هوش عاطفی ضامن موفقیت فرزندان


واحد تولید محتوا 22 خرداد 1400 5 دقیقه مطالعه
iOS 14

در گذشته خیلی‌ها حتی کارشناسان و نخبگان مطرح علوم انسانی و تربیتی بر این باور بودند که بهره‌هوشی یا IQ ضامن موفقیت افراد است و به هوش عاطفی توجه زیادی نمیشد. از این رو تمام رویکردهای آموزشی بر این هدف متمرکز بود که کودکان و نوجوانان بهترین آموزش های نظری را دریافت کنند و از طریق راهکارهای مختلف هوش و آیکیو خود را تقویت کنند. 

این باور غلط همچنین بر این منوال بود که آموزش‌های سیستماتیک و آکادمیک میتواند موفقیت و پیشرفت افراد را رقم بزند. از این رو هرکس به دنبال خوشبختی، سعادت و پیشرفت است حتماً باید در بهترین مدارس درس بخواند، باید به بهترین دانشگاه ها برود و مدارک علمی معتبر دریافت کند.

این رویه افراطی اما نادرست که متاسفانه هنوز در کشور ما فراگیر است، به بحث مدرک گرایی دامن زد و باعث شد والدین و متولیان امر آموزش از نکات و مسایل بسیار مهمی مثل لزوم مهارت آموزی و تخصص آموزی به کودکان و نوجوانان غافل شوند. در این مقاله از سایت آکادمی هفت قصد داریم به بررسی تاثیرات هوش عاطفی در موفقیت نوجوانان بپردازیم.

تفکرات غلط درباره موفقیت فرزندان

(تفکرات غلط درباره موفقیت فرزندان)

تفکرات غلط والدین برای موفقیت فرزندان

همانطور که می دانید همین رویه در کشور ما باعث شد، جامعه با خیلی از فارغ التحصیلان دانشگاهی مواجه شود که از یک طرف به واسطه دریافت مدرک و تحصیلات بالا، دچار خودبزرگ بینی بوده و حاضر نیستند تن به کارهای سخت و دشوار بدهند و از سوی دیگر علیرغم برخورداری از دانش نظری زیاد، هیچ مهارت یا تخصصی برای ورود موثر به بازار کار ندارند.

در واقع این نیروی عظیم، نیرویی سربار، غیر کارآمد و البته متوقع است، در برزخی از تقابل آشفتگی های فکری خود و واقعیت های غیر قابل انکار اجتماعی گرفتار آمده است.

خانواده های ایران سالها بیشتر سختی ها را به جان میخرند تا بهترین امکانات آموزشی را برای فرزندان خود فراهم کنند و آنها را به دانشگاه بفرستند، به خیال اینکه بعد از دریافت مدرک، کار، درآمد عالی و موفقیت آنها تضمین میشود. اما واقعیت چیز دیگری است. ما فرزندانی تربیت می کنیم که به صورت کاذب خود را دست بالا میگیرند، حاضر به تحمل مشاغل سخت نیستند اما در عین حال توانایی و کارایی چندانی نیز در بازار کسب و کار ندارند.

امروز به خوبی ثابت شده که آنچه موفقیت و سعادت افراد را رقم میزند، نه آیکیو یا تحصیلات آکادمیک، بلکه هوش عاطفی یا هیجانی است و کارایی افراد نه به آموزش های نظری، بلکه به آموزشهای کاربردی و مهارتی و البته خلاقیت و ابتکارشان بستگی دارد. 

هوش عاطفی

(هوش عاطفی)

هوش عاطفی چیست؟

هوش عاطفی یا EQ مجموعه ای از مهارت های ذهنی است که فرد را قادر میسازد، احساسات و تمایلات خود را بشناسد و کنترل کند، بتواند با بهره‌گیری از توان و ظرفیت درونی خویش به مقابله با مشکلات و سختی‌ها بپردازد و بتواند با شناخت مناسب از احساسات و خواسته‌های دیگران روابط خود را به خوبی مدیریت کند.

هوش عاطفی، مجموعه‌ای از توانمندی‌های غیرشناختی، واکنش‌ها و مهارت‌هایی است که بر توانایی رویارویی موثر با مولفه‌های محیطی تاثیر می‌گذارد. در واقع هوش عاطفی مهارتهایی است که هرکس میتواند برای مدیریت احساسات و واکنش های خود در ارتباط با پدیده هایی که در زندگی با آنها مواجه می شود، از آن استفاده کند. از این نظر می‌توان آن را شامل موارد زیر دانست:

  • قدرت درک هیجانات و آگاهی از آنها
  • توانایی دستیابی و ایجاد احساسات
  • تسهیل فعالیت‌های شناختی و عمل سازگارانه
  • مهارت تنظیم هیجان‌ها در خود و دیگران

هوش عاطفی قابلیتی است که به افراد کمک می کند ترس‌های خود را مدیریت کنند، از مشکلات نترسند و هنگام مواجه با چالش‌ها و سختی‌های زندگی، به جای جازدن و فرار کردن، به جای ترسیدن و ناامید شدن، از استعدادها و توانمندی‌های خود به خوبی بهره گرفته و با تفکر و تصمیم گیری صحیح، بر مشکلات فائق آمده و زندگی بهتری برای خویش و دیگران بسازند. هوش عاطفی قابلیتی است که میتواند ضامن سعادت و شادکامی فرزند شما در زندگی باشد.

 تاثیر کارکردن بر تقویت هوش عاطفی

اگر تحصیل کردن باعث تقویت بهره‌هوشی فرزندان می‌شود (که البته مهم است) کار کردن و ورود به عرصه کار و تلاش، زمینه بسیار مناسبی را برای کودکان فراهم می‌کند تا هوش هیجانی یا عاطفی خود را تقویت کنند. چرا که تقویت هوش عاطفی و هیجانی بیش از هرچیز در گرو تمرین و مواجهه واقعی با مسایل و پدیده های زندگی است.

فرزندان وقتی در نوجوانی مشغول کار می‌شوند، فرصت بیشتری برای آزمون و خطا دارند، ذهن متمرکزتری دارند و با اراده و انگیزه بیشتری میتوانند با مشکلات مواجه شوند. از این رو در فضای کسب و کار و در دنیایی واقعی میتوانند روابط موثر انسانی را تمرین کرده، احساسات خود را شناسایی نموده و با تلاش جایگاه اجتماعی مقبولی برای خود بسازند.

فضای خانه و خانواده با فضای واقعی جامعه تفاوتهای بسیاری دارد. از جمله، بچه ها در خانه یا مدرسه به راحتی می‌توانند با یک عذرخواهی از تبعات یک اشتباه خلاصی یابند اما در دنیای واقعی هر اشتباهی هزینه‌ای دارد که باید آن را پرداخت کرد. بنابراین ورود فرزندان به فضای کار آنها را با شرایط زندگی واقعی مواجه ساخته و شناخت و توانایی آنها برای ورود جدی به عرصه زندگی اجتماعی را تقویت می‌نماید.

فواید ورود فرزندان به عرصه کسب‌وکار

(فواید ورود فرزندان به عرصه کسب‌وکار)

فواید ورود فرزندان به عرصه کسب‌وکار

ورود فرزندان به فضای کسب و کار باعث می‌شود دریابند که زندگی هیچ چیزی را به رایگان در اختیارشان قرار نمی‌دهد و والدینشان نمی‌توانند ضامن خوشبختی و موفقیت آنها باشند. آنها با ورود به عرصه کسب و کار یاد می‌گیرند که آینده‌شان در گرو تلاش خودشان است نه ثروت یا اعتبار خانواده‌شان.

ورود به عرصه کسب و کار اگر به صورت هوشمندانه و متناسب با علاقه و انتخاب خود نوجوان باشد، به نوجوانان اجازه میدهد به صورت عملی توان خود را محک بزنند، استعدادهای خود را بشناسند و ظرفیت های درونی خویش را شکوفا کنند.

ورود به عرصه سخت کسب و کار و مواجهه کنترل شده نوجوانان با مشکلات و سختی های زندگی، باعث می شود آنها از سنین پایین اقدام به حل مشکلات کنند که این امر باعث تقویت مهارت حل مساله و البته خلاقیت و ابتکار در آنان می شود.

کار کردن و ورود به عرصه های اجتماعی باعث میشود نوجوانان مهارت های مهم زندگی مثل تلاش، تمرکز، پشتکار، مسئولیت پذیری، تصمیم گیری و … را فرا گیرند

کارکردن نوجوانان را از فضای غیرواقعی و خیالی بیرون آورده و ذهنیت آنان را نسبت به روابط اجتماعی و واقعیت های اجتماعی اصلاح می کند.

از این رو تمام خانواده ها با هر سطح از ثروت، درآمد و جایگاه اجتماعی باید فرزندان نوجوان خود را به سمت کارهای مناسب که شرایط مناسبی نیز دارند سوق دهند.

سخن آخر

تمام خانواده‌های ایرانی باید یک روز باور کنند که وظیفه خوشبخت کردن فرزندانشان بر دوش آنها نیست و آنها با هر شرایط که داشته باشند، اصلاً قادر به انجام این کار نخواهند بود. باید بدانند که پول و ثروت و مدارک علمی ضامن موفقیت فرزندشان نیست و حمایت های کورکورانه فرزندشان را به فردی بی قابلیت و بی مسئولیت تبدیل می کند.

البته بنده و نه هیچ انسان آگاه دیگری منکر اهمیت پول یا تحصیل نیست. سخن بنده این است که توجه بیش از حد به این مقولات و غافل شدن از مهارت آموزی و هوش عاطفی میتواند به شدت آسیب زا باشد. برای مطالعه بخش اول این مطلب می‌توانید به لینک ذیل مراجعه فرمایید. ممنون که تا انتهای این مطلب با ما همراه بودید. 

کار اجباری و تفاوت آن با کارکردن نوجوانان

برچسب‌ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Rating*