چگونه می خواهیم برنده شویم؟


academyhaft 6 دی 1396 دقیقه مطالعه
iOS 14

دسترسی سریع به عناوین

این یکی از مهمترین سؤالاتی است که یک شرکت دار از خود میتواند بپرسد. جواب این سؤال، در صورتی که به صورت شفاف و دقیق باشد، مسیر اصلی کسب و کار را مشخص می کند و تمام کارها و تصمیمات بسیار آسان تر خواهد شد. ولی اگر در جواب این سؤال ابهام وجود داشته باشد، کسب و کار به جای پیشرفت به جلو به دور خود میچرخد. در این صورت نتایج تمام رفتارها و تصمیمات نامشخصی خواهد بود و ناامیدی و بی نتیجه گی گریبان گیر شرکت می شود.

حتماً متوجه شده اید که سؤال مطرح شده در بالا درباره فن تدبیر و استراتژی است. من برای استفاده از این کلمه استراتژی کمی دو دل بودم چرا که مردم معمولا از شنیدن این کلمه هراس دارند. این کلمه آنها را یاد تئوری های مختلف، سمینارهای آموزشی و یادگیری اطلاعات زیاد می اندازد. ولی من درباره استراتژی نظر جک ولچ را می پذیرم که میگوید: «اگر میخواهید در زمینه استراتژی و فن تدبیر موفق باشید، کمتر فکر کنید و بیشتر عمل کنید. در زندگی واقعی استراتژی بسیار راحت است. یک مسیر کلی را انتخاب کنید و تا سر حد جان به آن عمل کنید.»

سپس لازم است تمام استراتژی ها و اقدامات خود را برنامه ریزی نمایید. برای داشتن یک برنامه موفق 3 نکته زیر ضروری است:

  1. یک دلیل قانع کننده برای مشتریان ایجاد کنید تا شما را نسبت به دیگر شرکت ها ترجیح دهند. این مطلب هسته اصلی استراتژی شما می باشد.

  2. عملگرا باشید. کارمندان و فرآیندهای کاری شرکت را طوری هماهنگ کنید تا تمایل برای خرید محصول شما زیاد شود. البته بدانید قسمت مربوط به کارمندان دشوار است.

  3. انجام دهید، کارتان را ارزیابی کنید، تغییرات لازم را انجام دهید و این چرخه را تکرار کنید. انتظار نداشته باشید از همان ابتدا همه چیز را درست انجام دهید. حتی اگر هم از همان اول استراتژی درست را انتخاب کرده باشید، بدانید که به مرور زمان شرایط تغییر خواهد کرد و باید چرخه ذکر شده در بالا را تکرار کنید.

شرکت داران موفق سعی می کنند سؤال چگونه میخواهیم موفق شویم را به کارمندان خود نیز تفهیم کنند. آنها در هر فرصتی اهداف و مسیر اصلی شرکت، همچنین تأثیر آن روی کارمندان و مشتری ها را گوشزد می کنند.

 

فرمانده

در رأس کارها بودن معمولاً با تنهایی و غربت همراه است، ولی می تواند نباشد.

به نظر میرسد صاحبان مشاغل کوچک همدیگر را به خوبی درک می کنند. شاید این در کار متقابل به این خاطر باشد که مدیریت کسب و کار بسیار غریبانه است. شاید به این خاطر باشد که همه ما به کسی یا کسانی نیاز داریم که تکیه گاه مان باشند. دلیلش هر چه که میخواهد باشد، این درک متقابل و کمک کردن زیباترین و ارزنده ترین قسمت زندگی من است. خیلی اوقات که در بحث مدیریت احساس تنهایی می کنم، به دوستانم که آنها نیز صاحب کسب و کاری هستند پناه می برم. گاهی اوقات که نمیدانم چه کنم، از تجربیات کاربردی آن ها استفاده می کنم. وقتی هم موفق می شوم، آنها را صادقانه به جشن پیروزی ام دعوت می کنم.

جالب است بدانید اکثر صاحبان مشاغل موفق معمولاً انسان هایی هستند که به راحتی با دیگر مدیران ارتباط برقرار می کنند. این نوع افراد به طور ذاتی میدانند که به کمک نیاز دارند. بسیار زیاد اتفاق میافتد از افراد موفق میشنوم که میگویند برای افزایش دانش و فهم از دیگران تقاضای کمک کرده اند.

همچنین برای ایجاد پیشرفت در کسب وکار، باید تمایل تان نسبت به آینده بسیار زیاد باشد. برای صاحبان مشاغل کوچک، هر روز با هزار و یک کار و تصمیم متفاوت همراه است و یکی از مهمترین آنها عبارت است از: «بعد از این کار چه کار باید کرد؟» برای شرکت هایی که تمایل به پیشرفت دارند این سؤال ها بسیار حیاتی است. آیا باید به مسائل مهم و ضروری که هم اکنون با آنها دست به گریبان هستیم توجه کنیم، یا درباره آینده برنامه ریزی کنیم؟ تحقیقات ما نشان میدهد شرکتهایی که در نقطه توقف گیر کرده اند معمولا بیشتر وقت خود را صرف حل و فصل مسائل جاری می کنند و برای آینده برنامه ای ندارند.

البته هیچ کس منکر این حقیقت نمیشود که باید برای مسائل مهم جاری وقت گذاشت. ولى اگر شرکتی قصد پیشرفت دارد باید از مسائل روزمره ای که جز وقت تلف کردن سودی ندارند دوری کند و به مسائلی بپردازد که شرکت را به جلو حرکت میدهد. شاید اختصاص دادن چند ساعت در هفته برای برنامه ریزی های مربوط به آینده کافی باشد.

برای بسیاری از صاحبان شرکت ها، کنار گذاشتن کارهای روزمره برای رسیدگی و برنامه ریزی مسائل آینده کار بسیار دشواری است. یکی از روش هایی که کارآفرینان موفق از آن استفاده می کنند این است که ابتدا اسامی کارمندان، مربیان و شریکان را همراه با مسئولیت شان می نویسند و سپس خود را موظف می کنند که به طور خصوصی با هرکدام از آن ها درباره برنامه های آینده شرکت جلسه ای داشته باشند. این روش بسیار مناسب است چرا که اکثر افراد تمایل دارند برنامه ریزی های آینده را به صورت گروهی انجام دهند هرچند اینکه چگونه یک کارآفرین تعادل بین کارهای زمان حال و آینده را برقرار می کند یکی از مهمترین نشانه هایی است که می توان به وسیله آن میزان تمایل وی را به آینده فهمید.

 

ریسک و عدم اطمینان

به نظر میرسد مدیرانی که دست به استخدام های کارآفرینانه می زنند قدرت ریسک بیشتری نسبت به بقیه دارند. در واقع استخدام های کارآفرینانه به همان مقدار که میزان توجه شما را به آینده نشان می دهد، به همان مقدار ظرفیت شما را برای قبول ریسک می رساند.

 

وقتی شرایط رو به وخامت می گذارد

به نظر می رسد اشخاصی که در پشت سر گذاشتن موانع، موفق عمل می کنند افرادی هستند که توانایی های لازم برای مقابله با بدبیاری و بدشانسی را در اختیار دارند. به نظر می رسد تحمل و استقامت آنها بی نهایت است. هرچند ما با افرادی که در کسب و کار خود شکست خوردند مصاحبه نکردیم، ولى نظر من این است که آنها به احتمال زیاد افرادی هستند که استقامت و پایداری لازم در مواجهه با مشکلاتی که برای همه پیش می آید را در اختیار نداشتند.

 

آیا همین کافی است؟

شرکت هایی که مشکلات را پشت سر می گذارند و به موفقیت های چشمگیری دست می یابند به نکته های زیر توجه ویژه ای دارند:

  1. اشتیاق برای یادگیری: مدیران موفق با مدیران دیگر به راحتی و به سرعت ارتباط برقرار می کنند تا بتوانند از اطلاعات و تجربیات آن ها استفاده کنند.

  2. آینده نگری: مدیران شرکت های در حال توسعه همیشه تعادل را بین کارهای روزمره و کارهایی که باید در آینده انجام شود حفظ می کنند.

  3. ظرفیت ریسک پذیری: افراد موفق قابلیت ریسک بالایی دارند و همچنین با مسائلی که همراه با عدم قطعیت است به راحتی کنار می آیند.

  4. پشتکار و ایستادگی: کارآفرینان موفق به سادگی تسلیم نمی شوند.

 البته مطالب فوق الذکر تمام ویژگی های یک مدیر خوب و مؤثر را شامل نمی شود، چرا که مدیریت یک امر پیچیده و چند بعدی است. ولی هنگامی که مدیران موفق و در حال پیشرفت را با مدیرانی که در نقطه توقف گیر کرده اند مقایسه می کنیم،متوجه می شویم نکات بالا تفاوت های اساسی آنها است به این معنی که اشتیاق برای یادگیری، آینده نگری، ریسک پذیری و پشتکار در مدیران موفق بسیار بالاست.

 

مقالات مرتبط:
نقطه توقف در پیشرفت کسب و کار
ابزار گسترش کسب و کار
چه چیزی سخت تر از آنچه تصور می کردید بوده است؟
الگوی کسب و کار
منبع: پیشرفت کسب و کار نوشته جک هی هاو
برچسب‌ها :

One thought on “چگونه می خواهیم برنده شویم؟”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Rating*