کارآفرینی ملی


academyhaft 12 تیر 1396 دقیقه مطالعه
iOS 14

دسترسی سریع به عناوین

گروهی از پژوهشگران، کارآفرینی اجتماعی را ابتکار بخش غیرانتفاعی برای یافتن و مدیریت راه­ های مختلف برای ایجاد ارزش­ اجتماعی دانسته­ اند؛ گروهی دیگر نیز آن را رویه­ ی پاسخگویی اجتماعی بنگاه­ های اقتصادی می­دانند. برخی دیگر نیز از کارآفرین اجتماعی به عنوان وسیله­ ای برای کم کردن مشکلات و مسائل اجتماعی و تسریع در دگرگونی­ های اجتماعی نام می­برند.

مرکز کانادایی کارآفرینی اجتماعی (2001) با بررسی جامع و با تأکید بر جهانی سازی، کارآفرینی اجتماعی را نوآوری در بخش های خصوصی، عمومی و داوطلبانه برای دستیابی به اهداف اجتماعی و اقتصادی تعریف می­کند، بر این اساس می­توان کارآفرینی اجتماعی را در بخش ­های غیرانتفاعی و سازمان­ های تعاونی جست­ وجو کرد.

سولیوان در سال (2003) کارآفرینی اجتماعی را تشخیص فرصت­ های موجود سازمان­ های اجتماعی می داند.

به نظر می رسد که پیوستاری از اهداف اجتماعی در بین اهداف کارآفرینان اجتماعی وجود دارد، که در یک طرف این پیوستار هدف کارآفرین، خلق منافع اجتماعی و در سوی دیگر آن، دستیابی به اهداف اجتماعی قرار دارد.

در کل  فعالیت کارآفرینان اجتماعی مرزهای سنتی بین بخش عمومی، خصوصی و غیرانتفاعی را کمرنگ کرده و بر ایجاد مدل­ های ترکیبی فعالیت­ های انتفاعی و غیرانتفاعی تأکید دارد.

طبق تعریف کار کارآفرینی فرآیندی است که در آن محصول یا خدمت جدیدی ایجاد (خلاقیت)، یا معرفی می­شود (نوآوری) و هدف آن افزایش ثروت اشخاص و ایجاد ارزش در جامعه است. این هدف به ما کمک می­کند که به جستجوی کارآفرینان در بخش­ های زیر بپردازیم:

  1. کسب­ وکارهای انتفاعی که هدف آن­ها کسب سود است، اما نسبت به جامعه متعهدند. این گروه از کسب­ وکارها با اتخاذ راهبردی درست و کمک ­های مالی متعهد به انجام کارهای درست، کمک به جامعه و محیط زیست هستند.

  2. مؤسسه های اجتماعی که با اهداف اجتماعی به وجود آمده ­اند، اما هنوز ماهیت آن­ها انتفاعی است.

  3. بخش­ های داوطلبانه

با این اوصاف بسیاری از کارآفرین­ های اجتماعی از همان ویژگی رفتاری کارآفرینان کسب ­وکار برخوردارند، با این تفاوت که آن­ها به جای کسب درآمد و پول، بیشتر به دنبال اهداف اجتماعی و کم به مردم و حمایت از آنان هستند.

اهمیت کارآفرینی در کشورهای بزرگ و پیشرفته، فقط ایجاد شغل نیست، بلکه دلیل اصلی آن­ فعالیت­ های اقتصادی کوچک است که در این کشورها به وجود آمده و رشد کرده ­اند و به این ترتیب توانسته­ اند سهم قابل توجه ی از فناوری روز و در نتیجه ثروت و درآمد تمام دنیا را به خود اختصاص دهند.

کارآفرینی نیز مانند هر پدیده ­ی دیگری قواعد ویژه­ ی خودش را دارد. سرمایه شاید مهم­ترین نیاز شروع یک فعالیت اقتصادی باشد، اما به یقین همه­ ی آن نیست. دانش و توانایی مدیریت، دانش اقتصادی، شناخت اوضاع بازار و نیازهای آن و از همه مهم­تر باور داشتن به اینکه “من می­توانم کار تازه ­ای را شروع کنم” از جمله عوامل مهم برای تولید یک کارآفرین هستند.

نقش کارآفرینی در توسعه:

امروزه صاحب ­نظران بر نقش کارآفرینی در توسعه­ ی اقتصادی و اجتماعی اتفاق ­نظر دارند. مهم­ترین نقش ­هایی که کارآفرینی در فرآیند توسعه می تواند ایفا کند، به شرح زیر است:

  1. کارآفرینی موجب گردآوری پس انداز عمومی بی­ هدف و سرگردان می­شود و تشکیل سرمایه را بهبود می­بخشد.

  2. کارآفرینی منجر به ایجاد اشتغال در مقیاس وسیع می­شود؛ بنابراین کارآفرینی مشکل بیکاری که ریشه­ ی بسیاری از مشکلات اقتصادی­ ـ اجتماعی است را کاهش می­دهد.

  3. کارآفرینی به توسعه­ ی متوازن منطقه ­ای منجر می­شود.

  4. کارآفرینی باعث کاهش تمرکز اقتصادی در جامعه می­شود.

  5. کارآفرینی منجر به توزیع مجدد ثروت، درآمد و حتی قدرت سیاسی به صورت عادلانه در جامعه می­شود.

  6. کارآفرینی، منابع، سرمایه ­ها و مهارت­ هایی که ممکن است بی­ استفاده و سرگردان باقی مانده باشند را به طور مؤثر به تحرک وا می­دارد.

  7. کارآفرینی کیفیت زندگی را بهبود می­بخشد، چون کارآفرینان، پیوسته در حال ابداع و توسعه­ ی کالاها و خدمات جدیدند.

  8. کارآفرینی، تجارت خارجی که جزء مهمی از توسعه ­ی اقتصادی کشورها است را ارتقا می­دهد.

  9. کارآفرینی موجب افزایش سود اجتماعی از طریق دولت می­شود.

 

کارآفرین در تسهیل موارد زیر نقش اساسی دارد:

  • تحریک و تشویق حس رقابت

  • تحریک، ترکیب و مهیا کردن عوامل تولید

  • سازماندهی منابع و استفاده ­ی اثر بخش از آن­ها

  • ایجاد یکپارچگی و ارتباط بازارها

  • رفع خلل، شکاف­ ها و تنگناهای بازار و اجتماع

  • کاهش بوروکراسی اداری

  • تحول و تجدید حیات ملی و محلی

  • شناخت، ایجاد و گسترش بازارهای جدید

  • نوآوری و روان­ کننده­ ی تغییر و در نهایت ایجاد تعادل در اقتصاد پویا

دامنه­ ی تأثیر کارآفرینی بر جامعه بسیار وسیع است، از تغییر در ارزش­ های اجتماعی تا رشد شتابان اقتصادی. از آثار رواج فرهنگ کارآفرینی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ایجاد ثروت

  • اشتغال ­زایی

  • ایجاد و توسعه­ ی فناوری

  • ترغیب و تشویق سرمایه­ گذاری

  • شناخت، ایجاد و گسترش بازارهای جدید

  • افزایش رفاه

  • ساماندهی و استفاده اثر بخش از منابع

به باور محققین، کارآفرینان از رسیدن نظام اقتصادی به تعادل ایستا جلوگیری می­کنند  به واسطه­ ی رفتارهای فرصت جویانه­ ی خود، برای کلیت نظام اقتصادی فرصت­ سازی می­کنند.

 

کارآفرینی، پایه ­ی شکل­ گیری اقتصاد نوین:

نظام اقتصادی دنیا رو به نظام اقتصادی با ماهیت شبکه ­ای در حال حرکت است. در چنین مدلی از اقتصاد، کنترل و تخصیص منابع توزیع شده است و نقش شبکه ­های اجتماعی در آن پررنگ تر از سیستم اقتصادی متمرکز است. نقش کارآفرینان در رویکرد شبکه­ مدار به مراتب پررنگ تر از سیستم اقتصادی کلاسیک است. در اقتصاد­نوین کارآفرینان در شبکه­ های اجتماعی نقش عناصر فعالی را ایفا می­کنند که موجب ارتقای بازده­ی سرمایه ­های مادی و انسانی می­شود.

کارآفرینی و رشد اقتصادی:

ویژگی بارز اقتصاد امروز تغییر سریع است. طبیعت کارآفرینی در تطبیق با تغییرات، موفقیت بیشتری دارد. نتایج یک پژوهش نشان داده است که نرخ رشد اقتصادی یک کشور رابطه­ ی معنا داری با سطح فعالیت­ های کارآفرینانه آن دارد.

کارآفرینی و اشتغال:

کارآفرینی نقش  بزرگی را در اشتغال زایی بازی می­کند؛ به گونه­ ای که نیمی از کارکنان کشورهای توسعه یافته اکنون مشغول به کار در کسب­ وکارهای کوچک هستند

کارآفرینی و رشد فناوری:

تحقیقات نشان داده ­اند که درصد زیادی از نوآوری­ های کارآفرینانه در عرصه ­ی صنعت منجر به تحولات بنیادی شده­اند. کارآفرینان با عرضه­ ی محصول و خدمات جدید و به وسیله­ ی فناوری کیفیت زندگی نوع بشر را بهبود بخشیده ­اند؛ در واقع بیشترین بخش نسل جدید صنایع را کارآفرینان ایجاد کرده­اند.

کارآفرینی موتور توسعه­ ی کشورها:

در اقتصاد رقابتی و مبتنی بر بازار جهان امروز که با تغییر و تحول پرشتاب محیط بین­ المللی همراه است، کارآفرینی به مثابه­ی “موتور توسعه­ ی اقتصادی” برای گذر از جامعه­ ی صنعتی به جامعه­ ی اطلاعاتی و دگرگونی اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی نقش ایفا کرده است؛ زیرا کارآفرینی سبب افزایش بهره­ وری ایجاد اشتغال و رفاه اجتماع است. در واقع، فرآیند کارآفرینی دستاورد کسانی است که میل شدید به کامیابی دارند و سخت کوشی، پافشاری، ریسک­ پذیری، دورنماسازی شگفت­ انگیزی از جمله ویژگی­ های روحی ـ روانی آن­هاست.

علاوه بر این بسیاری از شرکت­ ها به دلیل بهره­ وری اندک، فقدان تقاضا و مشکلات دیگر در آستانه ­ی ورشکستگی هستند و امکانات رقابتی در بازار جهانی اندک است؛ بنابراین “توسعه­ ی کارآفرینی” رویکردی ضروری است.

تاکنون چهار شاخص مهم اقتصادی مرتبط با کارآفرینی شناسایی شده است. این شاخص ها عبارتند از:

  1. سرانه­ ی تولید ناخالص داخلی به ازای هر نفر شغل:

شاخص سرانه­ ی تولید ناخالص داخلی، به ازای هر نفر شاغل، نشان دهنده­ ی اهمیت رشد و توسعه­ ی کارآفرینی و شرکت های کوچک و متوسط در این کشورهاست.

  1. توانایی سرمایه­ گذاری مخاطره ­آمیز برای توسعه­ ی کسب­ وکار:

این شاخص، از شاخص­ های مهم ارزیابی کارآفرینی است. هرچه سرمایه ­گذاری مخاطره ­آمیز در کشوری بیشتر باشد، توسعه­ ی کسب­ وکار و در نتیجه میزان کارآفرینی در آن کشور بیشتر خواهد بود.

  1. چگونگی درک مدیران کشور از کارآفرینی:

مدیران در تدوین خط مشی و اجرای برنامه­ ها که در گسترش و ترویج کارآفرینی باشد نقش مهم و کلیدی دارند، بنابراین هر مقدار که مدیران یک کشور درک بهتری از کارآفرینی داشته باشند، به توسعه یافتگی نزدیک­تر خواهند بود.

  1. هزینه ­ی کل تحقیقات:

تحقیق و توسعه می تواند پدید آورنده ­ی فرصت­ های تجاری جدید باشد و سبب رشد کارآفرینی و شرکت­ های کوچک و متوسط شود.

تأکیدی بر اهمیت کارآفرینی:

کارآفرینی به غیر اشتغال­ زایی، دارای جنبه های مثبت دیگری نیز می­باشد، مهم­ترین آن­ها عبارتند از:

  • بارور شدن خلاقیت­ ها

  • ترغیب به نوآوری و توسعه ­ی آن

  • افزایش اعتماد به نفس

  • ایجاد و توسعه­ ی تکنولوژی

  • تولید ثروت در جامعه

  • افزایش رفاه عمومی

سرمایه­ گذاری:

سرمایه گذاری خطر پذیر یکی از عوامل مهم در توسعه ­ی کارآفرینی و منابع تأمین آن از اهمیت ویژه­ ای برخوردار است. سرمایه­ ی مورد نیاز کارآفرین از دو منبع اصلی زیر تأمین می­شود:

  1. سرمایه­ ی خطر پذیر رسمی:

این سرمایه ها از راه منابع رسمی کشور تأمین و در اختیار کارآفرین­ ها قرار می­گیرد. مانند بانک­ های مرتبط با توسعه صنایع.

  1. منابع مالی غیررسمی:

 این بخش از سرمایه توسط خود کارآفرین، بستگان، دوستان و سایر افرادی که تمایل به مشارکت در پروژه را دارند، تأمین میشود.

در یک تقسیم بندی کلی، ابزارهای جهانی شدن در حوزه ­ی اقتصاد را می توان به 4 دسته تقسیم کرد:

  1. تجارت بین­ الملل

دو عامل اصلی “ریسک” و “بازده انتظاری” بر انتقال و جا­به ­جایی سرمایه مؤثر است. اگر مکانی میزان ریسک و خطرش برای سرمایه بالا باشد حرکت سرمایه­ ی به آنجا کُند می­شود و برعکس. سرمایه گذاری خارجی باعث افزایش توان تولید کالاها در کشور جذب کننده می­شود و در شرایطی، با ایجاد مازاد در تراز پرداخت ­ها، می تواند بر نرخ ارز اثر بگذارد (آن را کاهش می دهد).

  1. سرمایه ­گذاری خارجی

علاوه بر این موارد سرمایه گذاری مستقیم خارجی باعث انتقال فناوری و مهارت­ های مدیریتی شده و بازاریابی برای محصولات تولیدی در کشورهای پذیرای سرمایه را آسان­تر می­کند. همچنین حرکت سرمایه در سطح جهانی باعث هماهنگی و همگرایی در سیاست­ های اقتصادی کشورها شده و روند جهانی شدن را تسهیل می­کند.

  1. نقش شرکت ­های چند ملیتی

در جهان امروز تولید کالا و حتی اجزای یک کالا در سطح بین­ المللی بر پایه­ ی مزیت رقابتی شکل می­گیرد، بنابراین اجزای مختلف یک کالا در کشورهای مختلف که شرایط بهتری برای تولید آن کالا را دارند تولید می­شوند و در نهایت کالای اصلی در کشور مادر یا در یک کشور ثالث مونتاژ می­شود.

  1. بین ­المللی شدن تولید و پیشترفت­ های تکنولوژیک

از دیدگاه دانیل آرشی باگی و جاناتان میخائیل، جهان گرایی فناوری را از سه جنبه می­توان مورد بررسی قرار داد:

  • بهره برداری جهانی از فناوری: تمایل به استفاده از فناوری­ های به روز و پیشرفته در فضای رقابتی تجارت جهانی به دو علت اصلی می باشد: نخست اینکه محصولات مبتنی بر فناوری برتر، برای دستیابی به بازارهای جهانی مستعدترند؛ و دوم اینکه فناوری مستقل از محصول، با روش ­هایی مانند واگذاری حق امتیاز و انتقال دانش فنی در بازارهای جهانی قابل استفاده شده است.

  • همکاری جهانی در زمینه فناوری: نهادهای غیرانتفاعی مانند دانشگاه­ها بیشتر مایل هستند نتایج و دستاوردهای تحقیقاتی خود را در جریان همکاری با بخش های تجاری یا غیراتفاعی دیگر تبادل کنند.

  • تولید جهانی فناوری : تولید جهانی فناوری محور اصلی شرکت­ های چند ملیتی محسوب می­شود. فرآیند تولید تکنولوژی از چند کشور محدود، اکنون به کشورهای بیشتری گسترش پیدا کرده است.

چالش ­های رو­به رو :

از چالش­ های پیش­رو برای ورود به دنیای اقتصاد جهانی، می­توان سه مورد را برشمرد: نخست چالش ­های تدارکاتی و موانع روانی، دوم چالش مدیریت فرصت­ های محیطی و سوم ریسک رویارویی با حاکمان بزرگ بازار.

آیزنبرگ برای رفع این مشکلات راه کارهای زیر را پیشنهاد می­دهد:

  1. باید به روشنی دلایل جهانی شدن را تبیین کنید.

  2. بیاموزید با شرکایی قدرتمند ائتلاف کنند.

  3. در مدیریت زنجیره ­ی تأمین جهانی عالی عمل کنید.

  4. فرهنگی چند ملیتی در سازمان خود خلق کنید.

در روند جهانی شدن، یکی از مسائل مهمی که باید به آن پرداخته شود، ایجاد بستر برابر آموزشی و کیفیت زندگی در سراسر زمین است و برای تحقق این امر نیازمندیم زمین را نیز دریابیم. احیای محیط زیست یکی از امور حیاتی در ادامه مسیر جهانی شدن است:

در برنامه ­ی جهانی مراقبت از زمین که در سال 1991 توسط سازمان ملل ارائه شد، این موضوع به این شکل مطرح شده است:

” ما نیازمند توسعه ­ای هستیم که هم مردم ­مدار یعنی معطوف به بهبود شرایط انسانی و هم مبتنی بر حفاظت از محیط زیست، یعنی حفظ تنوع و قدرت تولید طبیعت باشد.

ما ناگزیریم به برخی دیدگاه ­ها در مورد محیط زیست و توسعه پایان دهیم؛ دیدگاه­ هایی که گویی این دو را مقابل یکدیگر قرار می­دهد. در واقع ما باید بپذیریم که این دو اصل (محیط زیست و توسعه)، دو بخش ضروری یک فرآیند اجتناب ناپذیر هستند.”

برای انتخاب و ورود به حوزه­ های جهانی درک عمیق از سه محور متقاطع بسیار مهم است، این سه محور عبارتند از:

  1. زمینه ای را انتخاب کنید که به شدت به آن علاقه دارید.

  2. زمینه ای را انتخاب کنید که می­توانید بهترین عملکرد را درآن داشته باشید.

  3. زمینه ای را انتخاب کنید که عامل حرکت موتور اقتصادی باشد.

دستمایه­ های اصلی این شناخت، “کارآفرینی” است؛ چرا که برای همراه شدن با فرآیند جهانی شدن باید تغییر را پذیرفت و برای پذیرش تغییر، اول باید نوگرایی و تازگی را فهمید.

برای شناسایی و ارزیابی فرصت­ ها به عنوان شایستگی مهم جهانی شدن در سطح فردی به کارآفرین شدن روی آورد و پذیرفت دنیا برای همکاری و ارتقای سطح نیازها و برآوردن آن مسطح است و با آغوش باز نوآوران و نوباوران را میپذیرد.

هنگامی که “تغییر” تبدیل به “باور” شود، آنگاه زیرساخت کارآفرینی مهیا می­شود.

منبع:خلاقیت و کارآفرینی دو بال پرواز ما
برچسب‌ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Rating*