چرا همیشه بدهکارم؟


academyhaft 2 مهر 1396 دقیقه مطالعه
iOS 14

دسترسی سریع به عناوین

نویسنده: امیر راکبی

زندگی مدرن در کنار تمام دستاوردها و رهاوردهای مثبتی که به همراه داشته، سختی ­ها و دشواری­ های کمرشکنی را نیز به زندگی انسان­ها اضافه کرده است. مدرنیته، اگرچه امکانات زندگی بشر را بهبود بخشیده و بدین واسطه رفاه و سهولت بیشتری را به ما هدیه کرده، اما در عین حال با پیچیده ­تر کردن ساختار روابط انسانی و اجتماعی و همچنین ایجاد رقابت ­های ناعادلانه، لذت و آرامش زندگی انسان­ها را نیز به مخاطره انداخته است.

یکی از رهاوردهای ناگوار مدرنیته، گسترش روزافزون بدهکاری در میان مردم و جوامع است که این امر به طرق مختلفی پدید آمده است. این پدیده شوم افراد را با سختی ­ها و مشکلات آزاردهنده ­ای مواجه ساخته و انگیزه، زمان و توان آنها را برای لذت بردن از زندگی کاهش داده است.

متاسفانه بدهکاری امروز به یک امر رایج در بین مردم تبدیل شده و آرامش و امنیت مالی آنان را مخدوش کرده است اما گویی امری طبیعی و بدیهی باشد، تقریباً کمتر کسی از مواجهه با آن متعجب می­شود. جالب اینکه این بیماری یا معضل اجتماعی نیز بیشتر گریبان اقشار معمولی و ضعیف جامعه را می­ گیرد و این قطعاً حاصل نگرش و سبک زندگی غلط اغلب مردم و فقدان مهارت مدیریت مالی آنان است.

براستی چرا اغلب ثروتمندان موفق، هرگز در دام بدهی نمی ­افتند؟ چه عواملی باعث می­شود هر روز افراد قشر متوسط رو به پایین بیشتر در دام این معضل آسیب ­زا گرفتار آیند؟ چرا بدهی تبدیل به یک اتفاق رایج و معمولی در زندگی انسان­ها شده است؟ و چگونه می­ توان از بروز این معضل و تبعات خطرناک آن جلوگیری کرد؟ در ادامه این فصل ضمن معرفی عوامل گسترش بدهی و رواج آن در بین مردم، شما را با راهکارهای پیشگیری از آن آشنا می­ کنیم:

الف ـ تب مصرف ­گرایی

عصر مدرن عصر رقابت صنایع و سرمایه ­داران است. امروز در اغلب کشورهای جهان این سرمایه ­داران و تولیدکنندگان هستند که سیاست کلان کشورها، مبادلات بین ­المللی و توازن قدرت را رقم می ­زنند و در رقابتی سیری ناپذیر برای کسب سود بیشتر، از هر روشی برای فروش محصولات و خدمات خود استفاده می ­کنند، خواه این محصولات موادغذایی و بهداشتی باشد و یا حتی اسلحه و مواد مخدر.

سرمایه­ داران و ابرشرکت ­های بزرگ دنیا به دنبال فروش و فروش بیشتر هستند و در این مسیر از هر راه انسانی و غیر انسانی که لازم باشد بهره می­ گیرند. برای آنها خیلی اهمیتی ندارد که در مسیر سودآوری­شان چه تعداد انسان بمیرند، چه تعداد انسان دچار فقر و بدبختی شوند و تا چه حد طبیعت یا محیط زیست آسیب ببیند. تنها چیزی که برای آنها اهمیت دارد، بیلان مالی سالانه­ شان است که باید همواره رقم سود چشمگیری را نشان دهد.

اگر لازم باشد در یک گوشه دنیا بین دو کشور جنگ ایجاد می ­کنند تا سلاح ­های خود را بفروشند و اگر نیاز باشد، فرهنگ­ های بومی تمام کشورها را به اسم فرآیند جهانی شدن از بین می­ برند تا محصولاتی که نمایان­گر سبک زندگی خودشان است، به دیگر کشورها بفروشند.

شاید از خود بپرسید که چگونه سرمایه­ داران و برندهای مختلف، تب مصرف­ گرایی را در بین جوامع گسترش داده و می ­دهند؟ پاسخ در بهره­ گیری گسترده آنها از ابزار رسانه و تبلیغات نهفته است.

متاسفانه اصحاب قدرت، دارای ابزارها موثری برای نیل به اهداف خود هستند و از طرق مختلف مثل تبلیغات و فرهنگ ­سازی، بر ذهن مردم و فرهنگ ذهنی و رفتاری آنان تاثیر می­ گذارند. آنها با طراحی و تبلیغ الگوها و شبه­ قهرمان­ های جذاب که غرق در خوشی، امکانات و لذت هستند، فرهنگ غلط استفاده گسترده و بی­بند و بار از کالاها و محصولات مختلف را به عنوان فرهنگی ارزشمند و برتر معرفی کرده و می ­کنند. آنها فیلم می­سازند تا سبک زندگی مورد نظرشان را به عنوان سبک زندگی با کلاس و برتر معرفی کنند، همه روزه با ساخت تیزرهای رنگارنگ و هیجان ­انگیز، محصولات مختلف را به عنوان نیازمندی ­های ضروری زندگی معرفی می­نمایند و از طریق خبرسازی و جریان­ سازی، منتقدین خود را افرادی ناآگاه و بی­ سواد جلوه می ­دهند.

بله، سرمایه ­داران از طریق رسانه و تبلیغات تب مصرف­ گرایی را در بین مردم رواج داده ­اند و این یکی از مهمترین عوامل رواج یافتن بدهکاری در بین جوامع است. در این بین مردم نیز بی ­آنکه بدانند اغلب در این دام گرفتار آمده ­اند و برای خرید محصولات و کالاهای بیشتر، خود را به دام گرفتاری­ های مالی می ­اندازند. جالب اینکه اغلب افراد تب مصرف ­گرایی خود را نیز به راحتی توجیه می­ کنند و استدلال­ هایی برای این گرایش افراطی به خرید در ذهن خویش می­ سازند.

بنابراین هر یک از ما برای جلوگیری از افتادن در دام این بیماری اجتماعی و گرفتار شدن به بدهکاری که امنیت و آرامش مالی ­مان را بر هم می­زند، باید این توجیهات غلط را شناسایی کنیم و با منطقی واقع ­بینانه، نسبت به انتخاب محصولات و کالاهای مورد نیازمان اقدام نماییم. در ادامه به سه مورد از این توجیهات رایج و راهکار مقابله با آن اشاره می ­کنیم:

1ـ خرید به بهانه آسان­تر شدن زندگی:

یکی از توجیهات رایج برای خرید افراطی، خرید به بهانه آسان­تر شدن زندگی است. همه ما می ­توانیم در یک ماهیتابه روغن را داغ کرده و مثلاً سیب ­زمینی سرخ کنیم. اما بعضاً به این باور می­رسیم که خرید یک سرخ کن گران­ قیمت می ­تواند زندگی را برای­مان ساده ­تر کند.

راهکار مقابله:

هر وقت تصمیم داشتید کالایی را برای آسان­تر شدن زندگی خریداری کنید، به این نکته توجه نمایید که خرید آن کالا تا چه حد شما را در فشار مالی قرار داده و به اشکال دیگر زندگی را برای­تان سخت می­کند. آیا می­ارزد برای آسان­تر شدن یک کار، خود را تحت فشار، استرس و نگرانی قرار دهیم؟

2ـ خرید به بهانه بهبود کیفیت:

بسیاری از ما به صورت مداوم تلفن همراه خود را تغییر می­ دهیم تا محصولی با کیفیت بالاتر را در اختیار داشته باشیم. خیلی­ ها زیر بار بدهی­ های سنگین می­روند تا آخرین مدل ماشینی که به آن علاقه ­دارند را خریداری کنند تا به قدرت موتور یا سیستم تهویه هوای اتوماتیک دسترسی داشته باشند. این خرید مستمر و تغییر دادن به بهانه کیفیت یکی از توجیهات رایجی است که افراد را به خرید بیشتر و بیشتر ترغیب می­ کند.

راهکار مقابله:

هر بار که قصد خرید یک محصول را دارید، با توجه به شرایط و بودجه­ ای که در اختیارتان است، تلاش کنید از مسیر تحقیق و بررسی واقع ­بینانه بهترین محصولی که با نیازها و خواسته ­های­تان تطابق دارد خریداری کنید. در انتخاب­های خود به جای احساسات و تخیلات بر اطلاعات واقعی­ تکیه کنید. مثلاً اگر قصد خرید یک ماشین را دارید به این نکته توجه کنید که آیا سقف سرعت یک خودرو در شرایطی که سقف سرعت در کشور ما 120 کیلومتر است، مولفه­ ای مهم و حیاتی برای انتخاب اتومبیل است یا نه؟ اگر قرار است یک تلفن همراه بخرید که کارایی عمده آن در کنار تماس، بازی کردن است، آیا رزولوشن بالای دوربینش هم امری ضروری به شمار می­رود یا خیر؟

وقتی انتخاب­تان مطابق با نیازهای واقعی­تان باشد، در کوتاه مدت کیفیت کالای خریداری شده دل شما را نخواهد زد و تمایلی به تغییر دادن آن نخواهید داشت. اما وقتی به جای نیازهای واقعی، به مولفه ­های غیر واقعی توجه می­ کنید، خیلی زود احساس مطلوبی که به کالای خریداری شده داشتید را از دست می­ دهید و مجبورید به سراغ محصول دیگری بروید. دقت  در خرید و تطابق ویژگی ­های محصول با نیازهای واقعی رکن جلوگیری از خریدهای مکرر و هزینه­ ساز است.

3ـ می­ خرم چون دیگران می­خرند:

اغلب خانواده ­های ایرانی حتی علیرغم محدودیت­ های مالی، وقتی قرار است به دختر خود جهیزیه بدهند، حتماً اقلامی مثل سرخ کن، ساندویچ­ ساز و ماکروفر را نیز جزو اقلام اصلی قرار می ­دهند. اگر از آنها بپرسید که این محصولات در زندگی آینده دخترتان چقدر کارایی دارد و هدف از این انتخاب چیست؟ به شما می ­گویند: «می­خرم چون بقیه هم می­خرند. نمی­خواهم دخترم سر افکنده باشد.»

متاسفانه بسیاری از ما خوشبختی و سعادت خودمان و نزدیکان­مان را به جای چیزهای واقعی مثل رابطه سالم، عقلانیت، مهارت گفتگو و … به پدیده ­های واهی مرتبط ساخته­ ایم. هرگز هم از خود نمی ­پرسیم که خرید یک کالا چگونه می­تواند آبرو، اعتبار و خوشبختی خودمان و عزیزان­مان را تضمین کند؟ چه کسی به شما گفته که پسرتان به محض ورود به دانشگاه باید یک خودروی شخصی داشته باشد، چه کسی گفته اگر تلویزیون هوشمند سه بعدی نداشته باشید، اعتبار و شخصیت­تان کاهش می­ یابد؟

راهکار مقابله:

اگر واقعاً به سعادت و خوشبختی خودتان و عزیزان­تان اهمیت می­دهید، به جای عوامل کاذب و دروغین، به عوامل مهم و حقیقی توجه کنید. مثلاً اگر خوشبختی پسر یا دختر دم بخت­تان را طالب هستید، به جای ریخت و پاش، به این فکر کنید که آیا همسر آینده­اش از مولفه­ ها و ویژگی­ های مورد نیاز برخوردار است؟ آیا حاضر است فرزندتان و شما را آنگونه که هستید بپذیرد؟ آیا فرزندتان یا خودتان براساس احساسات زودگذر تصمیم گرفته­ اید یا عقل و منطق؟

مطمئن باشید که آبرو و اعتبار هیچ­کس به وسایل و کالاهایی که در اختیار گرفته نیست. مطئمن باشید کسانی که خیر و صلاح شما و عزیزان­تان را می­ خواهند، شما را با دارایی ­تان و وسایل­ تان نمی­ سنجند و آنهایی که به دنبال تخریب شخصیت شما هستند، حتی اگر بهترین محصولات را هم داشته باشید، راهی برای تمسخر، آزار و تخریب پیدا می­ کنند. برای دیگران زندگی نکنید و به خاطر نظر دیگران خود و عزیزان­تان را در سختی قرار ندهید.

ب ـ تب مدگرایی:

مدگرایی یکی از رهاوردهای مهم فرآیند جهانی شدن است که تلاش می­ کند با حذف خرده فرهنگ­ های بومی، فرهنگ غربی را به عنوان فرهنگ قالب، برتر و کارآمد به کشورهای مختلف مخصوصاً کشورهای جهان سوم معرفی کند.

فرایند جهانی شدن به دنبال آن است که دنیا را تبدیل به دهکده ­ای کند که تمام انسان­های آن ظاهر، اخلاق، سیستم تفکر و البته الگوهای رفتاری یکسانی را دنبال می­ کنند. بررسی اهداف و نتایج سوء این فرآیند از حوصله این مقاله حاضر خارج است. ما صرفاً به دنبال بررسی مدگرایی به عنوان یکی از روش­ های تحقق اهداف فرایند جهانی شدن هستیم.

مدگرایی از طریق ایجاد الگوها و قهرمان­ های کاذب اما دوست­ داشتنی و جذاب، به دنبال آن است که در گام نخست ظاهر، لباس، طرز حرف زدن و شیوه زندگی افراد را تحت تاثیر قرار دهد و در گام ­های بعدی شیوه تفکر و باطن افراد را نیز تحت کنترل خود در آورد.

در این میان آنچه افراد مخصوصاً جوانان را به سمت مدگرایی می­ کشاند، تمایل به کسب اعتبار، قدرت و مقبولیت از طریق تقلید و الگوبرداری است. افرادی که جامعه، خانواده و اطرافیان خیلی توجهی به آنها نشان نمی­دهند و البته خودشان آنچنان که باید و شاید برای خویش ارزش و اعتبار قائل نیستند، تلاش می­ کنند از طریق مدگرایی خود را شبیه به دسته، گروه یا قهرمانی کنند که از نظرشان واجد ویژگی­ های معتبر و ارزشمند است. بدین شکل آنها از مسیر همذات­ پنداری احساس بهتری نیز نسبت به خویش پیدا می­ کنند.

البته باید عنایت داشته باشیم که تمایل به مدگرایی در حد معقولش خیلی بد نیست و می­ تواند تا حدودی از نظر روانی اعتماد به نفس و عزت نفس افراد را ارتقا دهد. اما مشکل از آنجایی شروع می­ شود که مدگرایی ظاهری باعث تحمیل هزینه ­های سنگین به افراد و خانواده ­ها شده و بعضاً تبدیل به مدگرایی ذهنی می­شود. به طوری که مثلاً یک جوان یا خانواده ایرانی از شیوه تفکر و سبک زندگی یک گروه منحط غربی تقلید می­کند، بی ­آنکه بداند این گروه چه پیشینه­ای دارد، چه آسیب­ هایی را ایجاد کرده و پیروی از الگوهای فکری و رفتاری آنان چه بحران­ هایی را برای­ آنها ایجاد خواهد کرد.

یکی از آثار ناگوار مدگرایی، تمایل به خرید افراطی کالاهای مختلف است که از جمله عوامل مهم گسترش و رواج بدهکاری نیز به شمار می­ رود. اینکه شخص یا خانواده ای خود را ملزم بداند، ظاهر خود، ظاهر خانه ­اش و شیوه زندگی ­اش را به صورت مستمر با مدهای جدیدی که بروز می ­کنند همسان سازد، قطعاً منجر به تلاش زیاد برای خرید محصولات جدید، متناسب با مدهای نوین می­ شود، فرآیندی که هزینه­ های زیادی را به خانواده ­ها تحمیل کرده و آنها را در دام بدهکاری گرفتار می­ آورد.

راهکارهای مقابله با آسیب ­های مدگرایی:

همانطور که پیش از این گفتیم مدگرایی تا حدودی می­تواند خوب باشد و باعث ارتقای اعتماد به نفس شما شود. وقتی شما قرار است لباسی برای خودتان بخرید، اینکه لباس روزآمد و نزدیک به مد روز را خریداری کنید بد نیست. اما اگر خود را ملزم بدانید که هر گاه مد جدیدی در حوزه لباس متولد شد، شما هم باید آنها را خریداری کنید، دیگر رفتار و رویکردی منطقی به شمار نمی­ رود.

مدگرایی حاصل فقدان احساس رضایت از خود، احساس عزتمندی و احساس قدرت و اعتبار است. از این رو اگر خواستار مقابله با آسیب­ های مدگرایی هستید، باید از طریق روش ­های زیر با این احساسات ناگوار مواجه شده و آنها را مدیریت کنید:

1ـ قدر داشته ­های خود را بدانید:

ما ایرانی­ ها ضرب ­المثلی داریم که می­ گوید: «مرغ همسایه غاز است». ضرب المثل به عادت بد نادیده گرفتن داشته ­ها و امتیازات خود اشاره دارد. بسیاری از ما در زندگی خود از امتیازات، ویژگی­ ها و داشته­ های بسیار ارزشمندی برخوردار هستیم که قدر آنها را نمی­دانیم و اغلب نسبت به آنها بی­ توجه هستیم. از این رو نگاه­مان همیشه به زندگی دیگران است و حسرت داشته­ های آنان را می­ خوریم.

یکبار برای همیشه کاغذ و خودکاری تهیه کنید و تمام داشته­ های مادی و معنوی خود را لیست کنید. هرآنچه که حتی ممکن است در ظاهر برای­­تان کم اهمیت باشد در آن یادداشت کنید. سلامتی، داشتن خانواده و دوستان خوب، داشتن یک سرپناه امن و …

وقتی این موارد را یادداشت کردید آنها را با دیگران در میان بگذارید تا متوجه شوید که تا چه حد دیگران بعضاً به داشته­ های شما غبطه خواهند خورد.

2ـ همیشه در مسیر پیشرفت باشید:

اگر هنوز با ایده ­ایی که از خود در نظر دارید فاصله زیادی احساس می­ کنید، خود را ملزم به یادگیری کنید. هر انسانی تا آخر عمر یک دانشجوست که باید آگاهی­ ها، دانش و مهارت­ های بسیاری را یاد بگیرد. اگر احساس می­ کنید مثلاً دانستن یک زبان خارجی به اعتبار شما اضافه می­ کند، صبر نکنید. همین امروز نام خود را در یک کلاس آموزش زبان ثبت نام ­کنید. هیچ­گاه برای یادگیری دیر نیست.

3ـ از تجمل دوری کنید:

تجمل­ گرایی نه تنها فایده مثبتی به همراه ندارد، بلکه انسان­ را در رقابتی بی­ فرجام و پایان برای داشتن و تصاحب اقلام مختلف قرار می ­دهد. از آنجایی که همیشه کسانی قدرتمندتر و ثروتمندتر از ما وجود خواهند داشت، تجمل­ گرایی نه تنها احساس رضایت را به همراه نخواهد داشت، بلکه طمع و آزمندی را در ما رشد خواهد داد و احساس سعادت را از ما دریغ خواهد کرد.

بنابراین اگر می­ خواهید با مدگرایی و آثار شوم آن مواجه شوید، باید قدرت زندگی خود و سادگی­ های آن را بدانید. با خود فکر کنید که آیا کسی که مثلاً یک ماشین آخرین مدل دارد لزوماً از کسی که قادر به خرید خودروی گران­ قیمت نیست خوشبخت­ تر است؟ اگر جواب­تان مثبت بود، این نکته را به یاد آورید:

همه ما وقتی کودک بودیم دوست داشتیم یک دوچرخه، یک وسیله بازی خاص و … را داشته باشیم. تصور می­ کردیم که در صورت تصاحب آن وسیله خوشبخت­ ترین انسان روی زمین خواهیم بود. اما وقتی آن وسیله را به دست آوردیم خیلی زود، متوجه شدیم که آن وسیله دیگر شیرینی گذشته را ندارد. چه بسا خیلی زود حتی آن را از یاد نیز برده باشیم.

داشتن محصولات و کالاهای شیک و گران­قیمت نیز همین داستان را برای ما ایجاد می­ کند. کسی که ماشین آخرین مدل سوار می­شود، شاید برای یک یا چند روز از این کار احساس سرخوشی کند، اما خیلی زود آن احساس هیجان، جایش را به روزمرگی و عادت می­دهد.

من و هیچ انسان عاقل دیگری فواید محصولات خوب و ارزشمند را زیر سوال نمی­ برد. نکته مهم این است که وسایل و کالاهای مختلف باید زندگی ما را بهبود بخشند. آنها هدف نیستند، بلکه ابزاری برای بهبود کیفیت زندگی به شمار می­روند. خوشبختی و سعادت در گرو رضایتمندی از خود و سازگاری با خود و محیط است. در گرو عزت نفس و ارزشمند دانستن خود و برخورداری از روابط سالم و دوست­ داشتنی است.

پ – فریبی به نام وام بانکی

اغلب مردم به اشتباه تصور می­ کنند که دریافت وام برای خرید اقلام مختلف نوعی موفقیت بوده و در واقع لطفی از سوی بانک به آنهاست. از این رو حتی اگر نیاز خاصی نیز نداشته باشند، اگر وامی به آنها پیشنهاد شود، از آن استقبال می­ کنند.

غافل از اینکه بانک نیز مثل دیگر موسسات، یک بنگاه اقتصادی است و با هدف درآمدزایی و سودآوری خدمات خود را تعریف و اجرایی می­ کند. غیرممکن است یک بانک شرایطی را برای خدمات خود طراحی کند که با سود مناسبی همراه نباشد.

اما بانک ­ها در تمام کشورها به گونه ­ای هوشمندانه عمل کرده ­اند که تقریباً هیچ ­کس به اینکه آنها به دنبال سودآوری هستند و خدمات­شان را به مثابه یک محصول به مردم می­فروشند، فکر نمی­ کند.

هر یک از ما مثلاً وقتی قصد خرید یک لباس را داریم، به چندین مغازه مختلف مراجعه می ­کنیم و شرایط کالاهای معرفی شده را با یکدیگر می­ سنجیم. همه نیز تقریباً می ­دانیم که فروشنده به دنبال منافع اقتصادی خود است. از این رو خیلی به حرف فروشنده اطمینان نمی ­کنیم و شرایط خود را در نظر می­ گیریم.

اما چنین شرایطی اغلب در ارتباط با وام صدق نمی­ کند. ما از این نکته که وام مهمترین کالای فروشی بانک­ هاست غافل می­ شویم، خیلی شرایط خود را برای خرید این خدمت در نظر نمی­ گیریم و هر آنچه بانک­ ها پیشنهاد دهند می­ پذیریم.

اغلب ما نه تنها، نمی ­دانیم که گرفتن وام یعنی گرفتار شدن در دام بدهی ­های سنگین و پرداخت سوده ای سرسام ­آور، بلکه از هر رابطه و راهی نیز برای افتادن در این دام استفاده می­ کنیم. خود شما چندبار در زندگی وام گرفته­ اید؟ چند نفر را می­ شناسید که تاکنون وام نگرفته باشند؟

برای آنکه زرنگی و هوشمندی بانک­ ها را در یابید، اجازه دهید با یک مثال ساده طمع شدید بانک­ها برای کسب سود از جیب مردم را با هم بررسی کنیم. مثال اینگونه است. فرض کنید که فردی می­خواهد 100 میلیون تومان را با نرخ سود 15 درصد در قالب وامی با بازپرداخت سه ساله از بانک دریافت کند.

آیا می­دانید در این صورت فرد چه مبلغی را به عنوان سود به بانک خواهد داد، سودی که در واقع قیمت خرید وام به شمار می­ رود؟ اجازه دهید با هم این سود را بر اساس فرمول مشخصی که یکی از بانک­ های معتبر کشور مورد استفاده قرار می­ دهد حساب کنیم.

تصور اولیه اغلب مردم این است که چون وام 15 درصد گرفته­ اند، به ازای 100 میلیون باید 15 میلیون تومان سود پرداخت کنند. تصوری که با واقعیت اختلاف فاحشی دارد.

بانک مورد نظر به افراد می­ گوید که برای دریافت وام صد میلیون تومان، باید پنجاه میلیون تومان را به عنوان سپرده به مدت یک سال در بانک سپرده­ گذاری کنند. سود این سپرده ­گذاری با نرخ 15 درصد در طی یکسال هفت و نیم میلیون تومان است که این سود نه تنها توسط بانک به دریافت کننده وام پرداخت نمی ­شود، بلکه به عنوان شرط دریافت وام معرفی می­ گردد.

در پایان سال اول، بانک صد میلیون تومان به فرد دوم وام می­دهد که در واقع 7 و نیم میلیون آن، سود خود او از محل سپرده ­گذاری ­اش است. پس بانک در واقع مبلغ نود و دو میلیون و پانصد هزار تومان به طرف دوم وام می­ دهد اما در محاسبه اقساط، خود صد میلیون تومان را محاسبه می­کند. (این ضرر اول ـ مثل این می ­ماند که یک فروشگاه لباس به شما بگوید صد هزار تومان برای یک سال نزد او ودیعه بگذارید تا سال بعد بتوانید شلواری به قیمت 120 هزار تومان خریداری کنید).

فرمول بانک مذکور برای تعیین  سود وام نیز بدین گونه است:

(مبلغ وام * نرخ وام * 36+1) تقسیم بر (100* 12*2)

که برای وام فرد مورد نظر ما رقمی بالغ بر 23 میلیون تومان را شامل می ­شود. حال اگر به یاد آوریم که بانک هفت و نیم میلیون نیز از محل سپرده ­گذاری فرد وام­گیرنده، به دست آورد، متوجه می­ شویم که سود دریافتی بانک برای یک وام صد میلیون تومان، بالغ بر 30 میلیون تومان و یا بالای 30 درصد است.

تازه این میزان بالا از سود در حالتی است که شما بتوانید وام 15 درصد دریافت کنید. دریافت وام ­های به ظاهر 18، 22 و یا حتی 29 درصد، هزینه­ های بسیار بیشتری را به شما تحمیل می­ کند.

بانک یک بنگاه اقتصادی است و از فروش خدمات و محصولات خود که مهم ترین­ شان وام است، تنها به سود و منفعت خود فکر می­ کند. اما اغلب افراد از اینکه با دریافت وام تا چه حد به فروشنده آن یعنی بانک سود می­ رسانند غافل هستند.

چرا دریافت وام اشتباه است؟

تقریباً تمام کارشناسان و صاحب­ نظران اقتصادی بر این باورند که دریافت وام برای خرید کالاً امری بسیار اشتباه و زیان ­بار است. اگر از هر یک از آنها بپرسید که پس برای خرید یک کالا که پول لازم برای تهیه آن را نداریم، چه باید بکنیم؟ همگی این پاسخ را به شما ارائه خواهند کرد: پس ­انداز.

شاید هنوز این سوال در ذهن­تان وجود دارد که چرا دریافت وام اشتباه است و چه زیان­ هایی دارد؟

قبل از دادن پاسخ به این سوال اجازه دهید شرایط خرید یک خودروی 30 میلیون تومانی را با وام یا از طریق پس­ انداز مورد بررسی قرار دهیم.

اگر شما برای خرید خودرو وام 30 میلیون تومانی 22 درصد با بازپرداخت مثلاً 5 ساله دریافت کنید (وام معمولی که در کشور ما برای خرید خودرو ارائه می­شود)، حداقل سودی که به بانک پرداخت می­ کنید رقم بالغ بر 16 میلیون و 500 هزار تومان خواهد بود. اقساط شما نیز با توجه به مبلغ اصل وام و سود آن ماهانه رقمی بالغ بر 750 هزار تومان را شامل خواهد شد.

بنابراین کسی که می­ تواند چنین وامی را دریافت و آن را بازپرداخت کند، باید بتواند ماهانه مبلغ 750 هزار تومان را نیز پس­ انداز کند. در نتیجه اگر قرار باشد چنین شخصی از طریق پس­ انداز خودروی مورد نظر خود را خریداری نماید، کافی است تنها 40 ماه یعنی حدود سه سال و چهار ماه نسبت به پس ­انداز کردن این مبلغ اقدام کند.

شاید با خود بگویید که در صورت دریافت وام، خودروی مورد نظر را همین امروز خریداری می­ کنید اما با پس ­انداز باید سه سال صبر کنید. بله، این عدم صبر و تحمل دقیقاً همان ضعفی است که بانک­ ها برای فروش محصول اصلی خود یعنی وام و درآمدزایی از آن بهره می­ گیرند.

اغلب ما حاضریم به خاطر عجله و هوس ­های زودگذر خود را به دردسر بیندازیم، پول در جیب موسسات و بانک­ ها بریزیم و زندگی را بر خود سخت کنیم. چرا؟ چون بانک­ ها با دادن وام به ما قدرت مجازی اعطا می ­کنند. ما امروز برای خرید خودرو پول کافی نداریم، اما با دریافت وام، این قدرت به ما داده می ­شود. ما نیز بی آنکه به تبعات آن فکر نماییم، به اینکه می ­توانیم اقساط را پرداخت کنیم یا نه، به اینکه باید مد­ت­ها سود سنگینی را به بانک ­ها پرداخت کنیم و …، تن به این بدهکاری می­دهیم. هرگز هم به احتمالات ممکن اما بسیار خطرناکی که می ­توانند به یکباره زندگی ما را به ورطه سقوط بکشند فکر نمی ­کنیم.

اجازه دهید باز داستانی را برای­تان تعریف کنم. دوستی داشتم که وقتی ازدواج کرد با فشار همسر و خانواده همسرش وام نسبتاً سنگینی دریافت کرد تا یک ماشین نسبتاً مدرن و با کلاس بخرد (چیزی حدود 50 میلیون تومان وام دریافت کرد).

او به سختی از پس بازپرداخت اقساط وام بر می ­آمد. اما هرگز اجازه نمی­ داد حتی یک قسطش هم عقب بیفتد. شرایط به ظاهر خوب بود و او از داشتن خودروی با کلاس و رضایت همسرش لذت می­ برد تا اینکه، به دلیل بیماری همسرش مجبور شد زیر بار بدهی سنگینی برود تا بتواند خرج عمل او را تامین کند. حال او مانده بود و بدهی سنگینی که از اقوام گرفته بود و اقساطی که باید بازپرداخت می ­کرد. به همین دلیل بی ­آنکه به کسی بگوید، با همان ماشین نسبتاً با کلاسش شب­ ها بعد از کار معمول روزانه، برای یک شرکت به عنوان راننده کار می ­کرد. اما این پایان تیره ­بختی ­های دوست من نبود. چراکه یک شب وقتی از ماموریت خود باز می­ گشت، تصادف کرد و بدین واسطه هم خسارت سنگین دیگری به او وارد شد و هم مجبور شد ماشینش را برای مدتی طولانی بخواباند، چراکه پول تعمیر آن را نداشت. او نمی ­دانست بدون ماشین چگونه باید از پس اقساط خودرو و بدهی عمل جراحی بر آید. اقساط هر ماه عقب می­ افتاد و بانک به او و ضامن ­هایش فشار می­ آورد و او مجبور بود هربار برای خلاصی از بدهکاری، بدهی بیشتری بر بدهی ­هایش اضافه کند. حتی تن به پول بهره ­ای نیز داد و ….

اغلب کسانی که سبک زندگی و نگرش صحیح زندگی ثروتمندان را فرا نگرفته ­اند، اصطلاحاً لقمه ­های بزرگتر از دهان­شان بر می­ دارند و با عدم بکارگیری دور­اندیشی خود و زندگی­شان را در معرض خطرات مهلکی قرار می­دهند. اینکه یک نفر سه سال برای خرید خودرو پس ­انداز کند و زیر بار بدهی نرود، بسیار بهتر از آن است که برای دسترسی به آرامش تعجیل کند، بی­ آنکه توانش را داشته باشد خودرویی بخرد و در ازای آن مجبور باشد هم به مدت مثلاً 5 سال اقساط سنگین پرداخت کند و هم در معرض اتفاقاتی خطرناک و ویران ­کننده هماننند مشکلاتی که برای دوست من رخ داد قرار گیرد.

بله یک انسان پولدار ممکن است حتی بالغ بر دو یا سه میلیارد نیز برای خرید یک خودرو پرداخت کند. همه دوست دارند از بهترین امکانات و کیفیت بالا بهره ببرند. اما انسان­ های موفق و ثروتمند، از داشته ­های خود خودروی گران­قیمت می ­خرند نه با وام و بدهی.

دریافت وام به صورت کاذب به شما قدرت خرید بالاتری می­دهد اما هم شما را مجبور می ­سازد که سود کلانی را به جیب بانک­ ها بریزید و هم زندگی خود را در معرض خطر قرار دهید. آبروی­تان به واسطه بدهی در معرض خطر قرار می­گیرید، اعتبار،آسایش و امنیت ­تان به مخاطره می­ افتد و حتی ممکن است به واسطه گرفتار شدن در بحران ­های شدید مالی، روابط خانوادگی و دوستانه خود را نیز از دست بدهید.

جالب است بدانید دوستی که داستان زندگی­اش را برای­تان تعریف کردم، امروز سال­هاست که از همسر خود جدا شده و تنها و افسرده به زندگی سخت خود ادامه می­دهد. می­دانید چرا؟ چون او حتی در انتخاب همسرش نیز دچار اشتباه شده بود. کسی که به خاطر یک خودرو حاضر به زندگی کردن با شما شود، با اولین مشکل مالی نیز شما را ترک خواهد کرد.

بنیان زندگی خود را بر اساس ظواهر، تجملات و اعتبارهای مجازی مثل ثروت و پول بنا نکنید.

آیا دریافت وام در هر شرایط اشتباه است؟

همانطور که گفتیم متاسفانه بدهکاری به یک امر رایج در تمام جوامع تبدیل شده و افراد به دلیل فقدان مهارت صبر و تحمل و البته دوراندیشی و تدبیر، فریب تبلیغات دنیای مدرن را می­ خورند و خود را در دام گرفتاری­های مالی می ­اندازند. این امر مختص کشور ما یا کشورهای جهان سوم هم نیست. همه کشورها از این معضل رنج می­برند. چراکه سرمایه ­داران به دنبال سود خود هستند و از هر راهی برای فریب دادن مردم استفاده می­ کنند. یکی از این راه ­های موثر ایجاد قدرت کاذب خرید و دسترسی آسان به زندگی لوکس است.

اما در پاسخ به این سوال که آیا دریافت وام در هر شرایطی اشتباه است باید به چند نکته اشاره کنیم:

1ـ اغلب کارشناسان اقتصادی معتقد هستند دریافت وام برای خرید هرگونه کالایی اشتباه محض است. تنها موردی که آنها ممکن است کمی درباره آن با اغماض بنگرند، دریافت وام برای خرید خانه است. چرا که خرید خانه ضمن اینکه امنیت و آرامش خوبی را به زندگی افراد هدیه می ­دهد، نوعی سرمایه­ گذاری مطمئن نیز به شمار می­ رود. خانه مثل خودرو یا ماشین ظرف­شویی نیست که کالایی مصرف به شمار برود. از این رو برخی از کارشناسان با دریافت وام برای خرید خانه البته به شرط آنکه وامی دریافتی از شرایط معقولی برخوردار باشد (مثلاً میزان سود آن منطقی باشد) خیلی مخالفت نمی ­کنند.

2ـ اگر دریافت وام با هدف سرمایه­ گذاری هدفمند و منطقی باشد و سود حاصل از دریافت آن و سرمایه ­گذاری، بیشتر از سود پرداختی به بانک باشد، قطعاً دریافت وام می­تواند منطقی باشد. برای مثال بسیاری از تجار برای مثلاً وارد کردن یک محصول خاص که سود تضمینی آن را به صورت دقیق محاسبه کرده­ اند، از وام استفاده می­ کنند. چراکه می­ دانند در نهایت این شکل از سرمایه­ گذاری به نفع­شان خواهد بود. عنایت داشته باشید که آنها وام نمی ­گیرند که کالای مصرفی برای خود بخرند، آنها وام می ­گیرند که سرمایه­ گذاری سودآور انجام دهند.

3ـ در بسیاری از کشورها، دولت ­ها برای حمایت از تولیدکنندگان به آنها وام­ های کم­ بهره یا حتی بی ­بهره اعطا می­ کنند. دریافت این شکل از وام ­ها نیز به دلیل آنکه به تقویت توان تولیدی صنایع کمک کرده و شرایط منطقی و مناسبی دارند، امری پسندیده به شمار می­روند.

4ـ در بسیاری از کشورها مثل کشور ما به جوانان وام­ های منطقی و خاصی اعطا می­ شود که تامین کننده اصلی آنها نه بانک ­ها، بلکه دولت است. مثلاً در کشور ما به افرادی که تازه ازدواج کرده ­اند، وام ازدواج با بهره 4 درصد اعطا می­ شود. اعتبار آن را نیز دولت تامین می­ کند. دریافت این وام­ ها نیز به دلیل شرایط معقولی که دارند و می­ توانند زمینه ورود جوانان به خانه بخت را فراهم آورند، منطقی است.

مقالات مرتبط:
چطور خانواده ولخرج نداشته باشیم
ژن خوب
 هوش اشرافی
برچسب‌ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Rating*