نظر داشته باشید.

  • در ارتباط چشمی می‌آموزد که اطرافیان مورد اعتماد او کسانی هستند که تماس چشمی سالمی برقرار می‌کنند. به آن‌ها بیاموزید در صورت گفت‌وگو به چشم‌های طرف مقابل‌اش نگاه کند.

  • با گوش دادن ِدرست می‌آموزند که هر گفت‌گوی پایداری را ادامه دهند. آن‌ها می‌آموزند که علاوه بر گوش دادن، سوالی بپرسند و یا اظهارنظری بکنند تا گفت‌وگو را ادامه دهند.

  • به کودکتان کمک کنید تا صدایش را کنترل کند. اگر صدایش نامفهوم و ضعیف و یا بی اندازه بلند است، به او بیاموزید که آهنگ صدایش را تعدیل کند.

  • هر چقدر سن بچه‌ها بیشتر می‌شود به آن‌ها یا بدهید که کمتر همدیگر را در آغوش بگیرند و اینگونه حریم خصوصی‌شان را به آن‌ها یادآور شوید.

 

همدردی و خواندن نشانه‌های اجتماعی

پرورش همدردی در کودکان‌ یکی از مهم‌ترین عرصه‌هایی است که به کمک آن می‌توان موجب رشد اعتقادات و باورهای کودک شد. او با همدردی می‌آموزد به دیگران و شرایط پیرامون، واکنش درست و مناسب نشان بدهد.  برخی از گام‌های لازم در این زمینه به شرح زیر هستند:

  • به مسائل اجتماعی پیرامون فرزندتان اهمیت دهید و روابط بین فردی او را از زبان خودش جویا شوید.

  • از فرزندتان بخواهید درباره‌ی نیازهای دیگران فکر کند و درباره‌ی احساسات و واکنش‌های دیگران بیندیشد. به عقاید و نظرات او احترام بگذارید.

  • دایره‌ی واژگان کودک‌تان را برای ابراز احساسات، متنوع و گسترده کنید.

  • به فرزندان‌تان درباره زبان بدن آموزش دهید. به عنوان مثال به او کمک کنید صورت قرمز شده از خشم و یا دهان باز شده از شگفتی را در دیگران پیدا کند.

  • کودکان معمولاً به نشانه‌های شفاهی پدر و مادر توجه نمی‌کنند و در قبال این که از آن‌ها خواسته می‌شود تا از کاری دست بکشند، بی تفاوت می‌مانند. بهترین کار برای فائق شدن بر این وضعیت این است که در ازای توجه به درخواست شما، به او پاداش بدهید.

  • حس شوخ‌طبعی را در کودکان‌تان تشویق کنید و کاری کنید که به جای اینکه از اشتباهات‌شان ناراحت شوند بتوانند به اشتباهات‌شان بخندند.

  • به فرزندان‌تان بیاموزید پاسخ‌های همدلانه به دیگران ابراز کند. او می‌تواند حالت‌های دلسوزانه از خود نشان دهد و در قبال جمله‌ای ناراحت کننده از دوستش با گفتن «اوه» به او واکنش عاطفی نشان دهد. در این موارد می‌توانید به او پاداش دهید.

 

تماشای مردم

با فرزندتان به محلی عمومی بروید و به نظاره مردم بنشینید. سعی کنید با کمک او از حالات چهره و بدن مردم رمزگشایی کنید. از خود بپرسید آن‌ها الان چه فکر و احساسی دارند. کودک با دیدن این سرنخ‌های احساسی و رفتاری، بیشتر می‌تواند حس همدلی و عطوفت خود را پرورش دهد.

 

عزت نفس و داشتن احساس بهتر درباره خود

کودک شما برای اینکه احساس خوبی در مورد خودش داشته باشد، نیازمند عزت ‌نفس بالاتری است. با عزت نفس بالا او شایستگی‌های خود را بیشتر می‌شناسد و برای کارهایی که می‌خواهد انجام دهد، احساس قدرت می‌کند. کودکان با عزت نفس پایین اتفاق‌های خوبی را به بخت و اقبال ربط می‌دهند و در قبال اتفاقات بد، بدنبال مقصری غیر از خود هستند. برای بالا بردن عزت نفس کودکان خود این اقدامات را انجام دهید:

  • دستاوردها و توانایی‌های آن‌ها را تشویق کنید.

  • آمادگی جسمانی آن‌ها را بالا ببرید و مراقب باشید تلویزیون و بازی‌های رایانه‌ای مانع تحرک آن‌ها نشود.

  • به جای اصلاح رفتارهای کودک سعی کنیم تمام رفتارهای مثبت او را مورد تشویق قرار دهیم.

  • از کلمات بهتری برای تمجید او استفاده کنید و سعی کنید آن را صادقانه بیان کنید.

  • احساسات او را بپذیرید و تایید کنید.

  • به فرزندتان کمک کنید وقتی با خودش حرف می‌زند، حرف‌های مثبتی بزند.

  • از او بخواهید رفتارش را در طول روز پایش کند و یادداشت‌برداری کند. او از آن پس مراقب رافتارهای خود خواهد بود.

  • شبکه‌های اجتماعی کودک را پیش از موعد گسترش دهید و قرارهایی برای بازی و دوست پیدا کردن برای او ترتیب دهید.

  • به فرزندان‌تان بیاموزید از اشتباه‌های خود درس بگیرند.

 

از پس شوخی و تمسخر برآمدن

شوخی و تمسخر یکی از دردناک‌ترین رخدادهای دوران کودکی است. توانایی او در برآمدن از پس این موقعیت‌ها می‌تواند نشاط اجتماعی او را نشان دهد. بیشتر بچه‌ها شوخی‌های دوستان‌شان را جدی نمی‌گیرند و می‌دانند که صرفاً باید به آن‌ها بخندند. اما کودکانی که درگیر توان‌آزمایی‌های اجتماعی هستند ممکن است حتی یک شوخی دوستانه نیز برایشان تهدید‌کننده به نظر بیاید. در چنین شرایطی او را باید یاری داد تا از پس چنین موقعیت‌هایی بربیاید. برای یافتن راه‌ چاره در این مشکل ابتدا باید بدانید او «مسخره شونده» است یا «مسخره کننده». مسخره‌کننده ها به تسلط بر دیگران علاقه‌ دارند و ممکن است دوستان زیادی نیز دور خود جمع کنند. مسخره‌شونده نیز بچه‌ای است که مورد تمسخر بچه‌ی مسخره‌کننده قرار می‌گیرد. بچه‌های مسخره شونده نیز با اعتماد به نفس پایین و  گریه واکنش نشان می‌دهند و یا در مقابل به تمسخر مسخره‌کننده برمی‌خیزند اما معمولاً شکست می‌خورند. آن‌ها معمولاً تفاوت میان شوخی دوستانه و یا  بدخواهانه را تشخیص نمی‌دهند. نخستین گام برای غلبه بر این مشکل این است که او را یاری دهید تا درک کند بیشتر شوخی‌ها و سر به‌ سرگذاشتن‌ها دوستانه و با نیت خوب است. اگر او بتواند شوخی‌ها را آسان بگیرد، احتمالاً شوخی‌کننده سراغ کس دیگری برود. به جای اینکه شوخی با او را متوقف کنید، سعی کنید کاری کنید تا او نوعی «خوشمزگی» را در آن ببیند و از محل شوخی دور شود تا نگرانی و ناراحتی را تاب آورد.

 

در مقابل اگر فرزند شما زورگوست چه باید کرد؟

از حقیقت فرار نکنید و در پی لاپوشانی و توجیه آن برنیایید. مشکل را جدی بگیرید و سعی کنید به او بفهمانید که این کارهایش چه تاثیری در دیگران می‌گذارد. او را زیر نظر بگیرید و مشکلاتی را که ممکن است با رفتار به بارآورد، به او گوشزد کنید و در مقابل هر کار مثبتی که انجام می‌دهد، به او پاداشی دهید.

 

مدیریت استرس

تصور ما نسبت به دوران کودکی، دورانی است لبریز از بی‌خیالی و آرامش. اما این تصوری اشتباه است. کودکان چه بسا در فشار و استرسی هرروزه قرار دارند. این روزها بچه به دلیل نقل و انتقالات کاری پدر و مادرها، مدام از مدرسه‌ای به مدرسه‌ای و از خانه‌ای به خانه‌ای در حال تردد هستند. آن‌ها مدام می‌بایست خود را با دوستان و بچه‌های جدیدی در محله و مدرسه هماهنگ کنند و این بار روانی سنگینی برای آن‌ها به همراه دارد. برای کاهش استرس فرزندان خود سعی کنید کارها و تعهدات زیادی را به آن‌ها تحمیل نکنید و در درس‌ها و یا برخی از تکالیف به آن‌ها یاری برسانید تا بتواند بر استرسش غلبه کند. شوخ‌طبعی و خودگویی مثبت را به او تزریق کنید و به او بیاموزید به جای کنش‌های خشن، استرس‌اش را با کلمات تخلیه کند. مراقب تغذیه و سلامتی‌اش باشید و تمریناتی برای آرامش بیشتر او ترتیب دهید.

 

برطرف کردن کشمکش‌ها

شاید تور غالب این است که مشاجرات خانوادگی را جلوی چشم کودکان نباید ادامه داد و می‌بایست او را از این قضایا دور نگه داشت. اما در صورت برطرف‌شدن موفقیت‌آمیز کشمکش‌های خانوادگی، او می‌آموزد که علیرغم دوستی با دوستانش، می‌تواند در مواردی با آن‌ها مخالفت و یا کشمکش‌ هم داشته باشد. برای حل موفقیت‌آمیز کشمکش‌ها ابتدا نقاط ضعف کودک‌تان را بشناسید. این نقاط، چیزهایی هستند که «کفر او را بالا می‌آورند».  پس از آن به او یاد دهید که در حین بحث، حول موضوع اصلی بحث باقی بماند و پای موضوعات فرعی را پیش نکشد.  به او یاد دهید منعطف باشد و برنامه‌هایی برای سازش با طرف مقابل هم در آستین داشته باشد تا بتواند در صورت لزوم از برخی ایده‌آل‌هایش دست بکشد و به توافق برسد.

 

مدیریت خشم

مدیریت خشم، مهارتی است که در کنار دیگر مهارت‌های اجتماعی گفته شده، کارکرد پیدا می‌کند. این احساسی طبیعی و سالم است که به همه انسان‌ها دست می‌دهد و ممکن است یادآور این نکته باشد که بدانیم چه چیزی درست و یا اشتباه است و نیاز به تغییر دارد. برای مهار و مدیریت درست آن گام‌های زیر پیشنهاد می‌شود:

گام اول: درک کردن خشم

به کودکان خود بیاموزیم که خشم احساسی طبعی است اما کنشی که ما بعد از خشم از خود بروز می‌دهیم، می‌تواند در کنترل خود ما قرار گیرد.

گام دوم: به فرزندان‌تان کمک کنید دریابد چه چیز او را خشمگین می‌کند

با فرزندتان لیستی از چیزهایی که او را از کوره به در می‌برد، تهیه کنید تا نسبت به آن‌ها آگاه باشد و بتواند به مرور خشمش را نسبت به آن‌ مسائل کنترل کند.

گام سوم: نشانه‌های هشداردهنده خشم را تشخیص دهید

اگر شما از نشانه‌های شروع خشم کودک خود باخبر باشید، می‌توانید قبل از آنکه او کنترل خود را از دست بدهد، پادرمیانی کنید و وضعیت را به کنترل خود درآورید. به عنوان مثال مشت‌ گره کرده، دندان‌های فشرده به هم، صدای بلند و….

گام چهارم: خشم را به گونه‌ای مناسب بروز دهید

به او بیاموزید که فریاد کشیدن، سرزنش کردن، برچسب زدن و توهین کردن، شیوه‌های مناسبی برای ابراز خشم نیستند. در این گونه مواقع بچه را راهنمایی کنید که به جای ساکتی برود و یا برای تخلیه خود فعالیتی انجام دهد؛ حتی اگر مشت زدن به بالش‌اش باشد. ‌

« برای داشتن جامعه‌ای سالم، نیازمند کودکانی سالم هستیم. ما بر این باور اشتباهیم که بسیاری از مشکلات کودکان با بزرگ شدن‌شان برطرف می‌شوند اما برعکس مشکلاتی که آن‌ها از کودکی با خود حمل می‌کنند، می‌تواند آینده‌ای غم‌بار را برای آن‌ها رقم بزند. بهترین کار این است که از سال‌های اول کودکی، او را زیر نظر گرفت تا مشکلات اجتماعی‌اش را پیداکرد و در صورت امکان به یاری‌اش شتافت. مشکلاتی که عزت نفس، خویشتن‌داری و شوخ‌طبعی او را تحت‌تاثیر خود قرار می‌دهد و بخشی جدایی‌ناپذیر از شخصیت او می‌شوند.»

 

منیع:هوش اجتماعی فرزند خود را افزایش دهیم نوشته کتی کوهن
برچسب‌ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Rating*